مهرزاد

کرفتو

کرفتو؛ شهری گم‌شده در دل تاریخ


روزنامه روژان-سال دوازدهم-شماره 800-چهارشنبه 29 شهریور 1402

مکان­های گردشگری بسیاری در ایران وجود ­دارند که به ­لحاظ پتانسیل گردشگری و رشد صنعت توریسم کم‌نظیر و حتی بی‌نظیرند اما متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ غار کرفتو یکی از این مکانهاست که در صورت توجه و تامین زیرساختهای مناسب گردشگری، میتواند به عنوان یکی از مهمترین جاذبه‌های گردشگری و صنعت توریسم در غرب ایران قلمداد گردد. در حال حاضر با توجه به ضعف اساسی در راه‌های دسترسی و امکانات اقامتی و رفاهی، این مکان زیبا و باستانی کمتر مورد توجه گردشگران قرار میگیرد.

در کنار این مشکلات و با توجه به وضعیت داخلی غار و صعب‌العبور بودن آن،همچنین عدم تامین امکانات و تجهیزات مناسب برای بازدید نزدیک از این اثر کم‌نظیر و میراث پربهاء، همان تعداد قلیل از گردشگران راه‌گم کرده را نیز برای بازدید از فضاهای داخلی غار با مشکلات متعددی مواجه مینماید.

کرفتو بیشتر بخوانید »

معرفی کارگاه های تولیدی

معرفی کارگاه های تولیدی بیشتر بخوانید »

در حکم وصیتنامه!

از : ابوالقاسم حالت

ابوالقاسم عبدالله فرد – حالت ( 1293 ه.ش – 1372 ه.ش ) پس از پایان تحصیلات به استخدام شرکت نفت درآمد و تا زمانیکه به افتخار بازنشستگی نایل آمد،، در این سازمان به خدمت پرداخت

زندگینامه ابوالقاسم حالت به نقل از ” آرشیو مفاخر نفت ” سایت “موزه های صنعت نفت ایران”

زندگینامه ابوالقاسم حالت به نقل از ” ویکی فقه “

بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید
 نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید

نه پیِ گورکن و قاری و غسّال روید
نه پیِ سنگ لحد پول به حجار دهید

به که هر عضوِ مرا از پسِ مرگم به کسی
که بدان عضوْ بوَد حاجتِ بسیار دهید

 این دو چشمانِ قَوی را به فلان چشم‌چران
 که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وین زبان را که خداوندِ زبان‌بازی بود
 به فلان هوچیِ رِند از پی گفتار دهید

کَلّه‌ام را که همه عمرْ پُر از گچ بوده‌ست
 راستْ تحویلِ علی‌اصغرِ گچکار دهید

وین دلِ سنگِ مرا هم که بوَد سنگِ سیاه
 به فلان سنگ‌تراشِ تهِ بازار دهید

 کُلْیه‌ام را به فلان رِندِ عرق‌خوار که شد
 از عرقْ کُلْیۀ او پاکْ لت و پار دهید

ریه‌ام را به جوانی که ز دود و دمِ بنز
در جوانی ریۀ او شده بیمار دهید

جگرم را به فلان بی‌جگرِ بی‌غیرت
کمرم را به فلان مردکِ زن‌بار دهید

 چانه‌ام را به فلان زن که پیِ ورّاجیست
 معده‌ام را به فلان مردِ شکم‌خوار دهید

 گر سرِ سفره خورَد فاطمه‌بی‌دندان غم
بِه که دندانِ مرا نیز به آن یار دهید

 تا مگر بند به چیزی شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید.

#ابوالقاسم_حالت
#حالت
#گل_آقا

در حکم وصیتنامه! بیشتر بخوانید »

عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین عبیدالله زاکانی قزوینی

عبید زاکانی

خواجه نظام‌الدین – یا نجم‌الدین – عبیدالله زاکانی قزوینی، شاعر، لطیفه‌پرداز، نویسنده و منتقد بزرگ قرن هشتم هجری است که متاسفانه اطلاع مبسوط و مفصلی از زندگانی او در دست نیست . «عبید زاکانی»، شاعر اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم هجری قمری است. آثار او بیشتر به زبان طنز است. اگرچه وی اشعار و غزلیات جدی نیز دارد، شهرت او بیشتر به خاطر اشعار طنزش است. او با زبان شعر و طنز از رنج مردم، نالایقی و جهالت حاکمان و تزویر و ریای زاهدان می‌گوید. از این‌رو، محبوب مردم و مغضوب برخی حاکمان و زاهدان بود.


 معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید زاکانی و پس از او دولتشاه سمرقندی ذکر کرده‌اند تنها اطلاعات قابل اعتنا و استناد در خصوص این عالم و شخصیت بزرگ است. بنابر این معلومات، حدود تاریخ تولد او ۶۹۰ ق و وفات وی در حدود  ۷۷۱ یا ۷۷۲ ق  بوده است.

گر کنی با دگران جور و جفا/ با عبیدالله زاکانی مکن

او خود را عبیداللّه زاکانی نامیده است و برخاسته از خاندان زاکانیان قزوینی است. گفته می‌شود این خاندان، تیره‌ای از عرب (بنی خفاجه) بوده اند که به قزوین آمده و در آن جا ساکن شده اند. حمدالله مستوفی در خصوص خاندان زاکانی آورده است که: « ارباب صدور بودند، از ایشان صاحب سعید صفی‌الدین زاکانی خداوند املاک و اسباب و از ایشان صاحب معظم خواجه نظام‌الدین عبیدالله اشعار خوب دارد و رسائل بی‌نظیر.»

آثار عبید زاکانی را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد:

 بخش اول شامل قصاید و غزلیات و رباعیات و عشاق‌نامه، که به شیوه و سبک سخن صریح و جدی و معمول است.

بخش دوم لطایف است که از یک سو شامل اخلاقی‌الاشراف و حکایات و ریش‌نامه و صد پند و رساله‌ دلگشاست که ترکیبی از نظم و نثر و به شیوه‌ هزل است و از سوی دیگر شامل رساله تعریفات و نیز قصه موش و گربه است که به نظم و طنز و مطایبه هستند.

مجموع اشعار جدی باقی مانده از وی، از سه هزار بیت تجاوز نمی‌کند.


آثار او :

۱. دیوان اشعار، شامل قصیده، غزل، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند، مثنوی، قطعات و رباعیات.

۲. مثنوی عشاق‌نامه؛ شامل ۷۰۰ بیت که زاکانی آن را در سال ۷۵۱ ق به نام شاه شیخ ابواسحاق، پادشاه فارس، منظوم کرد.

۳. نوادر الامثال؛ کتابی به زبان عربی، شامل اقوال انبیا و حکما و اشعار و امثال.

۴. ریش‌نامه؛ رساله‌ کوچکی است که در آن از مذهب ریش و جور و جفایی که خوبرویان زمان از این عارضه‌ دلخراش و آفت جانکاه می‌بینند، سخن رفته است.

۵. رساله‌ صد پند؛ که شامل صد پند طنزآمیز است.

۶. رساله‌ تعاریف مشهور به ده فصل؛ این رساله از آثار انتقادی عبید است و به سبک لغت‌نامه‌ای تدوین یافته و مشتمل بر ده فصل است، و در هر فصل یکی از اصناف و طبقات جامعه معرفی شده است. از جمله در بابِ دنیا و مافیها، در قاضی و متعلقات آن و…؛
در این رساله نیز همچنان طعن و انتقاد بر اوضاع و احوال اجتماعی به لطف و زیبایی دیده می‌شود. نویسنده کلماتی را انتخاب کرده و تعریفی طنزآمیز از آن ارائه داده است. مثلاً؛ النامحرم: اهل و عیال؛ الریش: دستاویز متفکران.

۷. رساله‌ دلگشا؛ این رساله شامل تعداد زیادی حکایات شیرین که قسمتی به عربی و بیشتر به فارسی است. دارای نثری روان، فصیح و موجز در انتقاد از اخلاق و آداب ِ زمان.

۸. مکتوبات قلندران؛ شامل دو مکتوب از نوع مکاتیبی است که قلندران زمان به هم می‌نوشتند.

۹. فالنامه‌ بروج؛ رساله‌ای است در انتقاد کتب فالنامه و احکام و طوالع و مسخره کردن مؤلفان و معتقدان آن. عبید در آخر هر فال یک رباعی آورده است.

۱۰. فالنامه‌ وحوش و طیور؛ در بیان اینکه اگر هر یک از وحوش یا طیور را به فال گیرند، علامت چیست؟ این رساله شامل ۶۰ رباعی است. هر رباعی نماینده‌ تعبیر فال هر یک از طیور و وحوش است.

۱۱. مثنوی سنگ‌تراش؛ این منظومه در ۸۶ بیت سروده شده که سنگ‌تراش ساده‌دلی، خداوند را از روی صداقت مهمان خود می‌کند و با این بیت شروع می‌شود: سنگ‌تراشی بود‌ اندر کوه طور، سنگ‌تراشی کرد و گفتی‌ ای غفور.

۱۲. قصیده‌ موش و گربه؛ با ۹۴ بیت شعر که یکی از معروف‌ترین آثار سیاسی و انتقادی عبید است که در شرح تزویر و ریاکاری گربه‌ای از گربه‌های کرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سال‌ها دریدن موش‌ها، و فریب خوردن موش‌ها از توبه‌ او و بروز جنگ میان موش‌ها و گربه‌ها و در آخر نابودی سپاه موش‌هاست.

۱۳. رساله‌ اخلاق‌الاشراف؛ این رساله با نثری شیرین در انتقاد اخلاق دوران خود نوشته شده است و یکی از آثار گران‌بهای عبید زاکانی محسوب می‌شود.
در این اثر، همانطور که از اسمش پیداست به انتقاد از اخلاق بزرگان و اشراف کشور پرداخته شده است. او صفات اخلاقی پسندیده را به دلیل اینکه از رواج افتاده‌اند و کسی به آنها عمل نمی‌کند، «مذهب منسوخ» نامیده و در مقابل روشی که در پیش گرفته‌اند را «مذهب مختار» نامیده است. مثلاً در تعریف «صدق» معمولِ زمان می‌فرماید:
«اما صدق: بزرگان می‌فرمایند به این خلق اراذل حضایل است. چه مادّه خصومت و زیان‌زدگی صدق است.هر کس که نهج صدق ورزد، پیش هیچ کس عزّتی نیابد. فرد باید که تا تواند پیش مخدومان و دوستان خوشامد گوید و دروغ و سخن به ریا گوید «صدق‌الامیر» را کار فرماید. هر چه بر مزاج مردم راست آید، آن در لفظ آرد.

۱۴. زاکانی اشعاری نیز دارد که به نام اشعار هزلیه و تضمینات معروف است.

۱۵. علاوه بر اینها، کتابی به نام مقامات نیز به او منسوب است که اکنون موجود نمی‌باشد.

 رساله‌ اخلاق‌الاشراف، ریش‌نامه، صد پند، ده فصل، اشعار هزلیه، رساله‌ دلگشا و مکتوبات قلندران را اولین بار فرته خاورشناس فرانسوی در مجموعه‌ای به نام منتخب لطایف عبید زاکانی به سال ۱۳۰۳ ق در استانبول به چاپ رساند و پس از آن مکرراً در ایران و خارج آثار عبید منتشر شده است. عمده‌ آثار عبید زاکانی، اکنون در قالب کلیات عبید زاکانی منتشر شده است.

قصیده‌ موش و گربه

«موش و گربه»، همیشه و همه‌جا «تام و جری» را تداعی نمی‌کند؛ گاهی هم «به رسم هجو شاعرانه»، «سیاست تغلب» را به ذهن متبادر می‌کند، و آن هنگامی است که نام عبید زاکانی همراهش باشد.

داستان موش و گربه‌ عبید زاکانی حکایت گربه‌ پیری است که به زهد و تقوا تظاهر می‌کند تا موشان را فریفته و به چنگ آورد. عبارت «گربه‌ زاهد»، «گربه‌ عابد» و حتی «گربه‌ تائب» از همین داستان بر سر زبان‌ها افتاده است و اغلب اوقات درباره‌ تبهکارانی که برای اجرای مقاصد پلید خود به تقوا تظاهر می‌کنند، به کار می‌رود. در این قصیده، گربه‌ عابد و پارسا، به شکار موشان می‌پردازد. شاعر در این منظومه گربه‌ای ریاکار از سرزمین کرمان را هجو می‌کند که به قتل عام و تار و مار کردن موشان فارس، می‌پردازد.

می‌توان موش و گربه را دو مفهوم نمادین دانست، که بیانی از روابط سیاست تغلب و قواعد آن است. سیاستی که شاعر خود از آن با تعبیر «سرکشی» یاد می‌کند:

ندارد سرکشی آنجا روایی / به کاری ناید آنجا پادشاهی

 در این سیاست، یک سو، بخت‌ یار است و سوی دیگر نکبت بار:

بنگر که روزگار چه بازی پدید کرد / نکبت چگونه دولت او را عنان گرفت

 از این مجموعه، به طور خاص ابیاتی قابل تامل هستند که به نحوی آشکار گویای سیاست تغلب زمان عبید زاکانی است. او افتادن موش در خم شراب و مست گردیدنش را باعث خودبینی و بلند پروازی موش می‌داند که طی آن، موش با حرف‌های گزاف، دشمنِ در کمین نشسته را تحریک می‌کند

ابیاتی از این قصیده در عین حال که به برخی از آداب جنگی نیز اشاره می‌کند، عموماً حکایت از آمادگی سیاست برای گردش به سمت تلافی و لشکرکشی و تغلب دارد؛ در نتیجه، سیاست که شانش تدبیر روابط حق و تکلیف است، در قلمرو ایرانیان، حق را فرو می‌نهد و «تکلیفش» نه در «شهر»، بلکه در «بیابان پارس» تعیین می‌شود و با پی کردن اسب، قدرت شاه نیز سرنگون می‌شود

این قصیده در نگاه اول، توصیفی است از ریاکاران دینی که چگونه بر موشان که عامه مردم هستند سلطه می‌یابند و جان اینها‌ اندوخته‌ آنها می‌گردد.
اما به نظر صفا، این قصیده نوعی حکایت مبارزه‌ شاه ابواسحاق با امیر مبارزالدین هم هست.  توبه‌ گربه در این داستان نیز اشاره‌ای است به توبه‌ معروف امیر مبارزالدین و بیعت او با خلیفه‌ مصر که خم خانه شکست و محتسبی پیشه کرد و در لباس دین به قتل مخالفانش پرداخت.

«ناگهان گربه جست برموشان/ چون مبارز به روز میدانا»

در این بیت، مصرع «چون مبارز به روز میدانا» دارای ایهام است و شاید اشاره‌ آشکار به امیر مبارز باشد. به ویژه که خود زاکانی باز (و البته به نحو مبهم) تصریح می‌کند که:

جان من پند گیر از این قصه / که شوی هر زمانه شادانا
غرض از موش و گربه بر خواندن / مدعا فهم کن پسر جانا

نقل از : https://fa.wikifeqh.ir

عبید زاکانی بیشتر بخوانید »

نازککاری

هنر‌ایرانی سرشار از منطق ریاضی و خردورزی مادی در کنار زیبایی و لطافت معنوی است که اساس آن بر فهم کامل هندسه و نظم استوار است. زندگی‌ایرانیان چنان با هنر و زیبایی آمیخته و عجین شده است که آنان حتی ابزارآلات روزانه‌ی مورد استفاده‌ی خود را نیز از تزیینات و زیبایی بدون بهره نگذاشته‌اند و نمونه‌های بسیار زیبایی از هنر‌ایرانی را میتوان بر روی ابزارآلات ساده‌ی روزمره و کاربردی دید .

هنر‌ایرانی کاربردی است؛ ‌ایرانیان هیچگاه قطعه‌ای هنری نساخته‌اند که در زندگی به کار نیاید، پرهیز از بیهودگی ‌یکی از ارکان اصلی در زندگی‌این مردم نجیب و اصیل است. تنوع درختان جنگلی و چوب حاصل از آنها، در کنار هنر و ذوق و سلیقه‌ی ذاتی مردمانی که هزاران سال است در‌این مناطق زندگی میکنند، باعث به وجود آمدن هنر – صنعت نازککاری گردیده است که به احتمال قریب به‌یقین، ادامه‌ی هنر _ صنعت نجاری و ارسی سازی ایرانی است .

چوبهای مرغوب و متنوع جنگلی که‌یکی از هزاران موهبت و هدیه‌ی الهی به زاگرس نشینان نجیب و سخت کوش است؛ به واسطه‌ی فراوانی، ارزانی، سهولت استفاده، عمر و سرویس‌دهی مناسب و … در زندگی‌این مردم بسیار به کار رفته و میتوان گفت که چوب و محصولات حاصل از آن در تمامی شئون زندگی زاگرس‌نشینان نقش اساسی و حیاتی داشته است. ‌این مردمان، از‌این نعمت آسمانی که به فروانی در اختیار داشته‌اند در ساختمان سازی، ساخت وسایل و ظروف زندگی روزمره، تامین انرژی گرمایی و حتی خلق آثار هنری بهره برده و با استادی و هنرمندی تمام آثار زیبایی خلق کرده‌اند .

منبت، معرق، خاتم و تقریبا تمامی آن دسته از هنرهای دستی که در رده‌ی صنایع چوبی رده‌بندی میگردند؛ ذاتی هنری و تزیینی دارند، در واقع کاربرد چنین هنرهایی در زندگی روزمره‌ی ‌ایرانیان بیشتر جنبه‌ی تزیینی داشته است تا بتوان با ‌این هنرها، وسایل کاربردی زندگی را با زیبایی آراست و از کار با ‌این وسایل لذت برد، ‌این هنرها ذات زیباپسند ‌ایرانیان را اقناع و زندگی آنان را رنگ و بویی تازه میبخشند. اما نازککاری علاوه بر‌اینکه ذات هنری و تزیینی خود را حفظ کرده است، به عنوان‌یک پیشه نیز با ساخت وسایل کاربردی، جایگاه ویژه‌ای در بخش صنعت دارد.

مدیریت نور و صدا، ‌یکی از مهمترین شاخصه‌های هنر معماری‌ایرانی در دوره‌ی اسلامی است؛ در معماری ‌ایرانی با استفاده از بازشوهای بزرگ در دیوارهای حایل میان فضاهای داخلی و بیرونی، در تمامی قسمتهای بنا، نور و روشنایی، با تناسبهای دقیق هندسی تقسیم شده است. ‌ایرانیان فن پنجره‌سازی را به اوج خود رسانده و آن را به هنری تبدیل کرده‌اند که هم از نظر هنری و هم از نظر مهندسی، بدون عیب و نقص بوده و به زیبایی و هنرمندی تمام نور و روشنایی را در بنا مدیریت میکند .

هنر ارسی‌سازی‌ یکی از پیچیده‌ترین و دقیقترین هنرهای چوبی ‌ایرانی است؛ کار با چوب به طور کلی به پنج رشته‌ی : نجاری، نازککاری، منبت‌کاری، معرق‌کاری و خاتم‌کاری تقسیم می‌شود که ‏هر کدام زیبایی، کاربرد و خصوصیات خاص خود را دارند. ارسی‌سازی با پیوند میان ‏نازککاری چوب، شیشه بری، نجاری و طراحی متولد گردیده که قدیمترین نمونه‌های ‌این هنر، مربوط به عصر صفوی است. پس از دوران صفویه و با تکمیل و تلفیق‌این هنر با قواره‌بری چوب در دوره‌ی قاجاریه، نمونه های بسیار زیبا و مدهوش‌کننده‌ای از‌این هنر کاربردی‌ ایرانی پدید آمد که در سرتاسر ‌ایران میتوان نمونه‌های آن را مشاهده کرد.

معماران ایرانی با استفاده از ارسی‌های ‌یک‌لتی، سه‌لتی، پنج‌لتی، هفت‌لتی و حتی نه‌لتی (9) و با تعبیه‌ی بازشوهای بزرگی، ‌این ارسی‌ها را به عنوان حایل میان فضاهای داخلی و بیرونی بناها به کار برده و از‌این طریق با هوشمندی تمام و به زیبایی، نور و صدا را در تمام بنا مدیریت کرده‌اند. مدیریت نور و صدا اصلیترین کابرد ‌این ارسی‌ها در بناهای مختلف بوده‌است، با ‌این وجود، ‌این عناصر زیبای معماری، نه تنها به زیبایی و فریبندگی معماری‌ ایران کمک کرده‌اند که خود آنها، نمونه‌های بسیار نادری از فن مهندسی و محاسبات پیچیده‌ی آن در معماری ‌ایرانی هستند .

ساخت ارسی‌هایی با ابعاد بزرگ و بسیار بزرگ در دیوارهای حایل میان فضاهای بیرونی و درونی بناها؛ مستلزم اطلاع طراح از اصول و قواعد دقیق مهندسی بوده‌است. نمونه هایی از ارسی با مساحت 50 تا 100 متر مربع هنوز هم در پاره‌ای از بناهای تاریخی وجود دارند که پس از گذشت صدها سال از ساخت آنها، دچار ناپایداری، فروریختگی، انحنا و …. نشده و هنوز هم به درستی وظایف خود را در بنا انجام میدهند. در هنر ارسی‌سازی، برای اتصال قطعات ارسی به هم، هیچ عنصر دیگری بجز چوب به کار نمی‌رود و تمام نقش و نگار‌های چوبی و شیشه‌ای ارسی، به وسیله اتصالات ظریف ‏چوب (کام و زبانه) به هم وصل می‌شوند.

از ارسی موجود در موزه‌ی شهرستان سنندج به عنوان دومین ارسی بزرگ ‌ایران پس از ارسی کاخ گلستان نام برده میشود که ارتفاع آن 6 متر و مساحت آن در حدود 70 متر مربع است. چنین سازه‌ای از چوب و شیشه با ارتفاعی بالغ بر 6 متر، دهه‌هاست که پابرجاست و هنوز هم به زیبایی، تمام وظایف خود را در بنا به خوبی انجام میدهد.

با توجه به وزن مواد و مصالح به کار رفته، مساحت، ارتفاع و عرض چنین ارسی‌های؛ پایداری‌این سازه‌های عظیم و زیبا بدون انجام محاسبات دقیق فنی و مهندسی امکان نداشته است. ارسی‌هایی با ابعاد بزرگ و مساحت بیش از 50 متر، دارای وزن بالایی هستند. در‌این سازه‌ها، ارتفاع نیز ‌یکی از مشخصه‌های بسیار مهم در محاسبات است. پیش‌بینی و تعیین راه‌های انتقال وزن سازه از چنین ارتفاعی تا زمین، مستلزم محاسبات دقیق و فنی مهندسی است و قطعا بدون استفاده از علوم مهندسی، ساخت، پایداری و استفاده از ‌اینچنین سازه‌هایی برای سالهای متمادی، غیر ممکن است .

یکی از ظریفترین و زیباترین هنر- صنعتهای دستی در شهرستان سنندج نازککاری است که به احتمال بسیار زیاد، ادامه‌ی هنر ارسی‌سازی، اما در ابعاد کوچکتر است. تنوع درختان جنگلی و چوبهای حاصل از آنها که اصلیترین ماده‌ی مورد نیاز برای ‌این هنرند، موجب پدید آمدن نمونه های بسیار زیبا و نادری به وسیله‌ی استادکاران ماهر سنندجی گردیده است.

اوج ذوق هنری و تلفیق آن با فن مهندسی در‌این نمونه‌ها، نشان از مهارت استادکاران ‌این شهر دارد. نمونه هایی از محصولات ساخت استادان سنندجی در دست است که ببینده با مشاهده‌ی آن، جز انگشت حیرت به دندان گزیدن چاره‌ی دیگری ندارد. چوب بیجان همچون موم در دست‌ این استادکاران به محصولاتی تبدیل شده است که ساخت آنها با چوب غیر قابل انعطاف، تقریبا غیر ممکن است !

احتمالا از دوره‌ی صفوی و همزمان با ساخت عمارات عالی و بناهای وسیع در شهر تازه بنیاد سنندج؛ هنر ارسی‌سازی و صنایع وابسته به آن در ‌این شهر گسترش‌ یافت‌ است. فعالیت ارسی‌سازی و ارسی‌سازان ماهر اکنون به دلایل متعددی رونق ندارد، اما هنر نازککاری به دلیل ظهور اساتید صاحب نام و محصولات زیبای ساخت آنان، هنوز پررونق و پرارزش است . آثار نازککاری  به جامانده از استادان سنندجی مربوط به اواسط دوره قاجار، اوج و رونق هنر نازککاری در شهر سنندج را در‌این دوره و سالهای بعد از آن نشان میدهد. با توجه به شیوه‌ی خاص و اسلوب منحصر به فرد نازککاران سنندجی در پدید آوردن آثار هنر نازککاری،  به نظر می رسد که هنرمندان سنندجی از اواسط دوره‌ی قاجار به بعد، مکتبی خاص را در‌ این عرصه به وجود آورده و به جامعه‌ی هنری ‌ایران‌زمین تقدیم کرده‌اند .

استاد نازککار هم هنرمندی تواناست و هم مهندسی آشنا به فن؛ او برای انتخاب چوب مورد استفاده در ساخت‌ یک قطعه، هم باید خصوصیات مکانیکی چوب را در نظر گیرد و هم خصوصیات ظاهری و زیبایی آن را، استاد نازککار آشنایی کاملی با مکانیک چوبهای به کار رفته در ساخت قطعات دارد و دقیقا میداند که ‌یک قطعه، برای ‌ایفای درست نقش خود در محصول نهایی، به چه مقدار مقاومت نیاز دارد و اتصالات آن با سایر قطعات چگونه باید باشد. بنابراین با توجه به خصوصیات مکانیکی انواع چوب در دسترس، چوب مناسب را انتخاب و به کار میبرد.

همچنین او میداند محصولی را که میسازد ‌یک اثر هنری است؛ بنابراین زیبایی، ‌یکی از ارکان ساخت محصولات نازککاری است و برای‌این منظور نیز او باید چوب هایی را انتخاب نماید که هم زیبا و فریبنده باشند و هم وظایف خود را در محصول نهایی به درستی انجام دهند. محصولات نازککاران سنندجی محصولاتی بدیع، زیبا، فریبنده و عجیبند! هنرمند نازککار چوب را همچون موم به کار برده و از‌این ماده‌ی تقریبا سخت و غیرقابل‌انعطاف محصولاتی ساخته است که باور ساخت آنها از ماده‌ی اولیه‌ی محکم و غیرقابل انعطافی همچون چوب، سخت و عجیب است . به عنوان مثال استاد مسلم نازککاری سنندج، علی اکبر بهزادیان با ساخت‌ یک کیف زنانه که دارای تمام اجزای لازم است و ‌این اجزا کاملا همانند ‌یک کیف چرمی قابل انعطاف عمل کرده و به زیبایی و درستی وظایف خود را به انجام میرسانند، اوج هنر و مهارت خود را به اثبات رسانیده است .

هنر نازککاری با وجود اساتید صاحب‌نامی همچون استاد نعمت‌الله نعمتیان، استاد مجید نعمتیان، استاد علی اکبر بهزادیان و… در شهرستان سنندج بیش از سایر نقاط ‌ایران شناخته‌شده و توسعه‌یافته است. زحمات ‌این اساتید صاحب ذوق و فن در بال و پرگیری ‌این هنر- صنعت زیبا در شهر سنندج بر کسی پوشیده نیست،. ذوق هنری و استعداد فنی خداداد این اساتید در‌این هنر به منصه‌ی ظهور رسیده و اثار هنری بدیع و زیبایی را به جامعه‌ی هنری ایران‌زمین تقدیم کرده‌اند .

این اساتید بزرگوار در کنار خلق اثار هنری و تکمیل فنون هنر نازککاری، به تربیت شاگردان مستعدی نیز پرداخته‌اند که هر کدام از آن شاگردان، خود به اساتید قابلی بدل گردیدند تا هنر استاد و نام صنایع‌دستی شهر سنندج در‌ایران و جهان همچون ستاره‌ای درخشان جلوه‌گر گردد. اما متاسفانه متولیان حمایت و توسعه‌ی صنایع‌دستی استان کردستان چنان به صنعت پر زرق و برق گردشگری علاقه‌مندند که مجالی برای حمایت و کمک به صنایع‌دستی کردستان نداشته و این صنایع مادرمرده همچنان در انتظار گوشه‌چشمی محبت‌آمیز از این بزرگوارانند.

معاون محترم صنایع دستی استان همدان در مصاحبه‌ای به تاریخ پنجشنبه 31 شهريور 1390،که هنوز هم در این آدرس : ( https://www.iranview.ir/post/11070 ) قابل دسترسی است خبر از ثبت هنر-صنعت نازککاری به نام همدان داده است و البته ایشان در همان مصاحبه نیز اذعان کرده‌اند که در کل استان همدان فقط یک استاد نازککار مشغول به کارند و این ثبت ملی با اتکا به فعالیتهای این استاد گرانقدر صورت گرفته‌است. هر چند که ظاهرا ثبت ملی یک هنر-صنعت چندان تاثیری در توسعه و اعتلای آن ندارد و جز کاغذبازی های بیهوده و عبث، نتیجه‌ای از این گونه ثبت‌ها، عاید هیچ هنر-صنعتی نگردیده‌است.

اما در حالیکه در شهرستان سنندج ده‌ها استادکار ماهر و به‌نام در رشته نازککاری مشغول به کار و فعالیتند و اثار خلق شده توسط این استادکاران سنندجی قابلیت رده‌بندی در ردیف شاهکارهای هنری را دارد، ثبت ملی این هنر-صنعت به نام شهری که فقط یک استادکار در آن رشته را دارد جز کم‌کاری و ترک‌فعل از سوی مجموعه‌ی متولی صنایع دستی استان چه معنا و مفهوم دیگری میتواند داشته‌باشد؟!

کدام ناظر بی‌طرف و عادلی ثبت ملی گلیم‌بافی کردی به نام روستای کاکوی سفلی را تایید و بر آن صحه میگذارد در حالیکه هیچ نام و نشانی از این روستای زیبا در هیچ یک از منابع و مراجع قالی و گلیم ایران نیست؟! مجموعه‌ی محترم صنایع دستی استان کردستان همه‌ی هنر و تاریخ و گذشته‌ی گلیم بافی کردی را در روستای کاکوی سفلی به ودیعه گذارده و گلیم کردی را به نام این روستای زیبا به ثبت ملی رسانیده است و حتی نیم نگاهی هم به هنر-صنعت صدها ساله‌ی گلیم بافی ( سوجائه‌ی سنه ) سنندج نکرده و قرعه‌ی ثبت ملی گلیم کردی را از میان دهها مرکز قالی و گلیم بافی کردستان مانند سنندج، خلیچیان و… به نام روستایی زده است که هیچ نام و نشانی از گلیم بافی در آن به چشم نمیخورد!!

بزرگواران متولی صنایع مادرمرده‌ی دستی استان کردستان، همچنانکه سنندج و خلیچیان هر دو، هم صاحب تکنیک بافت و هم صاحب طرح و نقشه‌های خاص خود هستند، آیا روستای کاکوی سفلی هم چنین خصوصیاتی را دارد؟!

مهرزاد درافشانیان

رییس هیات مدیره

نازککاری بیشتر بخوانید »

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا