یکی از نقشمایه های بنیادین در بافته های داری، * نقش گل و گلدان است؛ بافنده های سنتی سنندج از این نقش به صورت گسترده ای در بافته های خود بهره برده اند و انواع بسیار زیبایی از این نقش را آفریده اند.
* بافته های سنتی که توسط برپایی دار قالی بافته میشوند – انواع فرش و گلیم
نقشمایهی گل و گلدان به صورت های مختلف در بافته های سنتی مورد استفاده قرار گرفته است. به طور معمول نقش مایه ای انتزاعی از یک گلدان با گلهای درون آن در این بافته های زیبا به تصویر کشیده شده است.
در پاره ای از نمونه های معاصر که بیشتر گلفرنگ خوانده میشوند، هنرمند طراح، یک گلدان و گلهای درون آن را تا اندازه ای به صورت رئال و واقعی به تصویر کشیده است.
اما در اکثریت قریبا به اتفاق بافته های قدیمی نقشمایه ای انتزاعی از یک گلدان و گلهای درون آن به نمایش درآمده که با رعایت تناسب و تقارنی زیبا، نقشی را آفریده که نهایت لطافت و زیبایی طبیعت اطراف بافنده را به تصویر میکشد.
یکی از نمونه های گل و گلدان سنه با قدمت حدود صد سال برای بازآفرینی مورد توجه طراحان شرکت قرار گرفت. در طراحی این نمونه تقارن طولی به صورت کامل رعایت گردیده و این موضوع در کنار رعایت تناسب اجزاء، زیبایی خاصی را به این نقش بخشیده است.
پس از مطالعات اولیه و تایید اصالت نقش و نمونه ی بافته، طراح شرکت با استفاده از نرم افزار CorelDRAW اقدام به طراحی نقش مایه اصلی و نقشه ی بافت در قالب ذرع و نیم نمود.
پس از آماده سازی نقشه ی بافت، با برپایی دار قالی، چله کشی بافته نیز با نخ نه لای پنیه ویسکوز انجام گرفته و مقدمات شروع بافت آماده گردید.
خامه مورد استفاده: دستریس تابیده – 100% پشم گوسفندی
رنگرزی : گیاهی، طبیعی
بافت این اثر به صورت خانگی و توسط خانم ملایی از بافندگان خانگی شرکت و زیر نظر مربیان کارگاه انجام گرفت
یکی از مکانهای بسیار دیدنی و شگفتانگیز در استان کردستان که ارزش باستانشناسی، تاریخی و زمینشناسی بسیاری دارد؛ غار کرفتو در دشت زیبای اوباتو یا به گویش محلی « ههوهرتو » مابین شهرستانهای دیواندره و سقز است. در ایرانزمین، غارهای زیادی کشف شدهاند که از جملهی مهمترین آنها ، غار علیصدر در همدان، غار قوری قلعه در پاوه، غار سهولان در مهاباد و غار کرفتو در منطقهی اوباتو -همگی در غرب کشور- واقع اند. غار کرفتو در شمال غربي ايران، با مختصات ˝23 ́ 52 ˚46 درجه طول شرقی و ˝06 ́ 20 ˚36 درجه عرض شمالی، در 46 کیلومتری جنوب غربی شهر تکاب، 67 کیلومتری شمال غرب شهر دیواندره و 70 کیلومتری شرق شهر سقز قرار دارد
غار به طور عام به حفرههای زیرزمینی که حداقل با یک دهانه به سطح زمین راه داشته باشند اطلاق میشود و میتواند به صورت طبیعی و یا مصنوعی ایجاد شده باشد. تاریخ غارها با حیات انسان پیوند خورده و امروزه جاذبههای زمینشناسی منحصر به فرد غارها، شرایط خاص زیستی وتنوع زیستی کاملاً بومی آنها، وجود بقایای فسیلی مهره داران، آثارباستانی وتاریخی ارزشمند و نقوش صخرهای و دیوارنوشتههای متعلق به دهها هزار سال پیش و در نهایت شوق ورزشکاران و غارنوردان حرفه ای برای پیمایش و کشف دالانهای تودرتو، تاریک و رعب انگیز غارها در اعماق زمین، ما را به تلاش برای دانستن بیشتر در مورد این گنجینههای طبیعی ارزشمند سوق میدهد.
غار کرفتو در مرز زون ایران مرکزی و زون سنندج- سیرجان واقع شده و محدوده ی این غار بین مکانهای تاریخی مهمی همچون زیویه و تخت سلیمان قرار گرفته است. اصلیترین راه دسترسی به این غار از طریق جاده سقز – سنندج است که بعد از عبور از شهر دیواندره، از طریق دوراهی تکاب – به طرف شمال-خارج شده و پس از عبور از بخشی بنام گورباباعلی ، غار کرفتو در ۳ کیلومتری از روستای یوزباشکندی در سینه كش یك رشته كوه آهكی كه در شمال درهای عمیق قرار گرفته است، پدیدار میگردد.
به احتمال بسیار زیاد غار کرفتو بزرگترین غار باستانی و دستکند ایران است. ورودی این غار در ارتفاعی بالغ بر 25 متر از سطح زمین قرار دارد که امکان رسیدن به این ورودی در حال حاضر به وسیلهی بیش از 200 پلهی فلزی فراهم گردیدهاست، این پلهها دسترسی مناسبی به ورودی غار برای صعود کنندگان فراهم آوردهاند اما با توجه ارتفاع تقریبا زیاد ورودی غار، بیماران تنفسی، قلبی، عروقی و افرادی که دارای بیماری آرتروز زانو هستند بهتر است از بازدید غار منصرف شده و به دیدار زیباییهای طبیعت کرفتو و اطراف غار بپردازند که شامل آثار متعددي از پناگاهها، دخمهها و حفرههایی است که همگی در کنار غار اصلی قرارگرفته اند.
موقعیت ویژهی جغرافیایی این غار موجب شده است که از این غار به عنوان یک دژ دفاعی و سکونتگاه در روزگار باستان استفاده شود. کسانی که در این غار سکونت میکردند توانستهاند تا در آن امکاناتی مانند تعدادی اتاق، راهرو، پنجره، در و انبار ایجاد کنند. این امکانات همگی مشرف به دره و در اطراف دهانهی طبیعی غار و در سه طبقهی مرتبط بههم ساخته شدهاند. غار کرفتو در ۲۰ بهمن ۱۳۱۸ تحت شماره ۳۳۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیدهاست.
در واقع غار کرفتو از دو بخش متفاوت تشکیل شده است: بخش طبیعی و بخش دستکند و ساختهی دست انسان. مطابق مطالعات باستانشناسی انجام گرفته در این غار، آثار زیـسـتی یافت شده، داراي 4 دوره ي مختلف سکونتی است: دوره ي پیش از تاریخ، دوره ي اشکانی، دوره ي ساسانی و دوره ي اسلامی. به احتمال بسیار زیاد بخش دستکند این غار در طول دورههای مختلف و به تدریج ساخته و تکمیل شدهاست. وجود تصاویر و اشکال نقاشی شده داخل غار از جمله دیدنی هاي موجود در این اثر باستانی است که چشمان هر بیننده اي را به خود جلب می کند.
غار دارای سه طبقهی مجزا است که از طریق راهروها و پلههایی که میان آنها تعبیه شده با هم در ارتباط هستند. اتاقها، راهروها و سایر فضاهای معماری ایجاد شده در این غار در نهایت ظرافت و به گونهای طراحی و ساخته شدهاند که هم کارکردهای فضایی مورد انتظار را به خوبی برآورده کرده و هم اینکه دسترسی بسیار خوب و مناسبی به نور و هوا دارند. هنر سازندگان، در دسترسی مناسب فضاهای مختلف غار به نور و هوا کاملا هویداست و جای تردیدی نیست که پدیدآورندگان این سازه، فرهنگ و تمدنی درخشان داشتهاند.
در زیر غار یک چشمه آب دائمی قرار دارد و ساکنین غار با ایجاد تونلی وسیع، دسترسی مناسبی به این اب ایجاد کردهاند، همچنین در راهروهای درونی و طبیعی غار نیز آب به مقدار کافی یافت میشود و ساکنین غار برای تامین آب آشامیدنی مورد نیاز خود کاملا از محیط خارج از غار بینیاز بودهاند و این موضوع یکی از مهمترین وسایل دفاعی این قلعه به شمار میرفته است که توانایی تحمل محاصرههای طولانی را به ساکنین آن میداده است. در اطراف غار و محیط بیرونی نیز دو چشمهی اب دائمی وجود دارد که مورد استفاده ساکنین اطراف بوده است.
آنچه که این غار زیبا و شگفتانگیز را از هر جهت متمایز و منحصربهفرد نمودهاست؛ به طور خلاصه از این قرار است: مهمترین راههای ارتباطی تاریخی و باستانی موجود در منطقه، با غار کرفتو در ارتباط هستند و این غار در کنار راههای بسیار مهمی قرار دارد. همچنین شرحهایی هرچند مختصر از غار کرفتو در متون تاریخی مختلف وجود دارد که ارزش مطالعاتی بسیاری دارند و در نهایت، کاوشهای باستانشناسی در این غار، نتایج بسیار جالبی را در مورد استفاده از این غار در دورههای مختلف تاریخی به دست دادهاست.
راههای ارتباطی
راههای مواصلاتی باعث انتقال فرهنگها، هنر، قدرت و دلیلی مهم در رونق اقتصاد و تجارت در مناطق همجوار و حتی دوردست بودهاند. معمولا در طول دورههای تاریخی مختلف یک منطقه، شاهراههای اصلی، تغییرات چندانی به خود نمیبینند و همواره کاربری خود را حفظ مینمایند. این مسیرهای ارتباطی، در طول تاریخ و تحت تاثیر جبر جغرافیایی و عوامل محیطی شکل گرفته اند.
جهت شناخت و بازنمایی راه های باستانی همواره باید به دو عامل اصلی جغرافیا و آثار باستانی مرتبط با راه، دقت فراوان نمود؛ تا بر این اساس، راههای ارتباطی بین مناطق مختلف شناسایی شوند. یکی از این آثار شاخص که در خاک کردستان قرار دارد، غار کرفتوست. شواهد موجود، نشان دهندهی استمرار سکونت در این غار بوده و بر اهمیت و جایگاه این اثر دلالت دارد.
غار کرفتو در مرز دو منطقهی افشار و مکریان، و در کنار مسیر اصلی ارتباطی این دو منطقه قرار گرفتهاست. با توجه به موقعیت قرارگیری این اثر طبیعی- باستانی، که در نقطهی ارتباط دو منطقهی مهم افشار و مکریان قرار دارد. میتوان به اهمیت غار کرفتو در این مسیر ارتباطی مهم در منطقه پی برد و نقش این مسیر را در رونق چند هزار سالهی غار، مورد توجه قرار داد.
عوامل متعددی میتوانند وجود راههاى مواصلاتى را در این منطقه یا محدودهی باستانى مشخص نماید؛ منابع آبى همچون رودخانههاى دائمى و فصلى از اینجملهاند که در این مسیر، رودخانههای ساروق و کرفتو که زیر شاخههای زرینهرود می باشند از مهمترین این منابع به شمار می روند.
مشترکات فرهنگى، که بین این مناطق، از ابتدا تا انتهای مسیر وجود دارد نیز یکی دیگر از دلایل اصلی است. بر اساس مطالعات باستانشناختی در محدودههای مهمی که در ارتباط نزدیک با این غار بودهاند، شواهد و مدارک بسیاری مبنی بر وجود اشتراکات فرهنگی تنگاتنگ، میان محوطههای مستقر در کنارههای مسیر به اثبات رسیدهاست. تخت سلیمان، زندان سلیمان، قلعه ساریقوریخان، قلعه زیویه، غار کانیمیکائیل و گورستان کولتاریکه از مناطق و محوطههای باستانى مهمی هستند که از دورههای پیش از تاریخ تا دوران اسلامی، دارای آثار فرهنگی و مشترکات بسیاری با غار کرفتو هستند و در اطراف این مسیر قرار دارند.
برخی از سیاحان و سفرنامهنویسانی که از این غار بازدید کردهاند و گزارشاتی از سفر خود را منتشر کردهاند نیز اشاراتی به این مسیرها داشتهاند؛ یک راه قدیمی که عراق و سوریه را به ایران مربوط میساخته از دو کیلومتری این غار می گذرد. این راه، از یک طرف به سرحد ایران و عراق، و از طرف دیگر به افشار و زنجان میرود. این راه قافله رو بوده و هماکنون نیز قوافل، در فصل تابستان از این راه عبور و مرور می کنند.
غار کرفتو در متون تاریخی
در منابع محلی مربوط به تاریخ کردستان و نیز تعدادی از سفرنامههای دوسدهی اخیر اشاراتی هرچند مختصر به این غار شده است. یکی از اولین منابع، کتاب « سیرالاکراد عبدالقادربن رستم بابانی » است که نویسنده مشاهدات خود را که در نوجوانی همراه با رضاقلیخان اردلان، والی کردستان از غار کرفتو بازدید کرده، به اختصار به نگارش در آورده است.
پس از وی « میرزا علی اکبر وقایعنگار در حدیقه ی ناصری » ویژگیهای بیشتری از این غار بیان می کند. سپس « میرزاشکرالله سنندجی در تحفهی ناصری » و « آیتالله مردوخ در تاریخ کردستان » همان مطالب وقایع نگار را با اندکی دخل و تصرف نقل کردهاند. در میان گزارشات سفر نیز دو گزارش رابرت کرپورتر به تفصیل و بهمن کریمی با همراهی اورل اشتین به اختصار، مطالب قابل توجهی را دربارهی غار کرفتو نقل کردهاند و علاوه بر توضیح وضعیت داخل غار، درباره کتیبهی یونانی داخل غار نظریاتی ارائه داده اند. همچنین گفته می شود که مستشرقان و محققان بسیاری از جمله ژاک دمرگان، هنری راولینسون، کلودیوس جیمز ریچ، نیکالی والدیمیر خانیکف و فون گال از غار کرفتو بازدید کردهاند و نقشه هایی از آن تهیه و در گزارشات خود ارائه نموده اند.
مولف کتاب سیرالاکراد با یادآوری یکی از خاطرات دوران نوجوانی خود، ماجرای گشت و گذار از غار کرفتو را در معیت والی وقت کردستان رضاقلی خان اردلان نقل می کند.
« رضاقلی خان اردلان (۱۲۴۰-۱۲۸۱ ق / ۱۸۲۴-۱۸۶۴ م)، از والیان امارت کردستان اردلان با مرکزیت سنندج، یکی از آخرین امیران امارت اردلان بود که فرزند خسرو خان سوم (حک ۱۲۴۰-۱۲۵۰ ق / ۱۸۲۴-۱۸۳۴ م) و حُسنجهان خانم، مشهور به والیه، دختر فتحعلی شاه، بود او که از سوی مادر، نوۀ فتحعلی شاه قاجار بود، پس از وفات پدر به حکومت کردستان اردلان رسید، اما بهسبب سن کم، مادرش متولی امور شد. »
با توجه به اینکه نویسنده مشاهدات خود را نقل مینماید؛ این نوشتهها از اهمیت زیادی برخوردارند.
« در کُردستانِ اردلان محلی است که آن را ( هوباتو ) گویند و این بلوک در قُربِ افشار صاین قلعه و بلوکِ سقز افتاده است. در آن جا کوهی است موسوم به قلعه ی کرفتو به حسب ارتفاع مُستوی الوضع واقع گشته در کمرِ آن بیوت و حُجراتِ چند را به نوکِ کلنگِ حجاران بافرهنگ برآورده اند. مَعبری به غایت سخت از قدیم الایام برای صعود بر آن ساخته اند و بِالفعل آن هم خراب است. اکنون یک نفر در کمالِ صُعوبت بر فراز آن همی رود. در وسطِ این بُیوت مرقومه ، غاری است مُرتفع و تیره چشمِ بینندگان از مشاهده اش خیره. مقارن غار در زیر کوه زاویه ایست کوچک. آبِ صاف و سردی در نهایت عَذوبت کم کم از سقفِ آن فرو می ریزد. بِالجمله مؤلف کتاب در سنِ چهارده، پانزده سالگی همراهِ والد مَرحوم در خدمتِ والی مَغفور رضاقلی خان و جمعی از اعیانِ کُردستان به تماشای آن مکان رفتیم. به فرموده ی والی شموع و مَشاعلِ بسیار افروخته، قدم به میانِ غار نهادیم. به فاصله ی یکصد قدم آبی، در سرِ راه مشاهده شد. از میانش گذشتیم. گویا آن آبِ مقطر که از سقفِ زاویه فرو می ریخت، از ترشحِ همین آب بوده است. مَع القصّه بعد از عبور از آن آبگیر تقریباً دویست قدمِ دیگر که راه پیمودیم، تابوتی بزرگ به نظر آمد. به جز یک کله سر آدمی هیچ در آن نبود. از آن جا نیز به قدرِ هزار قدم رفتیم. سقفِ غار در بعضی جاها خیلی کوتاه و در پاره ای مقام بسیار مُرتفع. غایتِ سَیرِ ما جایی بود مانند چهار سوقِ بازار. اُطاقی در نهایتِ وسعت و ارتفاع و سقفِ آن را مُقرنس بسته بودند. زیاده بر این، همراهان، والی را از رفتن ممانعت نمودند، چه در مراجعت بیمِ آن بود که یاوه شویم و راه به بیرون نیاوریم. در گوشه و کنار، گاهی شکاف های مهیب آشکار می شد. خلاصه از طریقِ مزبور دستِ همدیگر را گرفته، بیرون آمدیم. طولِ ذهاب و ایاب پنج ساعت طول کشید » ( ابن رستم ) .
بعدها میرزا علی اکبر وقایع نگار در مؤخره ای که بر کتاب « تاریخ الاکراد » مستوره اردلان- دخترعموی خود – می نویسد، سال سیاحت رضاقلی خان والی را از غار کرفتو، در مرحله سوم والی گری وی و در سال ۱۲۶۱ قمری نقل می کند. می توان گفت که این کتاب، نخستین کتاب تاریخ محلی کردستان است که به غار کرفتو اشاره می کند و هر چند گزارش مختصری از آن را ارائه می دهد اما با توجه به آنکه مشاهدات خود مولف است، جالب توجه است.
در روایت حدیقه ناصری اثر میرزا علی اکبر وقایعنگار، نویسنده اطلاعات بیشتری از داخل غار ارائه می دهد و آن را بیشتر شرح می دهد:
« دیگری از بلوکات کردستان ، کرفتو است . کرفتو به فتح کاف تازی و رای مهمل و سکون فا و ضم تای فوقانی و واو معروف است . این بلوک در طرفِ شمال سنندج به فاصله ی هیجده فرسنگ واقع است . قریب پانزده دهکده دارد . در اصل جزو بلوکِ سقز بوده و حالا موضوع گشته ، به جز از گندم و جو حاصلی ندارد. نفوس آنجا یکهزارو ششصد نفر است . درین بلوک قلعه ی بسیار غریبی است که یکی از جمله غرایبِ روزگار است . اَحدی تا حال نتوانسته به تمامی این قلعه را گردش بکند . به انتهای آن هیچکس نرسیده و معلوم نیست بنای آن از کیست ، درین قلعه آثارِ غریبه بسیار مشاهده کرده اند . ابتدا که شخصی با چراغ و روشنایی داخلِ این قلعه می شود ، در طرفِ یسار سه غرفه را به نظر می آورد و این غرفه ها از سنگ تراشیده شده و اُرسی و پنجره های آنها را نیز از سنگ تراشیده اند و حجاری این سنگ ها در نهایتِ خوبی و استادی است و در طرفِ یمین مقبره ایست تخمیناً بیست ذرع . زمینِ این محوطه نمناک است و چوب دستی زیادی در اینجا ریخته شده . می گویند هر که به این مکان می رسد چوبی که در دست دارد باید به زمین بگذارد . درین محوطه صندوقی به شکل تابوت گذاشته شده ، کله ی آدمی که خیلی بزرگ است ، در میانِ این صندوق است. بسا مردمان از غریب و بومی تا این مقام به سهولت رفته و می روند . می گویند در اطراف این صندوق جای پای خیلی بزرگی دیده می شود و چون آن نشان پا را به هم می زنند ، بعد از چند دقیقه که برمی گردند ، باز به عینِ همان جای پا را به درستی می بینند . از اینجا که می گذرند به توسط درِ خیلی کوچکی داخل اطاق نشیمن می شوند ، که آنهم از سنگ تراشیده شده . در میانِ این اُطاق چند درِ دیگر به نظر می آید ، خودِ سیّاح به اختیار از هر دری که می رود به توسطِ پله ها ی زیاد به غرفه های دیگر داخل می شود و همچنین در آن غرفه ها باز درهای مُتعدد است . گاهی به بالا ، گاهی به پایین می روند . سیاحانی که داخل این قلعه می شوند ، باید قدری کاه با خود ببرند که اندک اندک در بینِ راه بریزند تا در هنگامِ بازگشت راه را گم نکنند . هر که درین قلعه داخل شود ، باید چراغ و آذوقه ی زیادی به همراه خود بردارد ، که مُعطّل نشود. مرحوم رضا قلی خان، والی کردستان ، با جمعیّت و اسباب و آذوقه ی زیادی داخلِ این قلعه شده بود و دو روز راه پیمود ، به انتهای آن نرسیده . محمود خان ، -عموی رضاقلیخان والی- ، در یکی از غُرفات گُم شد ، به این واسطه فَسخِ عزیمتِ رفتن به انتهای آن را کرده بودند. از همه عجیب تر چیزی که در این قلعه مشاهده شده راسته بازاری است که به بازارِ آهنگران شبیه بوده و چندین شوش –شمش- آهن را دیده که ده ذرع طول و نیم ذرع عرض داشته، ولی این قُطر به این بزرگی پوسیده ، الا قلیلی . به هر صورت چون از روی بصیرت احدی به انتهای آن نرسیده و همه ی آن را گردش نکرده ، به درستی از وضع آن اطلاع حاصل نیست. چون ندیدند حقیقت ، ره افسانه زدند » ( وقایع نگار کردستانی )
در کتاب تحفه ی ناصری هم نویسنده احتمالا از همین اطلاعات کتاب حدیقه ناصری استفاده کرده و اطلاعات بیشتری به دست نمی هد جز آنکه مقبره و تابوت موصوف را به نام « مقبره ی ساری بابا » میخواند.
مطالعات باستانشناختی
در اوایل قرن نوزدهم میلادی و برای نخستین بار، آثار غار کرفتو در سال 1819 میلادی به وسیله یک جراح و پزشک انگلیسی به نام جان کرمیک کشف شد. او در دوره جنگهای ایران و روس، در خدمت ستاد عباس میرزا بود و در شهر تبریز خدمت می کرد. در همین سال رابرت کرپورتر با استفاده از یادداشتهای کرمیک از این غار بازدید و گزارش نسبتا کاملی از آن تهیه کرد. گزارش کرپورتر مربوط به بررسی دالانها ، دهلیزها ، فضاهای داخلی غار و فضاهای دست کند به همراهی شناسایی یک قبرستان بود. وی برای نخستین بار نقشه ای از طبقه زیرین و زبرین غار ارایه و از کتیبه یونانی سر در ورودی اتاق اصلی طبقه سوم غار، گرتهبرداری کرد. پس از او راولینسون نیز در سال 1838 میلادی از این غار و کتیبه یونانی آن بازدید و قالبی از آن تهیه کرد. درحدود یکصد سال بعد اورل اشتاین که در لرستان و کردستان کار و بررسی می کرد از این غار بازدید و نقشه نسبتا مفصلی از آن تهیه کرد. در نقشه کرپورتر، فضاهای داخلی غار به دقت تفکیک، و کاربری و عملکرد هر فضا به صورت جداگانه ارایه گردیدهاست. در سال 1975 فن گال و نومان از هیئت باستان شناسی آلمان در ایران، که در پروژه تخت سلیمان در نزدیکی تکاب مشغول به کار بودند، از غار کرفتو بازدید و به تصحیح جزییات نقشه اشتاین پرداختند. آنها نتایج کار خود را به همراه مجموعه کاملی از عکسهای غار، بخصوص نقوش تزیینی موجود بر روی دیوارهها به چاپ رساندند.
در سال 1376 و برای نخستین بار، یک هیئت ایرانی با همکاری اداره کل میراث فرهنگی استان کردستان به ساماندهی و گمانه زنی در غار پرداختند. آنها با استفاده از ژنراتور برق فضاهای داخلی غار را روشن و به تکمیل و تصحیح نقشه های پیشین پرداختند و صدها متر از کانالها و حجاری ها و دالانها و دهلیزها و فضاهای مختلف و برخی از آثار آن را شناسایی کردند. این اقدامات در سالهای بعد یعنی سالهای 1379 ، 1380و 1382 پی گیری شد و خاکبرداری کامل غار، ساماندهی و آماده سازی برای بازدید گردشگران نیز در کنار این اقدامات به انجام رسید. آثار بدست آمده از این مجموعه و مناطق همجوار، نشانگر استفاده و سکونت متناوب انسان از پیش از تاریخ تا عصر حاضر است.
مکانهای گردشگری بسیاری در ایران وجود دارند که به لحاظ پتانسیل گردشگری و رشد صنعت توریسم کمنظیر و حتی بینظیرند اما متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند؛ غار کرفتو یکی از این مکانهاست که در صورت توجه و تامین زیرساختهای مناسب گردشگری، میتواند به عنوان یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری و صنعت توریسم در غرب ایران قلمداد گردد. در حال حاضر با توجه به ضعف اساسی در راههای دسترسی و امکانات اقامتی و رفاهی، این مکان زیبا و باستانی کمتر مورد توجه گردشگران قرار میگیرد.
در کنار این مشکلات و با توجه به وضعیت داخلی غار و صعبالعبور بودن آن،همچنین عدم تامین امکانات و تجهیزات مناسب برای بازدید نزدیک از این اثر کمنظیر و میراث پربهاء، همان تعداد قلیل از گردشگران راهگم کرده را نیز برای بازدید از فضاهای داخلی غار با مشکلات متعددی مواجه مینماید.
مهرزاد درافشانیان کارشناسارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی
با توجه به پتانسیلهای موجود در صنایع دستی سنتی ایرانی سعی ما بر اشتغال و کارآفرینی در این حوزه بوده است و سالهاست که در کنار اشتغال خانگی و غیر متمرکز، با احداث و راه اندازی کارگاههای متمرکز تولیدی، در حال تولید فرش، گلیم و سایر محصولات صنایع دستی سنتی هستیم.
متخصصان طراحی و تولید شرکت، در کنار تجربههای عملی در طراحی و تولید صنایع دستی، تحصیلات مرتبطی نیز با این موضوع داشته و با استفاده از علوم و تکنولوژیهای روز، محصولاتی را تولید نمودهاند که در نهایت ظرافت و زیبایی، نمایش دهندهی اوج هنر و خلاقیت هنرمندان صنایع دستی است
تولیدات کارگاهی و خانگی به صورت متمرکز و غیر متمرکز در رشته های زیر است :
همچنین متخصصان طراحی شرکت، اقدام به بازطراحی و بازآفرینی نمونه های اصیل و سنتی دستبافته های منطقه نموده اند و نمونه های بسیار کمیاب و زیبایی را که در حال از میان رفتن بودند به تولید دوباره رسانیده اند.
بازآفرینی طرح سنتی و اصیل سنه:
طراحی و تولید یکی از طرح های سنتی و اصیل سنه و معرفی این بافته برای دریافت نشان اصالت صنایع دستی
کاتالوگ کارگاه – 1398
تولید تابلوی دیواری مزین به نام مبارک الله و محمد با استفاده از خطوط بنایی
طراحی و تولید یکی از نقشه های قدیمی سنه در قالب کلاه فرنگ سنه
طراحی و تولید یکی از نقشه های قدیمی سنه در قالب ذرع و نیم
100.150
طراحی و تولید کلاه فرنگ سنه با استفاده از الگوهای آجرکاری ایرانی
ابوالقاسم عبدالله فرد – حالت ( 1293 ه.ش – 1372 ه.ش ) پس از پایان تحصیلات به استخدام شرکت نفت درآمد و تا زمانیکه به افتخار بازنشستگی نایل آمد،، در این سازمان به خدمت پرداخت
خواجه نظامالدین – یا نجمالدین – عبیدالله زاکانی قزوینی، شاعر، لطیفهپرداز، نویسنده و منتقد بزرگ قرن هشتم هجری است که متاسفانه اطلاع مبسوط و مفصلی از زندگانی او در دست نیست . «عبید زاکانی»، شاعر اواخر قرن هفتم یا اوایل قرن هشتم هجری قمری است. آثار او بیشتر به زبان طنز است. اگرچه وی اشعار و غزلیات جدی نیز دارد، شهرت او بیشتر به خاطر اشعار طنزش است. او با زبان شعر و طنز از رنج مردم، نالایقی و جهالت حاکمان و تزویر و ریای زاهدان میگوید. از اینرو، محبوب مردم و مغضوب برخی حاکمان و زاهدان بود.
معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید زاکانی و پس از او دولتشاه سمرقندی ذکر کردهاند تنها اطلاعات قابل اعتنا و استناد در خصوص این عالم و شخصیت بزرگ است. بنابر این معلومات، حدود تاریخ تولد او ۶۹۰ ق و وفات وی در حدود ۷۷۱ یا ۷۷۲ ق بوده است.
گر کنی با دگران جور و جفا/ با عبیدالله زاکانی مکن
او خود را عبیداللّه زاکانی نامیده است و برخاسته از خاندان زاکانیان قزوینی است. گفته میشود این خاندان، تیرهای از عرب (بنی خفاجه) بوده اند که به قزوین آمده و در آن جا ساکن شده اند. حمدالله مستوفی در خصوص خاندان زاکانی آورده است که: « ارباب صدور بودند، از ایشان صاحب سعید صفیالدین زاکانی خداوند املاک و اسباب و از ایشان صاحب معظم خواجه نظامالدین عبیدالله اشعار خوب دارد و رسائل بینظیر.»
آثار عبید زاکانی را میتوان به دو بخش تقسیم کرد:
بخش اول شامل قصاید و غزلیات و رباعیات و عشاقنامه، که به شیوه و سبک سخن صریح و جدی و معمول است.
بخش دوم لطایف است که از یک سو شامل اخلاقیالاشراف و حکایات و ریشنامه و صد پند و رساله دلگشاست که ترکیبی از نظم و نثر و به شیوه هزل است و از سوی دیگر شامل رساله تعریفات و نیز قصه موش و گربه است که به نظم و طنز و مطایبه هستند.
مجموع اشعار جدی باقی مانده از وی، از سه هزار بیت تجاوز نمیکند.
آثار او :
۱. دیوان اشعار، شامل قصیده، غزل، ترجیعبند، ترکیببند، مثنوی، قطعات و رباعیات.
۲. مثنوی عشاقنامه؛ شامل ۷۰۰ بیت که زاکانی آن را در سال ۷۵۱ ق به نام شاه شیخ ابواسحاق، پادشاه فارس، منظوم کرد.
۳. نوادر الامثال؛ کتابی به زبان عربی، شامل اقوال انبیا و حکما و اشعار و امثال.
۴. ریشنامه؛ رساله کوچکی است که در آن از مذهب ریش و جور و جفایی که خوبرویان زمان از این عارضه دلخراش و آفت جانکاه میبینند، سخن رفته است.
۵. رساله صد پند؛ که شامل صد پند طنزآمیز است.
۶. رساله تعاریف مشهور به ده فصل؛ این رساله از آثار انتقادی عبید است و به سبک لغتنامهای تدوین یافته و مشتمل بر ده فصل است، و در هر فصل یکی از اصناف و طبقات جامعه معرفی شده است. از جمله در بابِ دنیا و مافیها، در قاضی و متعلقات آن و…؛ در این رساله نیز همچنان طعن و انتقاد بر اوضاع و احوال اجتماعی به لطف و زیبایی دیده میشود. نویسنده کلماتی را انتخاب کرده و تعریفی طنزآمیز از آن ارائه داده است. مثلاً؛ النامحرم: اهل و عیال؛ الریش: دستاویز متفکران.
۷. رساله دلگشا؛ این رساله شامل تعداد زیادی حکایات شیرین که قسمتی به عربی و بیشتر به فارسی است. دارای نثری روان، فصیح و موجز در انتقاد از اخلاق و آداب ِ زمان.
۸. مکتوبات قلندران؛ شامل دو مکتوب از نوع مکاتیبی است که قلندران زمان به هم مینوشتند.
۹. فالنامه بروج؛ رسالهای است در انتقاد کتب فالنامه و احکام و طوالع و مسخره کردن مؤلفان و معتقدان آن. عبید در آخر هر فال یک رباعی آورده است.
۱۰. فالنامه وحوش و طیور؛ در بیان اینکه اگر هر یک از وحوش یا طیور را به فال گیرند، علامت چیست؟ این رساله شامل ۶۰ رباعی است. هر رباعی نماینده تعبیر فال هر یک از طیور و وحوش است.
۱۱. مثنوی سنگتراش؛ این منظومه در ۸۶ بیت سروده شده که سنگتراش سادهدلی، خداوند را از روی صداقت مهمان خود میکند و با این بیت شروع میشود: سنگتراشی بود اندر کوه طور، سنگتراشی کرد و گفتی ای غفور.
۱۲. قصیده موش و گربه؛ با ۹۴ بیت شعر که یکی از معروفترین آثار سیاسی و انتقادی عبید است که در شرح تزویر و ریاکاری گربهای از گربههای کرمان و زاهد و عابد شدن او پس از سالها دریدن موشها، و فریب خوردن موشها از توبه او و بروز جنگ میان موشها و گربهها و در آخر نابودی سپاه موشهاست.
۱۳. رساله اخلاقالاشراف؛ این رساله با نثری شیرین در انتقاد اخلاق دوران خود نوشته شده است و یکی از آثار گرانبهای عبید زاکانی محسوب میشود. در این اثر، همانطور که از اسمش پیداست به انتقاد از اخلاق بزرگان و اشراف کشور پرداخته شده است. او صفات اخلاقی پسندیده را به دلیل اینکه از رواج افتادهاند و کسی به آنها عمل نمیکند، «مذهب منسوخ» نامیده و در مقابل روشی که در پیش گرفتهاند را «مذهب مختار» نامیده است. مثلاً در تعریف «صدق» معمولِ زمان میفرماید: «اما صدق: بزرگان میفرمایند به این خلق اراذل حضایل است. چه مادّه خصومت و زیانزدگی صدق است.هر کس که نهج صدق ورزد، پیش هیچ کس عزّتی نیابد. فرد باید که تا تواند پیش مخدومان و دوستان خوشامد گوید و دروغ و سخن به ریا گوید «صدقالامیر» را کار فرماید. هر چه بر مزاج مردم راست آید، آن در لفظ آرد.
۱۴. زاکانی اشعاری نیز دارد که به نام اشعار هزلیه و تضمینات معروف است.
۱۵. علاوه بر اینها، کتابی به نام مقامات نیز به او منسوب است که اکنون موجود نمیباشد.
رساله اخلاقالاشراف، ریشنامه، صد پند، ده فصل، اشعار هزلیه، رساله دلگشا و مکتوبات قلندران را اولین بار فرته خاورشناس فرانسوی در مجموعهای به نام منتخب لطایف عبید زاکانی به سال ۱۳۰۳ ق در استانبول به چاپ رساند و پس از آن مکرراً در ایران و خارج آثار عبید منتشر شده است. عمده آثار عبید زاکانی، اکنون در قالب کلیات عبید زاکانی منتشر شده است.
«موش و گربه»، همیشه و همهجا «تام و جری» را تداعی نمیکند؛ گاهی هم «به رسم هجو شاعرانه»، «سیاست تغلب» را به ذهن متبادر میکند، و آن هنگامی است که نام عبید زاکانی همراهش باشد.
داستان موش و گربه عبید زاکانی حکایت گربه پیری است که به زهد و تقوا تظاهر میکند تا موشان را فریفته و به چنگ آورد. عبارت «گربه زاهد»، «گربه عابد» و حتی «گربه تائب» از همین داستان بر سر زبانها افتاده است و اغلب اوقات درباره تبهکارانی که برای اجرای مقاصد پلید خود به تقوا تظاهر میکنند، به کار میرود. در این قصیده، گربه عابد و پارسا، به شکار موشان میپردازد. شاعر در این منظومه گربهای ریاکار از سرزمین کرمان را هجو میکند که به قتل عام و تار و مار کردن موشان فارس، میپردازد.
میتوان موش و گربه را دو مفهوم نمادین دانست، که بیانی از روابط سیاست تغلب و قواعد آن است. سیاستی که شاعر خود از آن با تعبیر «سرکشی» یاد میکند:
ندارد سرکشی آنجا روایی / به کاری ناید آنجا پادشاهی
در این سیاست، یک سو، بخت یار است و سوی دیگر نکبت بار:
بنگر که روزگار چه بازی پدید کرد / نکبت چگونه دولت او را عنان گرفت
از این مجموعه، به طور خاص ابیاتی قابل تامل هستند که به نحوی آشکار گویای سیاست تغلب زمان عبید زاکانی است. او افتادن موش در خم شراب و مست گردیدنش را باعث خودبینی و بلند پروازی موش میداند که طی آن، موش با حرفهای گزاف، دشمنِ در کمین نشسته را تحریک میکند
ابیاتی از این قصیده در عین حال که به برخی از آداب جنگی نیز اشاره میکند، عموماً حکایت از آمادگی سیاست برای گردش به سمت تلافی و لشکرکشی و تغلب دارد؛ در نتیجه، سیاست که شانش تدبیر روابط حق و تکلیف است، در قلمرو ایرانیان، حق را فرو مینهد و «تکلیفش» نه در «شهر»، بلکه در «بیابان پارس» تعیین میشود و با پی کردن اسب، قدرت شاه نیز سرنگون میشود
این قصیده در نگاه اول، توصیفی است از ریاکاران دینی که چگونه بر موشان که عامه مردم هستند سلطه مییابند و جان اینها اندوخته آنها میگردد. اما به نظر صفا، این قصیده نوعی حکایت مبارزه شاه ابواسحاق با امیر مبارزالدین هم هست. توبه گربه در این داستان نیز اشارهای است به توبه معروف امیر مبارزالدین و بیعت او با خلیفه مصر که خم خانه شکست و محتسبی پیشه کرد و در لباس دین به قتل مخالفانش پرداخت.
«ناگهان گربه جست برموشان/ چون مبارز به روز میدانا»
در این بیت، مصرع «چون مبارز به روز میدانا» دارای ایهام است و شاید اشاره آشکار به امیر مبارز باشد. به ویژه که خود زاکانی باز (و البته به نحو مبهم) تصریح میکند که:
جان من پند گیر از این قصه / که شوی هر زمانه شادانا غرض از موش و گربه بر خواندن / مدعا فهم کن پسر جانا