
در ایام ماضی، بیطاری نیمچه فرزانه، از نقض فرهنگ و تمدن و ارزشها و… توسط یکی از کارکنان بیتربیت مکتبخانهی بزرگ شهر دچار وجداندرد شبانه گشته و به جهت اصلاح امور و ارتقای فرهنگ و اعتلای تمدن و خصوصا تنبیه و تادیب آن بیتربیتِ بیادب، صبح علیالطلوع، شکایت به فیلسوفکی برد که گردش زمین و زمان، به او جایگاه ریاستی بخشیده بود. فیالحال آن دو ستارهی فروزان در عالم علم و ادب!! انجمنی آراستند و به شور نشستند تا راهی یافته و فرهنگ و تمدنِ مکتبخانهی بزرگ شهر را از زوال و نابودی توسط آن بیتربیتِ مذکور نجات دهند!
در آن ایام، قحطالرجال عظیمی بر مکتبخانهی بزرگ شهر مستولی گشتهبود و بهناچار! بزرگ مکتبخانه، تمشیت امور دو دیوانخانهی آموزش و پژوهش را به طور همزمان بر گردهی آن فیلسوفک مذکور محول فرمود و ایشون هم نامردی نکرد و تپه سالمی در این دو دیوانخانه بر جای نگذاشت!
از مذاکرات آن دو ستارهی تابناک عرصهی علم و فرهنگ و تمدن و ارزش و اینای!! مکتبخانهی بزرگ شهر سیاههای در دسترس نیست، اما نتایج این مذاکره همچون مصیبتی عظیم گریبان آن بیتربیت مذکور را چسبید و ان دو ستاره نیز سرمست و کامروا، هر کدام به دغدغههای فرهنگ و هنری خود ادامه داده و همچنان و بهشدت و همچون تخم چشم خود از فرهنگ و هنر و تمدن و ارزش و اینای!! مکتبخانهی شهر حراست و پاسداری نمودند تا جاییکه فیالحال، در قلمرو یکی از آن دو ستاره، نسوان دست به دود شده و در کنار کسب علم و معرفت، در اوقات فراغت، از زیباییهای محیط و طبیعت نیز لذت میبرند!

در تاریخ 16 / 06 / 1393 و طی یک فقره برگه تفهیم اتهام به شماره ( 16 / ک ) که به امضای معاون اداری و مالی و رییس کمیته دادرسی کارکنان دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج رسیده است، احدی از کارکنان، مطابق بند 6 طبقه اول ماده 7 متهم به سهلانگاری و کمکاری در انجام وطایف محوله شده است.
این اتهام، بنابر گزارش یک عضو هیات علمی در رابطه با سهلانگاریهای صورت گرفته در روند بررسی پروندهاش، به کارمند مذکور وارد شدهاست و سیاههی گزارش مذکور نیز به انضمام برگهی تفهیم اتهام، توسط مدیر اداری وقت دانشگاه، به کارمند بیتربیت مذکور تحویل شده و از او پنجه مهر! نیز اخذ شدهاست
اعتراض به نابسامانیهای موجود، یکی از حقوق مسلم اعضای هیات علمی است؛ اما با توجه به ارزش جایگاه، اعتبار علمی، دید جامع و تخصصی و سایر مولفههایی که ناگزیر باید در شخصی جمع ایند تا به او به عنوان یک عضو شایستهی هیات علمی نگریسته شود، هر نابسامانی یا کارکرد نامطلوبی نباید مورد توجه یک عضو هیات علمی قرار گیرد و زبان به اعتراض گشاید و دست به شکایت و شکایتنگاری برد.
در شرح شکایتی که توسط یک عضو هیات علمی دانشگاهی! و خطاب به معاونت محترم! آموزشی دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج جناب اقای دکتر … نگاشته شدهاست، حتی ردپای قمرخانوم، مادربزرگ همسایه نیز به چشم میخورد!! شکایت و اعتراض نامبرده به این موضوع است که بررسی پرونده ارتقا رتبهاش به تاخیر افتادهاست و البته هیات علمی مذکور، تقصیرکار را هم کشف کرده و به جهت سهولت کار معاونت محترم، به محضر ایشان معرفی هم نمودهاست!
مقصر کیست؟همان بیتربیت مذکور!
دلیل هیات علمی مذکور چیست؟ اینکه کارمند مذکور در محل کار سیگار کشیدهاست و لاجرم فرهنگ و تمدن به خطر افتاده و لابد اون وسطا که بلبشو بوده و فرهنگ و تمدن توی خطر بودن، پروندهی من هم گم و گور شده!!!!
پس تقصیر همون مذکوره!!!
کارمند مذکور نیز طی دفاعیهای که خطاب به جناب معاونت اداری و مالی و البته رییس کمیته دادرسی نگاشتهاست، خدمت ایشان عارض گشته که رییس بزرگوار کمیته دادرسی، این بابا، گودرز رو به شقایق ربط داده و به بنده اتهام تعلل و سهلانگاری و کمکاری، در کاری رو زده که اصلا وظیفهی من نبوده و کلا من ازش بیخبرِ بیخبرم جان خودت!!
تعلل و کمکاری رو همون معاون آموزشی از خودش دَر کرده که اتفاقا شکایتنامهی عریض و طویل عضو هیات علمی مذکور! خطاب به ایشونه و ایشون هم دیده دیوار کسی از دیوار من کوتاهتر نیست و…
رییس کمیته به اصطلاح دادرسی! بدون در نظر گرفتن واقعیت و دفاعیات متهم، نامبرده را مجرم شناخته و طی حکم شماره 18 مورخ 19 / 07 / 1393 مجازات او را اعلام و مهر دو قبضهی غیرقابل تجدید نظر را هم بر آن نقش میکند!!!
ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، چگونه است که چنین اتهام مضحک و چنین حکم مضحکتری! در کمیتهی مذکور! و در کمتر از یکماه، بررسی، و حکم آن صادر و بدون حق تجدیدنظرخواهی، ابلاغ میگردد، اما شکایتی که در تاریخ 08 / 08 / 1399 به کمیته مذکور! تحویل گردیدهاست، پس از گذشت 3 سال!! هنوز حتی بررسی نیز نشده است!!!!
مهرزاد درافشانیان
03 / 10 / 1401
انسان هاي بي خرد و پوچ از انسان هاي خلاق و مبتكر بسيار ترس و واهمه دارند و متأسفانه اين افراد معمولا صدرنشين هستند چرا كه براي افراد بالادستي بي خطر محسوب مي گردند. اينان براي اثبات خود سايرين را زير پا له مي كنند ولي من موافق دادخواهي هستم، من جاي شما باشم شكايتي كه مدت ها از آن گذشته را مجددا و مصرانه پيگيري مي كنم، الان اين افراد چندين پرونده باز در سازمان دارند، با آرزوي موفقيت و شادكامي
ممنون از وقتی که گذاشتید و بازم ممنون بابت بزرگواری و راهنماییتون.حتما پی گیری میکنم
این امریست طبیعی که انسانهای کوچک و بی بنیه خطری برای روسای کوچکتر از خود ندارند به همین دلیل است که همواره در راس هستند اما این راس چه ارزشی دارد که عین مهره شطرنج تکانشان دهند امان از این پستها و تقسیمات پستی که متاسفانه در این مکتبخونه بوفور بچشم میخورد