عکسها را در یک Tab جدید باز کنید تا با کیفیت بالاتری در دسترس باشد. استفاده از مطالب -با ذکر منبع- بلامانع است.
نقوش و طرحهای سنتی فرش و گلیم دستباف
فرش و گلیم سنتی و اصیل ایرانی، مجموعهای از دستبافهای مردمان ساکن در ایران فرهنگی است؛ این مجموعه از دستبافها، شامل دستههای مختلفی است که هر کدام از این دستهها، نام و شهرت خود را یا از مردمان بافنده وام گرفتهاند و یا از جغرافیای بافت. بافتههای” کرمان ” ، ” کاشان “، ” سنه ” ، ” بیجار ” ، ” شمالغرب ایران ” و…از جملهی نامهای جغرافیایی بافت هستند، و بافتههای ” کردی ” ، ” قشقایی ” ، ” بختیاری ” و… نامهایی از مردمان بافنده.
تنوع بسیار در مواد اولیه، طرحها و رنگهای فرش و گلیم ایرانی، یکی از نتایجی است که از این پراکندگی جغرافیایی حاصلآمده و یکی از نقاط قوت این بافتههای سحرانگیز، در بازارهای جهانی است.
نقش و نگارهای زیبا، لطیف، فریبنده و سحرآمیر فرش و گلیم ایران و مفاهیم رازآمیز و رمزآلود آنها؛ از جمله مباحث شیرین و تخصصی فرش ایران است که میتواند برای ساعتها و ساعتها، روح تشنهی زیبایی و معرفت انسان عاشق را سیراب و سرشار از شور و نشاط کند.
فرش ایرانی سرشار از راز و رمز است؛ زیبایی و لطافت سحرانگیز در کنار طرح مفاهیم بلند فلسفی و عرفانی، چنان مخلوقی را پدید آورده که میتوان برای ساعتها به گوشهای از آن خیره ماند و برای روزها و ماهها در مورد مفاهیم زیبا و رمزآلود آن، تصورات وهمآلود به ناخودآگاه خود راه داد و لذت برد.
مفاهیم بنیادی، اساطیر و نمادهای آئینی، فرهنگی، قومی و هنری، درطول تاریخ و بنا بر شرایط محیط و زمانه، دچار تحول میگردند، اما ریشهها و چهارچوبهای اصلی خود را حفظ میکنند؛ دلایل این امر بسیار گسترده است و مطالعات و بررسی های بسیاری در این زمینه انجام شده است که در این مجال نمی گنجد اما به عنوان مثال میتوان از تغییر و تحول تزیینات و آرایههای انسانی و حیوانی در هنر ایران باستان نام برد که در دورهی اسلامی و بر اساس محدودیتهای دینی و مذهبی، به سمت نمادگرایی و بیان رمزی مفاهیم، جهت یافتهاند.
متاسفانه و به دلایل متعدد، تاکنون یک طبقهبندی علمی و یا هنری، که بتواند طبع مشکلپسند کلیهی اساتید و بزرگان فرش ایران را اقناع نماید، منتشر نشدهاست؛ شاید بتوان مهمترین دلیل این موضوع را مطالعات و بررسیهای ناکافی در اصول و چهارچوبهای اصلی و اساسی این هنر دانست و امیدوار بود که بهتدریج مطالعات انجام شده توسط کارشناسان و محققین ایرانی، یک طبقه بندی علمی – هنری و استاندارد از طرحهای فرش ایران ارایه دهد.
یکی دیگر از دلایل بسیار مهم در عدم اجماع بزرگان این رشته بر یک طبقهبندی استاندارد را میتوان به ذات هنری-تجاری فرش و گلیم ایران نسبت داد؛ طبعا محرمانگیهای معمول در بازارهای تجاری، موجبات بیمیلی مطلعین و بزرگان بازار را برای اشتراکگذاری دانستههای خود فراهم آوردهاست.
یکی از اصول اساسی پیشرفت و توسعه در هر تجارت و هنری، پژوهش و جستجو برای ارتقا و اعتلای چهارچوبها و اصول اساسی آن تجارت و یا هنر است؛ به نظر میآید که عدم وجود همکاریهای پایدار و مفید میان بزرگان بازار و اساتید آکادمیک، یکی از مهمترین دلایل عدم توسعهی مناسب در این حوزه باشد، شوربختانه یکی از مهمترین مشکلات موجود در راه توسعه و پیشرفت، در کشور عزیز، پهناور و گستردهی ایران، همین عدم ارتباط مفید و مناسب میان دانشگاه و بازار است.
بااینحال، از برکت همکاریهای معدودی که میان فعالان آکادمیک و بزرگان بازار شکل گرفته و منجر به انجام پژوهشها و مطالعات مفیدی نیز گشتهاست، موارد جالب و بدیعی از رمزپردازی و نمادگرایی بومی ایرانی، در طرحها و و نقوش فرش و گلیمهای سنتی و بومی، در ایرانفرهنگی آشکار گشته و نتایج حاصل از این مطالعات، بر ارزشهای هنری و تجاری دستیافتههای بومی افزوده است.
بدون تردید ریشه یابی و بررسی دلایل تولد و گسترش و حتی تغییرات طرح های فرش ایران ، چه از نظر فرم بندی و چه از نظر ریزنقشها و نگاره ها بهترین راه برای طبقه بندی و همچنین نام گذاری تمامی طرح های فرش ایران است.
پژوهشی در فرش ایران-تورج ژوله
” فرهنگ فرش دستباف ” عنوان استاندارد شماره 1460 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است که در 23 دیماه 1354 شمسی تصویب و منتشر گردیدهاست.
استاندارد فرهنگ فرش كه بوسيله كميسيون فني فرش تهيه و تدوين شده در هفدهمين جلسه كميته ملي پوشاك مورخ 54/10/23 تصويب گرديد . پس از تائيد شورايعالي استاندارد و باستناد ماده يك (( قانون مواد الحاقي بقانون تأسيس مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مصوب آذر ماه 1349)) بعنوان استاندارد رسمي ايران منتشر ميگردد .
پیشگفتار استاندارد
فرش ايران كه يادگاري كهن از سنت و فرهنگي غني است سهمي عظيم در مجموعه صنايع ايران دارد بدليل شكل خاص اين پديده تشخيص مرز صنعت و سنت در آن بسيار مشكل است و با وجود اينكه فرش بعنوان يك كالاي صنعتي نقشي قابل توجه در اقتصاد كشور ما دارد اطلاعات مدون علمي وفني درباره اين پديده صنعتي بسيار كم است .
این استاندارد یکی از اولین سندهای رسمی و مهم در زمینهی موارد و موضوعات مرتبط با فرش دستباف ایرانی است، در این استاندارد که به کوشش ” كميسيون استاندارد فرهنگ فرشهاي دستباف ” تهیه شده، تقریبا تمامی موضوعات مرتبط با فرش ایرانی مورد بررسی اجمالی قرار گرفته است. موضوعاتی همچون مواد اولیه، ابزارآلات تولید، طرح و نقشهها، تکنیکهای بافت، انواع فرش و… ثبت و ضبط گردیدهاست. این استاندارد سند بسیار مهمی در تولید و تجارت این دستبافتهها است و اطلاعات گرانبها و ذیقیمتی از آن قابل استخراج است
سنه؛ نام مجموعهای از بافتههای سنتی کردی است که شامل نمونههای نابی از هنر و صنعت مردمان بومی زاگرسنشین است. به نظر میآید که یکی از مراکز بسیار مهم در تولید و تجارت دستبافتههای سنتی و بومی، جغرافیا و یا مردمی بودهاند که این دستبافتههای رویایی و سحر انگیز را به فرهنگ و تمدن خود هدیه دادهاند.
سنه؛ واژهای است در زبان کردی، که به شهرستان سنندج در غرب ایران اطلاق میگردد. تلفظ این واژه در زبان فارسی اندکی مشکل است، چرا که اولین حرف از این کلمه باید به صورت ساکن تلفظ گردد.
اهمیت این بافتهها از آن جهت است که هم دارای طرح و نقشههای خاص خود هستند و هم تکنیک و شیوهی بافت خاص خود را دارند؛ جمع آمدن این خصوصیات در کنار هم، موجب پدید آمدن تولید و تجارتی مطمئن به طول صدها سال گردید که البته اکنون از این تولید و تجارت، جز افسانهای! برجای نمانده، اما نمونههای نابی از هنر این مردمان، در موزههای بزرگ دنیا، در معرض دید و تحسین عموم جهانیان است.
گلیم سنه-محرمات
در اهمیت این بافتهها میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
در منابع مرتبط با قالی و گلیم ایرانی، نمونههایی بسیار زیبا از طرح و نقشههایی با نام ” سنه ” ثبت و ضبط گردیده است که در نهایت ظرافت و استادی بافتهشده و تصاویر آنها زینتبخش کتابهایی است که نتایج پژوهشهای عاشقان قالی ایرانی در آنها منتشر گردیدهاست. در استاندارد شماره 1460 نیز تعدادی از طرح و نقشههای سنه ثبت و ضبط گردیده است.
همچنین در بسیاری از منابع، از یک گره با نام ” گره سنه ” نام برده شدهاست که خاص این مردم بوده و قالیهای سنه با این گره بافته میشدهاند؛ در تمامی منابع مرتبط با قالی ایرانی از دو نوع گره اصلی نام برده شدهاست : گره فارسی – سنه و گره ترکی. به نظر میرسد که مردمان سنه ، دارای یک گره خاص خود بودهاند و از آن برای بافت قالیهای سنتی خود بهره میبردهاند؛ این گره، نوعی گره نامتقارن است.
چلهکشی بافتههای سنه نیز به صورت فارسی انجام میگرفته است؛ در این شیوه از چلهکشی، چلهدوانی بر روی زمین انجام گرفته و پس از اتمام، بر روی دستگاه قالیبافی منتقل میگردد.
قالیهای سنه به شیوهی ” تک پود ” بافته میشوند؛ آنچه از بافتههای سنتی که با این شیوه بافته میشوند، لطافتی حریرگون دارند، چرا که ضخامت نهایی بافته در این شیوهی بافت، بسیار کمتر از سایر شیوههاست.
همچنین است شیوهی بافت گلیمهای سنتی و دو روی خاص سنه که به نام ” سوجائهی سنه” یا سجادههای سنه مشهورند و تقریبا بر خلاف اکثریت گلیمها، هم دارای طرح و نقشههای خاص خود هستند و هم از شیوهی بافت خاصی بهره میبرند که به طراحان و بافندگان، توانایی خلق نگارههایی با خطوط منحنی را دادهاست
بافتهی منحصر به فردی از ” سنه ” که دارای امضای طراح و بافنده است، طراح خوشذوق و بافندهی هنرمندِ این اثر، با تلفیق طرح کلاه فرنگ سنه و طرح لچک ترنج، چنین بافتهی فریبندهای را آفریده است؛ او در عین آنکه سه ترنج تو در توی طرح سنه را -که استعارهای است از فردوس برین- در مرکز طرح آوردهاست، آبراههای فرودس را نیز در حاشیهها آورده و حاشیه یا حصاری هفتپوش و هفتلایه نیز برای فردوس فراهم آوردهاست، او چهار لچگ نیز به چهار گوشهی طرح افزودهاست که از آنها برای حک امضای خود در بافته، بهره برده است.
اکنون در کناره فرش ایرانی و در حد فاصل حاشیه ها، نوارها یا خط های باریکی، گاه تنها با یک ردیف گره وجود دارد که قالی بافان غرب ایران به آنها آب یا راه می گویند، که یادگاری است از کناری ترین جوی آب شبکه ی آبیاری فردوس ها و راهی که ظاهرا در کنار تمام باغهای ایرانی وجود داشته است.
پژوهشی در فرش ایران-تورج ژوله
طراح و بافندهی هنرمند سنندجی، برای الحاق لچک به طرح، از خطوط منحنی استفاده کرده است که این امر، در کنار استفاده از توریبافیهای منظم ( در قسمتهای سادهبافی ) از خصوصیات تقریبا منحصر به فرد، در تکنیکهای بافت و تولیدِ گلیمهای دو روی سنه است؛ نگارههای پر کنندهی طرح، ماهی درهم است و در حاشیهی طرح نیز، در کنار استفاده از نقوش جانوری که تقریبا در سنه، غیرمعمول است از گلهای هشت پر و مرواریدبافیِ معمول در بافتههای سنه بهره برده شده است
تجاوز و تطاول فرهنگی استعمار در ایران چندان قدیم و بسیط است که حتی در مواردی و در زمینههایی از به یغما بردن ثروتهای طبیعی این سرزمین پیشی گرفته است. فراموش نکنیم که نزدیک به یک قرن پیش از آنکه ویلیام دارسی به فکر گرفتن امتیاز نفت بیفتد و سالها پیش از آنکه بارون دو رویتر امتیاز انحصاری بهره برداری از معادن و ذخایر زیر زمینی ایران را به چنگ آورد، باستانشناسان انگلیسی و فرانسوی به حفاری و خاکبرداری آثار باستانی ایران پرداختند و با بهره گیری از بی خبری و جهل مطلق فرمانروایان قاجار، گنجینه های تاریخ ما را دربست و بلاعوض ( به مفهوم واقعی مفت و مجانی ) به اروپا بردند و به ازای فقر فرهنگی ما، مجموعه های خصوصی و موزه های خود را غنی ساختند. دستاندازی تباهکنندهی استعمار باختری به تمامی آثار و شواهد هویت مستقل و هستی پربرکت تمدن و فرهنگ ایرانی چندان آکاهانه و منظم و سازمانیافته شد که همزمان با اوج گرفتن یورش استعماری انگلیس بر ایران در اواخر قرن نوزدهم ملکه ویکتوریا طی فرمانی سفارت انگلس در تهران را موظف ساخت که همهی آثار و نفایس فرهنگی و هنری – از کتابهای خطی و مینیاتور و اسناد تاریخی گرفته تا کاشی و گچبری و درهای چوبی مساجد و بقاع و از اشیاء فلزی و سفالی و زیرخاکی تا پارچهها و دستبافتها و فرشهای کهن – هرچه شد و به هر تمهید از ایران خارج کنند و به انگلستان بفرستند
دستبافهای عشایری و روستایی فارس- سیروس پرهام
به طور کلی طرحها و نقشههای قالی و گلیم ایران دارای دو سبک اصلی هستند :
طرحهای با خطوط منحنی یا طرحهای گردان دارای طرح و نقشههای پیچیده و مملو از نگارههای با خطوط منحنی و یا پیچشها و حرکات منحنیوار در طرح و نقشه هستند. بافت این طرحها بدون نقشهی بافت، بسیار سخت است.
طرحهای با خطوط مستقیم یا طرحهای هندسی یا شکسته. از خطوط مستقیم تشکیل شدهاند. طرحهای ذهنی باف و عشایری بیشتر در این دسته قرار میگیرند
یکی از مواردی که در استاندارد 1460 بر آن تاکید فراوان رفتهاست، ارائهی یک طبقهبندی از طرح و نقشههای سنتی فرش ایران است؛ در این استاندارد کلیهی طرح و نقشههای فرش ایران در قالب 19 گروه اصلی طبقه بندی و هر یک از این 19 گروه نیز، خود به چند زیر گروه کوچکتر تقسیم گشتهاند. اسامی این 19 گروه و زیر گروههای هرکدام، مطابق با استاندارد 1460، از قرار زیر است.
1 – نقشه آثار باستانی و ابنیه اسلامی
معماری بناهای مذهبی مالامال از نقشمایه های رمزی و نمادینی است که الهام بخش بسیاری از طرح ها و نقشهای قالی های ایرانی بوده اند و چون در مسجد و صحن و شبستان و مناره ها اثری از شبیه سازی صورت و قامت انسانی نیست – یا چیزی که در چشم مردم مغرب زمین از شبیه سازی مذهبی اثر داشته باشد – نمادپردازی بناهای اسلامی ممکن است در بادی امر برای کسانی که جویای نمادهای بارز و گونه ای سمبولیسم گویا و صریح هستند مبهم و بلکه نامفهوم باشد ، اما آنگاه که از قید و بند زبان صریح سمبولیسم کلیسایی و سنت شمایل سازی مسیحیت رها شویم در می یابیم که گلها و شاخ و برگهای اسلیمی و ختایی کاشیکاریهای بناهای اسلامی و قالیهای اسلامی را زبانی دیگر و غایتی دیگر است که همان تجسم فردوس برین است.
پژوهشی در فرش ایران- تورج ژوله
1-1- مسجد شيخ لطف الله
1-2- محرابي كوفي
1-3- مسجد كبود
1-4- مقبره شيخ صفي
1-5- سردر امامزاده محروق
1-6- گنبد قابوس
1-7- مسجد شاه اصفهان
1-8- تخت جمشيد
1-9- طاق بستان
1-10- طاق كسري ( ايوان مدائن )
1-11- زير خاكي
1-12- طرح گنبد
1-13 – زير خاكي ستون دار محرابي
1-14 آرامگاه بوعلي سينا
2 _ نقشه شاه عباسی
گل محمدی از جمله گلهای اصیل، زیبا و خاص ایرانیان به شمار میرود، این گل زیبا، هزارتویی دایرهای، متقارن و رازآمیز است که در طول تاریخ پرشکوه ایران، منبع الهام بسیاری از هنرمندان قرار گرفته و آثار زیبایی از این طریق، به هنر ایرانزمین تقدیم گشتهاست. این گل زیبا، مجموعهای از گلهای دیگر، همچون گل اناری، گل اناری شکسته و گل پروانهای را در خانوادهی خود قرار داده است. تقارن طولی این گل موجب گشته که اگر یک گل محمدی را دقیقاً از قسمت میانه برش طولی بزنیم و به دو نیمه کاملا مساوی تقسیم کنیم، شکل واقعی گل شاه عباسی نمایان میگردد که تمامی اجزاء تشکیل دهندهی این گل، از جمله هسته، گلبرگ، پایه و تاج سر گل را شامل میشود.غالب نمادهایی که از آنها به عنوان گل سرخ یاد میشود، هفت کاسبرگ دارند که این عدد نمایندهی کلیت زمان و مکان به شمار می رود. یعنی هفت کوکب، هفت روز، هفت مرتبه دگرگونی و غیره.
اساسیترین و چشم گیرترین تزیین طرح ختایی، گل شاه عباسی یا همان گل محمدی است. در این طرح ها گل های شاه عباسی به همراه بندهای ختایی و گاه تلفیق آنها با اسلیمی ها ، انواع مختلفی از نقوش فرش را ارایه می دهند . با این حال، بر سر خواستگاه اصلی این گل، اختلاف عقیده نیز وجود دارد؛ چرا که به این گل «گل نیلوفری» هم گفته میشود.
2-1- افشان
2-2- لچك ترنج ( ترنجدار )
2-3- درختي
2-4- جانوري
2-5- شيخ صفي
2-6- طره دار سلسله اي
2-7- شاه عباس تصرفي
2-8- ترنجي طره دار
2-9- بوته دار
2-10- لچك ترنج كف ساده
3-نقشه اسلیمی
3-1- بندي
3-2- شكسته
3-3- تمام اسليمي
3-4- دهان اژدر
3-5- لچك ترنج
3-6- ترنجدار
4_ نقشه افشان
4-1- اسليمي
4-2- ختائي
4-3- بندي
4-4- شكسته
4-5- گل اناري
4-6- شاخه پيچ
4-7- دسته گل
4-8- حيواندار
4-9- ترنجدار
4-10- ميناخاني
5 _ نقشه اقتباسی
5-1- افغاني
5-2- آناتول ( تركيه )
5-3- قفقاز ( كازاك )
5-4- گوبلن ( فرانسه ) حاشيه سرخود كف ساده
6 _ نقشه بندی
6-1- اسليمي
6-2- پيچيك
6-3- شكسته
6-4- كتيبه اي
6-5- مستوفي
6-6- ورامين ( ميناخاني )
6-7- لوزي ( قالب خشتي )
6-8- ترنجدار
6-9- درختي
6-10- قابقابي ( خشتي )
6-11- بازوبندي ( شير و شكري )
6-12- آدمكي ( ملانصرالديني )
6-13- سروي
6-14- بختياري
6-15- مجلسي
6-16- بند ريحاني ( لچك ترنج )
6-17- خوشه انگوري
6-18- بندي شاخه گوزن حيواندار
6-19- خاتم شيرازي
6-20- دسته گل
7 _ گروه بوتهای
-7-1 شاخه گوزن
7-2- جقه
7-3- ترمه اي
7-4- سرابندي
7-5- خرقه اي
7-6- قلمكار ( اصفهان )
7-7- كردستاني ( گل هشت پر يا هشت بوته )
7-8- ميرشكسته
7-9- لچك ترنج
7-10- سنندج
7-11- افشاري
7-12- بازوبندي
8 _ نقشه درختی
8-1- جانوري ( حيواندار )
8-2- سبزي كار ( آبنما )
8-3- ترنجدار
8-4- سروي
8-5- گلداني
8-6- سراسري
8-7- لچك ترنج
9 _ نقشه تركمن ( بخارا )
9-1- قاب يموتي
9-2- شانه اي
9-3- عزال گز
9-4- آخال
9-5- چهار قاب
9-6- خورجيني
9-7- قاشقي
10 _ نقشه شكارگاه
10-1- درختي
10-2- ترنجدار
10-3- قابي
10-4- لچك ترنج
10-5- سراسري
11_ طرح های قابی یا خشتی
11-1- اسليمي
11-2- قاب قراني ( كرمان )
12_ نقشه گل فرنگ
12-1- گل سرخي ( لچك ترنج )
12-2- گل فرنگ بيجار
12-3- مستوفي
12-4- بازوبندي
12-5- قابي ( بختيار )
12-6- كردستاني
12-7- بندي
12-8- ترنجدار
12-9- دسته گل
12-10- گل و بلبل
13 _ نقشه گلدانی
3-1- ختائي
13-2- دو طرفه
13-3- محرابي
13-4- سراسري
13-5- سراسري
13-6- ظل السطان ( گل و بلبل )
13-7- حاج خانمي ( جوشقان )
13-8- تكراري
13-9- لچك ترنج
13-10- يكطرفه
14 _ نقشه ماهی درهم
14-1- ماهي هرات
14-2- ماهي فراهان ( زنبوري )
14-3- ماهي سنه ( كردستان )
14-4- ريزه ماهي ( خوره ماهي )
14-5- سگ ماهي
14-6- بندي
15 _ گروه محرابی
15-1- درختي
15-2- گلداني ستوني
15-3- قنديلي
15-4- گلداني
15-5- دورنما
16 _ نقشه محرمات
گلیم سنه با طرح محرمات
16-1- قلمداني
16-2- سراسري
16-3- گل ريز با زمينه يكرنگ
16-4- بوته با زمينه الوان
17 _ نقشه هندسی
17-1- بندي قابي
17-2- ترنجدار
17-3- محرمات
17-4- لچك ترنج ( شاخه شكسته )
17-5- كف ساده
17-6- ختائي
17-7- ستاره ( موزائيك )
17-8- خاتم شيرازي
17-9- جوشقان
18 _ نقشه ايلياتی
18-1- حبيب لو
18-2- قشقائي
18-3- بوته
18-4- افشاري
18-5- خاتوني
18-6- اردبيل ( اطراف اردبيل )
18-7- مزلقان
18-8- خمسه
17-9- ساوه
18-10- تفرشي
18-11- هريس ـ مهربان ـ كراوان
18-12- زنجان
18-13- مشكين
18-14- بختياري
18-15- لري
18-16- كردي
18-17- يكمه
18-18- گنبد ( خودرنگ )
18-19- سيستان
18-20- فردوس
18-21- سالار خاني
18-22- يعقوب خاني
18-23- سنگ چوبي
18-24- علي ميرزائي
18-25- جان بيگي
18-26- جانمازي
18-27- جوين
18-28- موسي آباد
18-29- بلوچستان
18-30- ويس
18-31- قوجه
18-32- لچك ترنج
18-33- سنه
18-34- دسته گل
19 _ نقشه تلفیقی
19-1- شاخه پيچ ترنج دار
19-2- طرح سلسله اي ترنج دار
19-3- لچك ترنج
جهد شتابزده ی بیشترین فرش شناسان باختری در رمزگشایی نقشهای قالی ایرانی و گشودن طلسم ترکیب خطوط درهم پیچیده اسلیمی و ختایی ( که به ظاهر از هرگونه معنا و مفهومی تهی است و به گفته هاکسلی ” زندگی چون طرح و نقش قالی ایرانی است؛ زیبا ، ولی بی معنی ” ، قصه ای است دراز که به چند دلیل عمده تا کنون راه به جایی نبرده و جز یکی دو تن ، همه در این راه پر پیچ و خم به بیراهه افتاده اند . اساسی ترین علت ناکامی ، بیگانگی اکثریت عظیم فرش شناسان غربی است از تمدن و فرهنگ ایرانی که نقوش قالی نیز چون دیگر هنرها ، در طول سده ها و بسا که هزاره ها ، از تار و پود پیدا و پنهان همین تمدن و فرهنگ پدید آمده است. تلاش در سنجیدن و باز نمودن نقشمایه های نگارین نا آشنا با ساده اندیشی آغاز گشت که از جهتی زاده ی اعتقاد به برتری تمدن و جهان نگری غرب بود . از پس این پندار ، کلیدهای رمز قالی شرقی به جای آنکه در ژرفنای تمدن کهن خاور زمین جستجو گردد در لابه لای اندیشه های نو یافته ی باختری کاویده شد . پژوهش در سیر تحولی نماد پردازی مغرب زمین ، جایگزین کندوکاو در اندیشه های رمزی و نمادی و اساطیری مشرق زمین گردید و نمادهای شرقی به قیاس مفاهیم نمادی غربی به سنجش در آمد . چنین بود که نقش مایه ی بید مجنون ، که در نزد بیشتر مرد م غرب ” بید گریان ” خوانده می شود ، نقشمایه ای پنداشته شد مالامال غم و اندوه و قالیهایی را که این نقشمایه بر آن بود ” فرش عزا ” خواندند و حقنه کردند که برای پوشش قبر و مراسم سوگواری بافته شده است ! هم در این مرحله ی آغازی بود که نگاره های سه گوش سر و گردن تجرید یافته ی جانوران ، ” کلید یونانی ” و ” قلاب ” نام گرفت و نقشمایه ی چهار بازویی میانه ی ترنجهای قالیهای فارس ” خرچنگ ” و ” رتیل ” پنداشته گشت !
مرحله ی دوم کندوکاو را پژوهندگانی آغاز نهادند که سرانجام دریافته بودند که کلید رمز نقشمایه های شرق را نمی توان در فضای فرهنگ غرب جستجو کرد . اما به مصداق حکایت ملا نصرالدین که کلید خانه اش را در جای تاریک کوچه گم می کند و لیکن در گوشه ی روشن دنبال آن می گردد ” چون روشنتر است ” ، اینان نیز راه نزدیکتر و آسانتر و روشنتر را پیش گرفتند و آسیای صغیر و سپس آسیای میانه را نه همان خاستگاه قالیبافی که مهد نقشمایه های قالیبافی پیش از روزگار صفویان برشمردند ( اصحاب پان تورکیسم البته در این میان دستی داشتند )
مرحله سوم هنگامی آغاز شد که تنی چند، پژوهش ژرفتر و گسترده تر در فرهنگ مشرق زمین را واجب دانستند تا به اصل و منشا این نقوش معمایی نزدیکتر شوند . چون سرزمین هند به سابقه ی استعمارگری اروپاییان ، به غرب نزدیکتر بود آشناتر ، ابتدا شبه قاره ی هند را درنوردیدند و به وجد آمدند و در سیر و سفر سرمستانه چندان دور رفتند که به چین و آیین بودا هم رسیدند . بسیاری طرح و نقشها که هنرمندان و صنعتگران ایرانی به روزگار سلاطین مسلمان کشمیر در طول سده ی نهم هجری و سپس به همراه همایون پادشاه گورکانی در نیمه های سده ی دهم به هند برده و ترویج کرده بودند مغولی خوانده شد و دست پرورده ی پادشاهان گورکانی .
اما مرحله ی چهارم ” طلسم گشایی ” در فضای پژوهشی خاصی بنیان گرفت که به واقعیتهای تاریخی نزدیکتر بود ، چون تکیه بر پژوهش های گسترده اسلامی داشت . از آنجا که جز قالی پازیریک هخامنشی ، تمامی نمونه های به دسترس افتاده ، پس از اسلام بافته شده بود ، همگی طرح و نقشهای قالیبافی در پرتو اندیشه ها و تعالیم اسلامی به بوته سنجش نهاده شد . دستاورد پژوهشی این مرحله بسیار پربار بود ، ولیکن این عیب را داشت که همه چیز را در تاریخ پس از اسلام می جست ، تو گفتی که قالیبافی پس از اسلام پدیدار گشته و پیش از آن هیچ نبوده است.
مایکل هیلمن در سر آغاز فصل چهارم از کتاب قالیهای ایرانی این نظریه ی کهنه را که تا چند دهه ی پیش قالی شرقی را در زمره ی صنایع دستی تزیینی و مصرفی قرار می داد و جایگاهش را فروتر از آثار هنری می دانست بار دیگر مردود می شمارد . او با استدلال منطقی و با شاهد آوردن نظریه پردازانی چون اریک شرودر و سید حسین نصر ثابت می کند که طرح های قالی ایرانی هر چند به قیاس ماهیت انتزاعی خود، دربردارنده و برانگیزنده ی خاصیتهای زینتی و آیینی است، اما ” بیان و نمایش یک فرهنگ خاص و جهان نگری خاص” است که پس از اسلام بیش از پیش ماهیت رمزی و نمادی یافته و لاجرم پیچیدگی خطوط طراحی و فراوانی نقشمایه ها را غایتی نیست، بلکه آنچه از آشفتگی منظم تکرار نقشمایه ها خواسته شده ، رسیدن به وحدت است از کثرت .
پژوهشی در فرش ایران- تورج ژوله ( به نقل از سیروس پرهام )
در مقدمه استاندارد 1460 آمده است: ” بدليل شكل خاص اين پديده، تشخيص مرز صنعت و سنت در آن بسيار مشكل است و با وجود اينكه فرش بعنوان يك كالاي صنعتي نقشي قابل توجه در اقتصاد كشور ما دارد اطلاعات مدون علمي و فني درباره اين پديده صنعتي بسيار كم است“ طرح چنین موضوعی در این استاندارد، نشان از اهمیت بالای آن دارد، اما متاسفانه و پس از گذشت نیم قرن از تدوین این استاندارد و اشاره به این مشکل، این موضوع همچنان یکی از اساسی ترین و مهمترین مشکلات حوزه ی فرش و صنایع دستی است و همچنان مسئولین و متولیان بزرگوار فرش و صنایع دستی ایرانی سردرگم میان صنعت و سنت!!
در تمامی منابع مرتبط با فرش و گلیم ایرانی، از این مفاخر ملی ایرانی در کنار هم نام برده شده است؛ در هم تنیدگی و ارتباط این دو با هم چنان است که یکی بدون دیگری ناقص و ناتمام است، آنکه خامه ای را در خم رنگرزی با رنگهای زیبا و سحرآمیز رنگرزی مینماید، خود نمیداند که فردا روز، این خامه، با دستانِ هنرمندِ کدام بافنده، به فرش یا گلیم تبدیل خواهد شد.
سردرگمی در این حوزه چنان ریشه دوانده که فرش به وزارت محترم صمت سپرده شده و گلیم به وزارت محترم میراث فرهنگی!! به حمدالله وزارت محترم صمت در اقداماتی اساسی و بنیادین! نسبت به تقویت بخش صنعتی فرش اقدام نموده و با توسعه و تقویت صنایع فرش ماشینی، عملا بخش سنتی و دستباف فرش ایرانی را به نابودی کشانده و از اساس مشکل را حل فرموده است!!! از سوی دیگر وزارت محترم میراث فرهنگی نیز گلیم سنتی و اصیل ایرانی را در ردیف صدها و صدها نوع صنایع دستی دیگر رده بندی نموده و این صنعت فاخر، اصیل و سنتی ایرانی را عملا به فراموشی سپرده است.
یکی از تفاوتهای بنیادین و اساسی میان فرش ماشینی و فرش دستباف و سنتی، خامهی پشمی استفاده شده برای بافت است؛ نخ پشمی مورد استفاده برای بافت فرشهای سنتی و دستباف، از پشم چیده شده از حیوان زنده، ریسیده شده و مورد استفاده قرا ر میگیرد، اما پشم استفاده شده در قالی های ماشینی، پشمی است که از کارخانه های دباغی و از حیوان مرده به دست میآید. آنچه که به عنوان نقطه قوت دستبافهای سنتی و اصیل عنوان میگردد مربوط به همین نکتهی به ظاهر ساده است چرا که جلا، درخشندگی و ثبات رنگ، همچنین دوام و قوام قالیهای سنتی دستباف، مربوط به استفاده از پشم حیوان زنده است.
استان کردستان همواره به عنوان یکی از اقطاب دامداری و دامپروری در ایران مطرح بوده است؛ دشتهای وسیع و پهناور، دامهایی با نژادهای اصیل و با پرورشی آسان و اقتصادی، مردمان نجیب و سخت کوش و… از جملهی پتانسیل های استان عزیز و زیبایمان برای دامداری و دامپروری است. طبعا در چنین استانی و با چنین پتانسیل هایی، پشم گوسفندی باید یکی از فراورده های دامی مرغوب و مناسب برای توسعه و پیشرفت در چنین صنعتی باشد،
با تمام این تفاسیر و تفاصیل در مورد مزایا و فواید و … فرش و گلیم و اصل و اصول و سنت و صنعت و… آیا معاونت محترم اقتصادی استان کردستان، نگاه ویژه ای به این بخش داشته اند ؟ آیا در حوزهی فرش و صنایع دستی، به عنوان یکی از بارزترین مصادیق ” اقتصاد مقاومتی ” نگاهی ویژه و تلاشی جهادی وجود داشته است؟
به نظر میرسد که با تصویب طرح های مختلف و خوبی همچون طرحهای زیر مجموعهی ” زنجیره های ارزش راهبردی ” در وزارت محترم کشور، چنین نگاهی وجود داشته است زیرا که، تبدیل به طرح شده و حتی تصویب و ابلاغ نیز گشته است!! شاید سپس، و احتمالا در گرماگرم کار و کوشش و تلاشهای جهادگونه برای تحقق اهداف طرح! نگاه ویژه و صد در صدی، تبدیل به نیم نگاه و 25% نگاه و 12.5% نگاه و 6.25% نگاه و … شده و اکنون نیز احتمالا همچنان در حال نزول!!!
در تولید فرش و گلیم سنتی و اصیل، مواد اولیه، ابزارآلات کار و نیروی انسانی ماهر باید در کنار تامین مکان مناسب، پشتیبانی علمی – فنی و تامین بازار فروش مناسب، به کار گرفته شود تا تولید و تجارتی پدید آید که ضامن صدها شغل پایدار باشد؛ ” زنجیره ارزش دام سبک ” و ” زنجیره ارزش فرش دستباف ” دو زنجیره از مجموعه طرحهای ” زنجیرههای ارزش ” هستند، که طرح و اجرای آنها در کنار هم، میتواند منجر به ایجاد اشتغال پایدار در حوزهی فرش و گلیم دستباف و سنتی گردد.
با توجه به برگذاری دوره “دوره آموزشی زنجیره ارزش راهبری در وزارت کشور ” در تیرماه 1402، این زنجیرهها حدود یکسال است که در حال کار و فعالیت هستند، همچنین با توجه به بیانات وزیر محترم کشور در اردیبهشت ماه 1403 ” اشتغال زاییِ هدفمند و پایدار از نتایج مهم زنجیره ارزش راهبردی است ” میتوان پرسید که ایا اجرای دو طرح فوقالذکر در استان کردستان – با توجه به پتانسلهای فراوان استان – منجر به ایجاد اشتغال هدفمند و پایدار گشته است یا اینکه اشتغال هدفمند و پایدار نیز به سرنوشت نگاه ویژه و صد در صدی!! دچار گشته است؟! در کنار فرش و فرشبافی، گلیم بافی کردستان و خصوصاَ شهر سنندج نیز یکی از هنر-صنعتهای فاخر، اصیل، و درآمدزای این مردمان بودهاست؛ آیا چنین زنجیرههایی در ادارهکل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان کردستان نیز تعریف، ابلاغ و اجرا گشته و آیا منجر به اشتغال هدفمند و پایدار در حوزهی صنایع دستی نیز گشته است؟
خوشبختانه دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در حرکتی جهادگونه! نسبت به تاسیس و راهاندازی ” سرای نوآوری صنایع دستی و گردشگری ” در اردیبهشت 1400 اقدام نموده و امید است که این سرا و فعالیتهای آن، موجب توسعه و اعتلای صنایع دستی شهر سنندج و استان کردستان گردد!
در مبحث استاندارد 1460 آمد که حتی در این استاندارد نیز که نیم قرن قبل تدوین گشته است، از عدم ارتباط دانشگاهها و محافل آکادمیک با بازار و محافل تجاری به عنوان یکی دیگر از مشکلات اساسی در حوزه فرش و صنایع دستی نام برده شده است، متاسفانه بعد از گذشت نیم قرن از طرح این موضوع، مشکل همچنان به قوت خود باقی است و کسی را یارای حل آن نیست!
به نظر میرسد که تاسیس ” سرای نوآوری صنایع دستی و گردشگری ” در دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج در همین راستا بوده باشد و اگر در این سرا فعالیتی صورت میگرفت!! به احتمال زیاد مورد توجه فعالین بازار نیز قرار می گرفت، جدای از این موضوع که ظاهرا تاسیس چنین موجودی! تا این تاریخ هیچگونه خروجی علمی و یا عملی در زمینه صنایع دستی نداشته است، مطالعهی اهداف و وظایف این سرا نیز به نوبهی خود جالب و پر از نکات آکادمیک!! است.
” سرای نوآوری شامل فعالیتهای نوآورانه و فناورانه میشود که فضای تبادل، تعامل و کارآفرینی را به وجود میآورد و به انسجامدهی روند ایده تا محصول کمک میکند. هدف از سراهای نوآوری ایجاد اکوسیستمی برای تمام بازیگران زیستبوم کسبوکار دانشبنیان در قالب یک مجموعه واحد است. در سرای نوآوری کلیه عوامل کسبوکار دانشبنیان گرد هم میآیند تا اکوسیستم استارتآپی چابک و باکیفیتی راهاندازی شود.”
مسئول بزرگوار و محترم سرا، کسی به شما عرض نکرد که این سرا به جهت تعامل دانشگاه و بازار تاسیس گشته و اولین و ضروریترین عامل شکلگیری و پایداری این رابطه، تعامل و گفتگو به زبانی قابل فهم و درک است؟! آیا پس از گذشت سه سال از راهاندازی این سرا ” اکوسیستمی برای تمام بازیگران زیستبوم کسب و کار دانشبنیان در قالب یک مجموعه واحد ” ایجاد فرمودهاید؟!!! آیا در طول این سه سال، یک مورد ” نوآوری فناورانه ” !!! در حوزهی صنایع دستی به ثبت رسانیده اید؟!! جز اشغال مکانی با خصوصیاتِ ” یک فضای مناسب در بهترین منطقه و خیابان سنندج و تعمیر و باز سازی آن ” و البته ارایهی اهداف بلندپروازانه و وظایف کلی و بی سر و ته، در یک صفحه از سایت اینترنتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج !! ؛ فعالیتی در جهت تحققِ”ایجاد زمینه مناسب برای بروز خلاقیت و بستری برای رشد و پرورش ایدههای نو بر مبنای دانش“! در صنایع بومی و سنتی داشته اید؟ اصلا در زمینه صنایع دستی فعالیتی داشتهاید؟!
در دوران صدارت جناب دکتر بر مکتبخانه بزرگ شهر، یک مدعیِ بزرگی! به تمشیت امور بخشی از قلمرو فتح شده، برگزیده، و به میمنت و مبارکی، غنیمت خود را تحویل گرفته و با دستان مبارک شخص صدراعظم، بر صندلی مربوطه، نصب! گردید.
یکی دو روز پس از این نصب مبارک! و زایل شدن توهمات و خیالپلوهای ترقی و پیشرفت و قدرت و ثروت و… جناب مدعی به فکر انجام وظیفه و تمشیت امور افتاد و تکانی به خود داده و مطابق سخن بزرگان که: نابرده رنج، گنج میسر نشود، با خود گفت: ما که نابرده رنج، گنج خودش افتاد توی بغلمون! حداقل یه تکونی به خودمون بدیم که تمشیت امور عقب نیفته و شرمندهی اون بابای صدراعظم نشیم!
اما از آنجا که هنوز جوهرِ مهرِ پایِ مدرک دکتری جناب مدعی، کمی تا قسمتی رطوبت داشت و کاملا خشک نشدهبود؛ لذا چندان تجربهای در تمشیت امور نداشت و طبعاً چندی بعد از نصب ایشان بر صندلی مربوطه! تق کار دراومد و مشخص شد که در تمشیت امور وقفه ایجاد گشته و جناب مدعی در حال زایمان در زیر این بار هستند.
پس با تدبیر بزرگِ جناب مدعی، مجلس شوری آراستند و جناب مدعی و بزرگِ مدعی و بزرگترش، به همفکری پرداختند که چه خاکی بر سر کنند؛ ساعتی از تشکیل شورا گذشت و در این مدت بجز صدای ملچ و ملوچ مصیبدیدگان در هنگام صرف چای و شیرینی و تنقلات، صدای دیگری به گوش نرسید که ناگهان جناب مدعی همچون “ایکیو سان” از جا پریده و گفت : بزرگانِ بزرگوار، اون قبلیه همه چی رو زده زیر بغلش و با خودش برده و
ضربالمثلی در زبان کردی؛ کنایهای از شستشوی دستها در پایان کار
سایر حضار فرمودند: خوب مدرکی هم داری؟ جناب مدعی با طمأنینه گزارشی از جیب خود بیرون کشید و با صدای بلند گفت: بفرمائید اینهم مدرک، روی سر برگ رسمی همان بخش! بنده خودم این گزارش رو نوشتم، خودم امضاش کردم، خودم هم تاییدش میکنم، خودم هم پدر اون قبلیه رو در میارم که خاطر جناب صدراعظم رو آزرده!!!!!
بزرگ مجلس که از پیدا کردن راه حل خوشحال به نظر میرسید فرمود: بسیار عالی است، همین را به عنوان مدرک قبول میفرماییم؛ بالاخره شما هم کم آدمی نیستی! برای خودت کلی اهن و تلپ داری! انشالله که دروغ نمیگی!!
بازهم به میمنت و مبارکی و با تلاشهای بیوقفهی جناب مدعی! مدرک مناسبی تهیه شد و با دستور مستقیم جناب صدراعظم! پروندهای تشکیل شد و برای تنبیه اون قبلیه، به قاذی القذات! مکتبخانه ارجاع شد، قاذی القذات هم بدون وقفه و فیالفور و بر اساس همان مدرکِ تهیه شده توسط جناب مدعی! حکم به محکومیت همون قبلیه داد و
حکم صادره از سوی قاذی القذات! مورد تائید سایر عوامل! در کمیته دادرسی مکتبخانه هم قرار گرفت و فیالفور به اجرا درآمد. کسی هم به جلز و ولز اون قبلیه گوش نداد که گفت: قذات عزیز و مهربانِ کمیتهی مثلا دادرسی!! بنده وقتی جای خودم رو به جناب مدعی تحویل دادم، به اون آقای کمی تا قسمتی محترم! عرض کردم دکتر جان بهتره که این تغییر و تحول رو مکتوب کنیم و شما لطف کن این صورتجلسهی تحویل اسناد و مدارک رو امضا بفرما!
حالا چطوریه که اون بابای کمی تا قسمتی محترم! میگه من همهچی رو زدم زیر بغلم و با خودم بردم؟؟!!
جناب آقای قاذی القذات و قذات عزیز و قشنگ و مهربان! این بابای کمی تا قسمتی محترم! اینقدر از مرحله پرته و بیتجربه!! که ورداشته روی همون سربرگی که من برای اون بخش طراحی کردم! گزارش نوشته که من همهچی رو با خودم بردم!! بزرگوار اینقدر عقلش نرسیده که روی کاغذ دیگهای گزارش بنویسه!!
اگه من همهچی رو زدم زیر بغلم و با خودم بردم، پس این سربرگ دست تو چکار میکنه مرد ناحسابی؟!!
باری، قاذیالقذات و سایر عوامل و عناصر موجود! در کمیته دادرسی مکتبخانه، بدون توجه به صورتجلسهی موصوف! و بر اساس یک گزارش مضحک!! حکم به محکومیت اون قبلیه داده و تایید کردند که
” ناکِس، همه چی رو با خودش برده ” !!!
و در بند مربوطه از صورتجلسهی مضبوطه! آوردند که: پس از بررسی مدارک و شواهد موجود در پرونده!!!!! که عبارت است از یک برگهی َA4 !! و خستگی ناشی از این بررسیها و کنکاشها و البته به شکرانهی اقدام موفقیت آمیز در محکومیتِ ” مغضوب صدراعظم”، پس از صرف چای و شیرینی و تنقلات، هرکدام به خانه و کاشانهی خود مراجعت میفرماییم.
سریال «سربداران» قیام مردم ایران علیه استیلای مغول را به تصویر کشیده است. در این مجموعه قیام سربداران به رهبری «شیخ حسن جوری» روایت می شود. مریدان «شیخ خلیفه مازندرانی» پس از شهادت ایشان، به پیروی «حسن جوری» روی آوردند تا با ظلم و ستم دست نشاندگان ایلخانی مقابله کنند. این داستان از قیام تاریخی سربداران در خراسان الهام گرفته شده و بخش هایی داستانی به آن اضافه گردیده است.
« سربداران» سریالی است به کارگردانی «محمدعلی نجفی» که فیلمبرداری آن در شهریورماه ۱۳۶۰ آغاز و تا آبانماه 1362 در شهرک سینمایی غزالی، مسجدجامع تاریخی شهرستان اردستان و روستای ابیانه ادامه یافت. این اولین سریال تاریخی فاخر ساخته شده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بود که در ۲۶ دیماه ۱۳۶۲ از شبکه یک سیما روی آنتن رفت.
مسجد جامع اردستان
این اثر فاخر، با کارگردانی محمدعلی نجفی، نویسندگی کیهان رهگذار و با موسیقی متن فرهاد فخرالدینی و بازیهای ماندگار امین تارخ، محمدعلی کشاورز، عنایتالله بخشی، چنگیز وثوقی و بازی سایر بزرگان هنر ایران زمین، به نمایش درآمد و صحنههایی ماندگار و درخشان از هنر بازیگری و کارگردانی در کنار دیالوگهایی جاودانه در این صحنهها، سریال سربداران را به یکی از آثار فاخر و گرانبهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تبدیل کرده است.
از نقشهای ماندگار در اذهان مردم، شخصیت قاضی شارع یا شارح است که با شیوهی بازیگریِ خاص علی نصیریان در این نقش و گفتارهای نغز، یکی از نقشهایی است که گفتههایش تا مدتها در قالب ضربالمثل به کار میرفت.
از جملهی ماندگارترین صحنههای این سریال تلویزیونی، صحنهی محاکمهی قاضی شارع است در ( قسمت ششم سریال )، با یکی از درخشانترین بازیهای علی نصیریان، صحنهای نسبتا طولانی اما بسیار زیبا و پرمغز؛ در این صحنه، شخص قاضی شارح در حال ترغیب اعیان و عوام شهر است تا قضاوت را به جای او بر عهده گیرند و او را در حضور نمایندگان ایلخان مغول، محاکمه نمایند، چرا که مغولان قضاوت نمیدانند!!
او در حالیکه ردای خود را تا نیمه از تن خود بدر آورده، میگوید: نترسید، قدم پیش گذارید، بسیاری از شما قضاوت میدانید، بسیار ساده است! ردای مرا از تنم بدرآورید و به تن کنید که قاضی خواهید شد! اگر کسی ردای قاضیالقضات را بپوشد و در دم قاضیالقضات نشد، خورشید در شب خواهد تابید و ماه در روز!!
قضاوت بسیار ساده است، بسیار ساده! کافی است به اصل مطلب بپردازید و اصلا حاشیه نروید، باید داد را بشناسید و من به شما میگویم، آنچه را که پدر به من گفت:
داد، آن است که خان بخواهد، همین و والسلام!!
مناقب، فضایل و محاسن قاذیالقذات به همین یک مورد محدود نمیشود؛ ایشان به عنوان مستوفی صدراعظم نیز انجام وظیفه مینمود و در هر جلسه و مکان و زمانی، و در مقابل هر پرسشی! لق لقهی دهانش اینبود که مکتبخانه دارای مشکل مالی است و ما برای پرداخت حقالزحمهی ماهیانهی کارکنان به شدت در مضیقه و عسرتیم، اما چون من مستوفی خوب و کاردانی هستم، به جای حقوق، بیاید مثل بچههای خوب، اسماتون رو بنویسید تا مرخصیهاتون رو بخرم و جرینگی هم پولش رو بهتون بدم!!! شیوهنامهش رو هم صادر کردم و در حال ابلاغه و خودم هم ایثار و فداکاری میکنم و به عنوان اولین نفر داوطلب میشم!!
در پایان این قسمت از سریال، سرنوشت خان باشتین نیز به نوبهی خود جالب و عبرتانگیز است؛ او پس از آنکه بر پشت درازگوش در شهر گردانده شد، دوباره بر منصب خود، نصب!! شد.
الحمدالله والمنه، اکنون مناصب قاضیالقضاتی و مستوفی، در مکتبخانه، از هم جدا گشته و مسئولیت رتق و فتق امور هرکدام از این دو منصب، بر عهدهی یک بزرگوار محول گشته است. اما همانقدر که مستوفیالممالک کنونی، کاردان و مدیر و مدبر است، متاسفانه قاذیالقذات همان است که بود و جریان ردا و یک شبه قاذیالقذات باشتین شدن پابرجا!!!
جناب قاذیالقذات جدید، ضمن عرض تبریکات خالصه؛ لازم است به استحضار برسد که مباشر صحت و سلامت مکتبخانه، بیخبر از راپورتی است که شما در مرقومهی خود از آن نام بردهاید!!!!!
خان میخواهد بازهم؟!
نشنیدهاید که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودهاست: اَیُّها الناس! إنَّ دِماءَ كُم و اَعراضَكُم عَلَیكُم حرامٌ الی أَن تَلقَوا ربَّكُم. ای مردم! ریختن خون یکدیگر و لطمه زدن به حیثیت دیگران، تا وقت مردن و لقای پروردگارتان بر شما حرام است.
آیه جهر (148 سوره نساء)
«لا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ اِلاَّ مَنْ ظُلِمَ وَ کانَ اللَّهُ سَمیعاً عَلیماً » « خدا افشای بدیهای دیگران را دوست ندارد، جز برای کسی که مورد ستم قرار گرفته است (که بر ستمدیده برای دفع ستم، افشای بدیهای ستمکار جایز است) و خدا شنوا و داناست.»
قاذی جان! از آنجایی که در دادگاههای جمهوری اسلامی ایران و مطابق قوانین شریعت اسلام، جرم تهمت و افترا جنبهی دینی و حقوقی بسیار سنگینی دارد؛ مجازات آن هم یکی از سنگینترین مجازاتهای پیشبینی شده در قانون است.
فلذا، قاذی جان! به صواب اندر است که به جای تراشیدن کار و زحمت جدید برای خودتون! به شکایات تلنبار شدهی 4 سال قبل بپردازید و ابتدا به ساکن و تا جونتون گرمه و ردا هنوز تازه، حکم اونها رو صادر بفرمایید!!
قاضی شارع در صحنه اعدام 15 نفر از مدعیان «شیخ حسن جوری» و در جوار جنازه آن 15 تن گفت: اگر شیخ حسن در میان این 15 تن بود، که مُرد، اما اگر نبود، دیگر شیخ نیست که 15 تن را فدیه خود کرد!
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ ه.ق سعدینامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶ ه.ق) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کردهاند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری قمری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. منبع: سایت گنجور
کمالالدین اسماعیل ملقّب و مشهور به خلاّق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) ؛ با نام کامل ” کمالالدّین اسماعیل بن جمالالدّین عبدالرّزاق اصفهانی ” از شعراء و قصیدهسرایان معروف ایران در قرن هفتم هجری قمری است
جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (؟- 588 هـ. ق) ، از علمای بزرگ اصفهان و سرآمد قصیده سرایان ایران در عهد سلطان خوارزمشاه در قرن ششم هجری است. وی علاوه بر ظرافت و مهارت در وادی شعر، دارای مراتب علمی و حکمی نیز بوده است. . وی در قالب های متعدد شعری از قبیل قصیده، غزل، قطعه، رباعی، ترکیب و ترجیع بند طبع آزمایی کرده است.
در دیوان او، توجه به صورت های خیالی همچون تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز بارز است. شعر او دارای خصوصیات خاصی از جمله: اشاره به جزئیات علوم مختلف (فلسفه، موسیقی، طب، نجوم)، شکایت از کسادی بازار فضل، پند و موعظه، مخالفت با فلسفۀ یونان، مفاخره، شکایت از ابنای عصر و اوضاع روزگار، اشاره به قرآن و حدیث ، توجه به حقارت مدح و مدّاحی، تقاضای خواسته های حقیر و هجو. وفور لغات و اصطلاحات عربی، کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم، استفاده از “می” به جای “ب” در فعل امر و کاربرد “اندر” به جای “در” (به شیوۀ سبک خراسانی) از مختصات زبانی بارز در کلام اوست.
کمالالدین نزد پدر شاعر و دانشمند خود تربیت شده، و از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت. او از مریدان شیخ شهابالدّین عمر سهروردی عارف مشهور آن عصر به شمار میرفته، و اشعاری در مدح او سروده است. از دیگر ممدوحان او حسامالدّین اردشیر، از پادشاهان آل باوند مازندران، اتابک سعد بن زنگی از حکّام فارس، رکنالدّین صاعد بن مسعود، از رؤسای مذهبی اصفهان و جلالالدّین منکبرنی، پادشاه خوارزمشاهی بودهاند.
شعرای معاصر اصفهان، به کمالالدّین اسماعیل و شعر او علاقه فراوان داشتند، و مدّتی انجمن ادبی خود را که در کتابخانه عمومی فرهنگ در مدرسه چهارباغ برگزار میشد، به نام انجمن کمال نامیده بودند.
آرامگاه وی در محلّه جوباره اصفهان ، خیابان کمال و در پارک کمال واقع است.
علت شهرت او به خلاقالمعانی را آن دانستهاند که در شعر او معانی باریکی نهفتهاست که بعد از چند نوبت مطالعه ، ظاهر میشود.
در سال ۶۳۳ه.ق ، مغولان به اصفهان حملهکرده و مردم شهر را قتل عام کردند. کمالالدّین هم در دوم جمادیالاوّل ۶۳۵ه.ق به دست مغولان کشته شد.
فرا رسیدن عید باستانی نوروز که در بهار زیبای آن، جهان آیینه تمام نمای قدرت خداوندی میگردد؛ بر شما مبارک. امید است که بهار زیبا، آغازی برای موفقیت، کامیابی، کامرانی و بهترینها برای شما باشد. رییس هیات مدیره-29 اسفند 1402
نوروز، روزیست نو؛ و روز همان روشنیست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نوبهنوی انسان و جهان.
نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمیخیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز میکند و سال آغاز میشود که یعنی این ایرانیاناند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازهی زندگی را جشن میگیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده و نوروز را جشنگرفتهاند.
دیپلم نقاشی – کرمانشاه – 1383 کاردانی هنرهای تجسمی – سنندج – 1388 کارشناسی نقاشی – دانشگاه هنر اصفهان – 1393 کارشناسی ارشد نقاشی – دانشگاه الزهرا تهران -1401
نمایشگاهها و مسابقات:
نمایشگاه انفرادی نقاشی با موضوع مادر – سال 92 کرمانشاه نمایشگاه نقاشی با موضوع نگاهی به درون – سال 93 سنندج نمایشگاه گروهی دومین دوسالانه نقاشی کردستان – سال 94 سنندج نمایشگاه گروهی نقاشان سنندجی – سال 97 نمایشگاه گروهی آفرینش احساس – سال 98 تهران نمایشگاه گروهی نگاره های تنها – سال 1400 کرمانشاه
فعالیتهای آموزشی:
تدریس نقاشی در حوزه هنری استان کرمانشاه سال 90 تدریس طراحی و نقاشی در کانون امام خمینی سنندج سال 94 تدریس طراحی در حوزه هنری استان کردستان 98 و 97 مدیر و موسس آموزشگاه هنرهای تجسمی خطخطی تدریس طراحی و نقاشی در آموزشگاه خطخطی
تجارب:
صنعتگر صنایع دستی در رشته ی سراجی سنتی – (تولید کیف چرم دست دوز)
برگزاري نمايشگاه گروهي نقاشي در همدان سال ١٣٩٠ برگزاري نمايشگاه انفرادي نقاشي در سنندج سال ١٣٩١ با موضوع « سما » برگزاري نمايشگاه گروهي نقاشي در سنندج سال ١٣٩٣ برگزاري نمايشگاه گروهي نقاشي در سنندج سال ١٣٩٤ برگزاري نمايشگاه انفرادي نقاشي -يزد -١٣٩٤ « تطبیق مدرنیسم با نقش نگاره های سنتی» كسب مقام چهارم كشوري در مسابقات كشوري نقاشی – سال ٨١-٨٢
هنرجویان با طی این دوره، مهارتهای اشتغال در یکی از رشته های مرتبط با هنرهای تجسمی را به دست خواهند آورد.
هنرجویان گرامی پس از موفقیت در آزمونهای نهایی و صدور مدرک پایان دوره، میتوانند با مراجعه به دستگاه صادر کننده پروانه اشتغال، نسبت به تقدیم درخواست اشتغال خود اقدام فرمایند
هنرجویان گرامی با به پایان بردن این دوره دارای شایستگی و مهارتهای حرفه ای در زمینه های ذیل خواهند بود: