در حکم وصیتنامه!

از : ابوالقاسم حالت

ابوالقاسم عبدالله فرد – حالت ( 1293 ه.ش – 1372 ه.ش ) پس از پایان تحصیلات به استخدام شرکت نفت درآمد و تا زمانیکه به افتخار بازنشستگی نایل آمد،، در این سازمان به خدمت پرداخت

زندگینامه ابوالقاسم حالت به نقل از ” آرشیو مفاخر نفت ” سایت “موزه های صنعت نفت ایران”

زندگینامه ابوالقاسم حالت به نقل از ” ویکی فقه “

بعد مرگم نه به خود زحمت بسیار دهید
 نه به من بر سر گور و کفن آزار دهید

نه پیِ گورکن و قاری و غسّال روید
نه پیِ سنگ لحد پول به حجار دهید

به که هر عضوِ مرا از پسِ مرگم به کسی
که بدان عضوْ بوَد حاجتِ بسیار دهید

 این دو چشمانِ قَوی را به فلان چشم‌چران
 که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهید

وین زبان را که خداوندِ زبان‌بازی بود
 به فلان هوچیِ رِند از پی گفتار دهید

کَلّه‌ام را که همه عمرْ پُر از گچ بوده‌ست
 راستْ تحویلِ علی‌اصغرِ گچکار دهید

وین دلِ سنگِ مرا هم که بوَد سنگِ سیاه
 به فلان سنگ‌تراشِ تهِ بازار دهید

 کُلْیه‌ام را به فلان رِندِ عرق‌خوار که شد
 از عرقْ کُلْیۀ او پاکْ لت و پار دهید

ریه‌ام را به جوانی که ز دود و دمِ بنز
در جوانی ریۀ او شده بیمار دهید

جگرم را به فلان بی‌جگرِ بی‌غیرت
کمرم را به فلان مردکِ زن‌بار دهید

 چانه‌ام را به فلان زن که پیِ ورّاجیست
 معده‌ام را به فلان مردِ شکم‌خوار دهید

 گر سرِ سفره خورَد فاطمه‌بی‌دندان غم
بِه که دندانِ مرا نیز به آن یار دهید

 تا مگر بند به چیزی شده باشد دستش
لااقل تخم مرا هم به طلبکار دهید.

#ابوالقاسم_حالت
#حالت
#گل_آقا

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا