مهرزاد

بیطار

در ایام ماضی، بیطاری نیمچه فرزانه، از نقض فرهنگ و تمدن و ارزشها و… توسط یکی از کارکنان بی‌تربیت مکتبخانه‌ی بزرگ شهر دچار وجدان‌درد شبانه گشته و به جهت اصلاح امور و ارتقای فرهنگ و اعتلای تمدن و خصوصا تنبیه و تادیب آن بی‌تربیتِ بی‌ادب، صبح علی‌الطلوع، شکایت به فیلسوفکی برد که گردش زمین و زمان، به او جایگاه ریاستی بخشیده بود. فی‌الحال آن دو ستاره‌ی فروزان در عالم علم و ادب!! انجمنی آراستند و به شور نشستند تا راهی یافته و فرهنگ و تمدنِ مکتبخانه‌ی بزرگ شهر را از زوال و نابودی توسط آن بی‌تربیتِ مذکور نجات دهند!

در آن ایام، قحط‌الرجال عظیمی بر مکتبخانه‌ی بزرگ شهر مستولی گشته‌بود و به‌ناچار! بزرگ مکتبخانه، تمشیت امور دو دیوانخانه‌ی آموزش و پژوهش را به طور همزمان بر گرده‌ی آن فیلسوفک مذکور محول فرمود و ایشون هم نامردی نکرد و تپه سالمی در این دو دیوانخانه بر جای نگذاشت!

از مذاکرات آن دو ستاره‌ی تابناک عرصه‌ی علم و فرهنگ و تمدن و ارزش و اینای!! مکتبخانه‌ی بزرگ شهر سیاهه‌ای در دسترس نیست، اما نتایج این مذاکره همچون مصیبتی عظیم گریبان آن بی‌تربیت مذکور را چسبید و ان دو ستاره نیز سرمست و کامروا، هر کدام به دغدغه‌های فرهنگ و هنری خود ادامه داده و همچنان و به‌شدت و همچون تخم چشم خود از فرهنگ و هنر و تمدن و ارزش و اینای!! مکتبخانه‌ی شهر حراست و پاسداری نمودند تا جاییکه فی‌الحال، در قلمرو یکی از آن دو ستاره، نسوان دست به دود شده و در کنار کسب علم و معرفت، در اوقات فراغت، از زیبایی‌های محیط و طبیعت نیز لذت میبرند!

در تاریخ 16 / 06 / 1393 و طی یک فقره برگه تفهیم اتهام به شماره ( 16 / ک ) که به امضای معاون اداری و مالی و رییس کمیته دادرسی کارکنان دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج رسیده است، احدی از کارکنان، مطابق بند 6 طبقه اول ماده 7 متهم به سهل‌انگاری و کم‌کاری در انجام وطایف محوله شده است.

این اتهام، بنابر گزارش یک عضو هیات علمی در رابطه با سهل‌انگاری‌های صورت گرفته در روند بررسی پرونده‌اش، به کارمند مذکور وارد شده‌است و سیاهه‌ی گزارش مذکور نیز به انضمام برگه‌ی تفهیم اتهام، توسط مدیر اداری وقت دانشگاه، به کارمند بی‌تربیت مذکور تحویل شده و از او پنجه مهر! نیز اخذ شده‌است

اعتراض به نابسامانی‌های موجود، یکی از حقوق مسلم اعضای هیات علمی است؛ اما با توجه به ارزش جایگاه، اعتبار علمی، دید جامع و تخصصی و سایر مولفه‌هایی که ناگزیر باید در شخصی جمع ایند تا به او به عنوان یک عضو شایسته‌ی هیات علمی نگریسته شود، هر نابسامانی یا کارکرد نامطلوبی نباید مورد توجه یک عضو هیات علمی قرار گیرد و زبان به اعتراض گشاید و دست به شکایت و شکایت‌نگاری برد.

در شرح شکایتی که توسط یک عضو هیات علمی دانشگاهی! و خطاب به معاونت محترم! آموزشی دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج جناب اقای دکتر …  نگاشته شده‌است، حتی ردپای قمرخانوم، مادربزرگ همسایه نیز به چشم میخورد!! شکایت و اعتراض نامبرده به این موضوع است که بررسی پرونده ارتقا رتبه‌اش به تاخیر افتاده‌است و البته هیات علمی مذکور، تقصیرکار را هم کشف کرده و به جهت سهولت کار معاونت محترم، به محضر ایشان معرفی هم نموده‌است!
مقصر کیست؟همان بی‌تربیت مذکور!
دلیل هیات علمی مذکور چیست؟ اینکه کارمند مذکور در محل کار سیگار کشیده‌است و لاجرم فرهنگ و تمدن به خطر افتاده و لابد اون وسطا که بلبشو بوده و فرهنگ و تمدن توی خطر بودن، پرونده‌ی من هم گم و گور شده!!!!
پس تقصیر همون مذکوره!!!

کارمند مذکور نیز طی دفاعیه‌ای که خطاب به جناب معاونت اداری و مالی و البته رییس کمیته دادرسی نگاشته‌است، خدمت ایشان عارض گشته که رییس بزرگوار کمیته دادرسی، این بابا، گودرز رو به شقایق ربط داده و به بنده اتهام تعلل و سهل‌انگاری و کم‌کاری، در کاری رو زده که اصلا وظیفه‌ی من نبوده و کلا من ازش بی‌خبرِ بی‌خبرم جان خودت!!
تعلل و کم‌کاری رو همون معاون آموزشی از خودش دَر کرده که اتفاقا شکایتنامه‌ی عریض و طویل عضو هیات علمی مذکور! خطاب به ایشونه و ایشون هم دیده دیوار کسی از دیوار من کوتاه‌تر نیست و…

رییس کمیته به اصطلاح دادرسی! بدون در نظر گرفتن واقعیت و دفاعیات متهم، نامبرده را مجرم شناخته و طی حکم شماره 18 مورخ 19 / 07 / 1393 مجازات او را اعلام و مهر دو قبضه‌ی غیرقابل تجدید نظر را هم بر آن نقش میکند!!!

ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، چگونه است که چنین اتهام مضحک و چنین حکم مضحک‌تری! در کمیته‌ی مذکور! و در کمتر از یکماه، بررسی، و حکم آن صادر و بدون حق تجدیدنظرخواهی، ابلاغ میگردد، اما شکایتی که در تاریخ 08 / 08 / 1399 به کمیته مذکور! تحویل گردیده‌است، پس از گذشت 3 سال!! هنوز حتی بررسی نیز نشده است!!!!

مهرزاد درافشانیان

03 / 10 / 1401

بیطار بیشتر بخوانید »

پژوهشگر جان بیا کارت رو تموم کن!

پژوهشگر جان بیا کارت رو تموم کن!

چند وقت پیش، دوستی‌که کارشناس پژوهش یکی از دانشگاه‌های شهرمونه، خاطره‌ای رو تعریف کرد که توی همین یکی دو روزه برام تداعی شد و مقادیر زیادی، هم به خودم!! خندیدم و هم به این اوضاع و هم به اون خاطره!

ایشون گفتن که بعد از گذشت یکی دوماه از تصدی پست کارشناس پژوهش دانشگاه و یاد گرفتن چم و خم کار، یه روز معاون محترم مربوطه، من رو به دفترش خواست و گفت: تعدادی از طرح‌های پژوهشی دانشگاه نیمه‌کاره رها شده و مجری طرح به فکر ادامه‌ی کار نیست، بی‌زحمت پرونده‌های طرح‌های پژوهشی رو یه مطالعه بکن و ببین اوضاعشون از چه قراره و چندتا طرح نیمه‌کاره و یا ناتمام داریم. بعدش هم به مجری طرح یه نامه بزن که پژوهشگرجان بیا تکلیف این طرحت رو روشن کن ببینیم میخوای چکار کنی ؟ بالاخره یا طرح رو تمومش کن و یا بیا قرارداد رو فسخ کنیم و یا…

دوستم گفت که: من از فردای اون روز کارم رو شروع کردم و طرح‌های نیمه‌تمام و بلاتکلیف رو از بین بقیه‌ی طرح‌ها بیرون کشیدم و شروع کردم به نامه نوشتن به مجری‌ها که پژوهشگر بزرگوار بی‌زحمت بیا تکلیف طرحت رو روشن کن.

تا اینجای قضیه هیچ مشکل و مسئله‌ای نبود، چون طرح‌های پژوهشی نیمه و ناتمام، چیز زیاد عجیب و غریبی نیستن و تقریبا هر موسسه‌ی علمی-پژوهشی، چندتا از این طر‌ح‌های پژوهشی نیمه‌کاره داره که بلاتکلیفن و بی‌سرانجام، نامه‌هایی هم که من مینوشتم مسبوق به سابقه هستن و توی همچین پرونده‌هایی معمولا برای مجری‌ها هر چند وقت یه بار نامه‌هایی اینچنین نوشته میشه که بلکم تلنگری بشه و طرف بیاد کارش رو تموم کنه.

 جناب کارشناس گفتن که: توی طرح‌های پژوهشی برخوردم به یه طرح پژوهشی ناتمام که اتفاقا مجری اون طرح، معاون محترم قبلی پژوهشی دانشگاه بود و احتمالا همین جریانی که معاون من رو صدا زد و دستور داد که تکلیف طرح‌های نیمه‌کاره رو روشن کنم، برای اون معاون اسبق و کارشناس اسبق پژوهشی هم اتفاق افتاده و احتمالا اقای معاون اسبق از کارشناسش خواسته که تکلیف طرح های پژوهشی ناتمام و بلاتکلیف رو روشن کنه و اون کارشناس محترم هم پرونده‌ی جناب معاون که مجری یکی از طرح‌های نیمه‌تمام بوده رو هم مطالعه کرده و روش اقدام هم کرده و مطابق معمول، جناب معاون هم امضاء زده و رفته !

درواقع معاون محترم، یه نامه به خودش! به عنوان مجری طرح نوشته و خودش، کتبا و رسما به خودش!! دستور داده‌بود که اقاجان بیا تکلیف طرحت رو روشن کن و یا تسویه کن برو.

تا اینجا هم زیاد عجیب نیست! بلاخره آقای معاون محترم، آدم قانون‌مداری بوده و از تخلف خودش هم نگذشته و برای خودش تقریبا یه توبیخ نوشته‌بود که پژوهشگرجان بیا کارت رو تموم کن!! اما طرح هنوز نیمه‌کاره و بلاتکلیف بود و جناب معاون-مجری بعد از گذشت چندین سال، نه تنها جواب نامه‌ی مکتوب خودش رو نداده بود که حتی طرح رو هم ادامه نداده بود و در واقع جناب معاون، خودش جواب خودش رو هم نداده بود!!!

یه چند سالی هست که بنده به عنوان تولید کننده‌ی صنایع دستی کارگاهی، هی مزاحم اداره فخیمه معارف و صنایع مستظرفه اسبق و میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی کنونی میشم برای کمکی، حمایتی، تسهیلاتی، بیمه ای …. و هیچ کس و هیچ مسئول و هیچ دست اندر کاری از این اداره‌ی فخیمه ، هیج جوابی به ما نداده که هیچ، کلی هم برامون دردسر درست کردن، بنابراین ما هم حدود یک سال پیش رفتیم خدمت استانداری محترم کردستان و معاونت محترم اقتصاد و اشتغال و توسعه و کمک و اینا

که آقاجان، ما چند ساله میریم اداره‌ی فخیمه و کسی جوابمون رو نمیده، معاون محترم مربوطه هم اول خیلی از بنده‌ی تولید کننده و اشتغال زاینده! استقبال به عمل آورد و تشویقم کرد و هندونه زد زیر بغلم و… بعدم لطف کرد یه نامه زد به مدیرکل اداره فخیمه که: یه بابایی به این نام و نشون اومده اینجا و داره میگه چند ساله میرم خدمتشون و هیچی به هیچی و حتی به زور جواب سلامم رو هم میدن، مدیرکل جان جریان چیه عزیزم؟!

بعد از آن روز مبارک، این بندة کمترین، خوشحال و شاد و خرم شدم و با خودم فکر کردم که مشکل حل شد و شکر خدا و الحمدالله و…

اما متاسفانه اینجای این قضیه به اونجای اون خاطره ربط داره که :

از آنهنگام تا کنون! این بنده‌ی کمترین علاوه بر پی‌گیری بیهوده‌ی تسهیلاتی، بیمه‌ای، کمکی، حمایتی … !! پی‌گیر جواب این نامه هم هستم و میخوام جواب این مدیرکل به اون یکی مدیرکل رو ببینم!!

مهرزاد درافشانیان
رییس هیات مدیره شرکت تعاونی 3707

پژوهشگر جان بیا کارت رو تموم کن! بیشتر بخوانید »

ده‌ی خوا هه‌ل ئه‌گری؟!

روزنامه روژان
سال نهم – شماره 442
پنجشنبه 13 اذر 1399

🔴 گنه کرد در بلخ آهنگری ، به شوشتر زدند گردن مسگری

⭕️بیست سال یه عمره ؛ خیلیها با کمتر از این ، کسب و کار موفقی راه انداختن و الان در کمال امنیت و آرامش دارن زندگیشون رو میکنن . بعد از بیست سال صرف عمر و تحمل انواع و اقسام کمبودها و مشکلات و …. دلمون خوش بود که بالاخره ما هم شدیم جز کارمندان با تجربه و قدیمی دستگاه مورد اشاره و ایشان ،  قدر ما رو بالاخره خواهد فهمید !  مایی که  بیست سال ناقابل از عمرمون رو صرف کار و زحمت و تلاش برای  ایشون کردیم و بالاخره هر چی نباشه یه گوشه ی کوچولوش رو ساختیم ، دلمون خوش بود که حداقل اگه با تیپا نمیندازتمون بیرون ، یه گوشه توی اون دستگاه عریض و طویلش بهمون میده که باقی عمرمون رو اونجا بگذرونیم و الفاتحه !!

اما به مصداق ضرب المثل معروف – شتر در خواب بیند پنبه دانه – ما هم در خواب و خیالات خوش غرق بودیم و برای خودمون داشتیم خیال پلو میکردیم که بعللللله ما هم داریم بازنشست میشیم و آخ جان و از این حرفها که ناگهان صدای ناهنجار تلفن همراهمان به در آمد و یک پیامک میمون و  مبارک از روابط عمومی گرامی و محترم و بسیار عزیز  دستگاه عریض و طویلمان تحویل تلفن همراه بد ترکیبمان شد مبنی بر اینکه اقا جان تشریف بیارید یه پولی بزاریم کف دستتون و خودتون رو بازخرید کنید و ما رو به خیر و شما رو به سلامت !! فقط هم برای من نیومده ها ، برای همه ی همکاران گرامی که عمر و جوانی و آرزوها و…. خلاصه همه چیزشون رو صرف توسعه و اعتلای !! دستگاه عریض و طویل مربوطه ! کردن هم اومده و خیلی محترمانه و معقولانه خدمت همه ی ما عرض کرده که اقا جان بیا برو شرت رو کم کن !!!!

البته این رو هم عرض کنم که این آقا جان بیا برو شرت رو کم کن ،  از پارسال تا حالا به صورت مسلسل وار و پشت سرهم چندین و چند بار بخشنامه شده و خیلی از همکاران باتجربه و قدیمی !! عطای دستگاه مورد اشاره رو به لقای اون بخشیدن و الوداع و مهرم ازاد و جونم حلال و خدافففظ !!! اما این دیگه خیلی نوبر بود که بخشنامه رو به صورت پیامک هم خدمت همه ی همکاران ارسال بنمایند که چی؟که بعللله اون بالایی ها آرزوشونه که کارمندان باتجربه و قدیمیشون رو با یه تیپای محترمانه بندازن بیرون !!! در واقع میفرمایند که ، تا حالا هر چی ما گفتیم شما نه نگفتید ، این یه بارم مثل بچه ی ادم سرتون رو بندازید پایین بیاین خودتون درخواست بدید و شرتون رو کم کنید و تمام .

اصولا ما در دستگاه عریض و طویلمون فقط و فقط دانش و دانشمند تولید میکنیم و کاری با استفاده ی این تولیداتمون نداریم !!! اصلا به ماچه که چیزی که ما تولید !! میکنیم به درد میخوره ، نمیخوره ، اصلا کاربردی داره یا نه ؟! واقعا به ما چه آخه ؟! ما وظیفه مون تولیده ، فقط و فقط تولید میکنیم؛علم،دانش،دانشمند،دکتر،مهندس و….. دیگه اینا کاربردی دارن یا ندارن به ما چه ؟!!! مثلا ما خودمون توی یکی از شعباتمون یه نشریه ی علمی وزین داریم که توی شماره 15 از دوره ی چهارمش در پاییز زیبا و دلفروز 1390 چاپانیدیم که  :   « مدیریت دانش در آموزش عالی شامل فرایند ازاد سازی قدرت دانش و بهره گیری خلاقانه ، کارآمد و اثربخش از تمامی اطلاعات و دانش های موجود به منظور دستیابی به اهداف و رسالت های دانشگاه است . » و اما بعد : از اون ور ، سازمان عریض و طویلمون ، بدون توجه به این اظهار فضل یه شعبه ی کوچولومون ، بخشنامه میده که اقا جان کارمندهای باسابقه و با کوله باری کت و کلفت از تجربیات مختلف و متفاوت رو بندازید بیرون و بازخریدشون کنید و نابودشون کنید و بسوزنیدشون و …. خلاصه به هر طریق ممکن از دست این کارمندهای پرمدعای با سابقه ی با تجربه خلاص بشید که اوضاع و احوالمون کیشمیشیه !!

یکی هم نیست این وسط پاشه بگه ای سروران معظم ، ای بزرگواران بالا نشین ، ای دست نیافنتی های مدیر و مدبر و ای باتدبیران با امید !! گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری !!! وضعیت الان ما و دستگاه مربوطه ی ما  که دخل و خرجمون با هم نمیخونه ، تقصیر من کارمند بخت برگشته نیست که ! مای کارمند فلک زده ، فقط و فقط مجری اوامر و دستورات ریز و درشت شما سروران بزرگوار با تدبیر و امید بودیم و اگه به اینجا رسیدیم تقصیر تصمیمات و گوهر افشانی های شماست . حالا روی چه حسابی گیر دادید به ما که بیاید به خاطر رضای خدا و اجر آخرت و یک در دنیا و صد در آخرت و……  خودتون رو بازخرید کنید تا ما به مدیریت با تدبیر و امیدمون برای سالهای متمادی و متوالی به میمنت و مبارکی ادامه بدیم !!!! فقط خدا عاالمه و بس

ده ی خوا هه ل ئه گری؟!!

مهرزاد درافشانیان

🔴

ده‌ی خوا هه‌ل ئه‌گری؟! بیشتر بخوانید »

در کف شیر نر خونخواره ای

⭕️
هفته نامه روژان
سال ششم-شماره152
شنبه 11 شهریور 96
⭕️

عین همه ی دانش آموختگان متوهم ! ، درسم که تموم شد با خودم فکر کردم باید کاری کنم کارستون ، چیکار کنم چیکار نکنم ؟ با خودم گفتم سالها گلای قالی ها رو شمردیم و گونی گونی تجربه روی هم گذاشتیم ، حالا که دود چراغ رو هم خوردیم ، یا علی مدد !💪

ته جیبامون رو هم یه نگاه انداختیم و هر چی داشتیم و نداشتیم گذاشتیم وسط  و تا تونستیم از خودمون مثل- بلانسبت حضار- 🐴 کار کشیدیم تا اینکه همه چی فراهم شد و یه کارگاه کوچولو و نقلی راه انداختیم. کارگاه گلیم بافی سنتی !☺️

یه کارگاه گلیم بافی ، دار میخواد ، نقشه میخواد ، نخ و ابزارالات و هزار تا چیز ریز و درشت میخواد ، کارگاه رو راه انداختیم ، کی؟اردیبهشت 95

بعد از اینکه کارگاه رو راه انداختیم و کلی هم با خودمون بالندگی !! کردیم که نه بابا مام خودمون رو دست کم گرفتیم ها !!! کی میتونه یهویی یه کارگاه تولیدی راه بندازه ؟!!! به جان خودم حالا اگه برم توی اداره ی مربوطه !!! و بگم من ، همین من ها ، یهویی و به خاطر دود چراغ خوردن ها و گونی گونی تجربه ی ناب و خاك و خل گرفته ، تونستم یه کارگاه تولیدی راه بندازم و در راه اعتلا و توسعه ی صنایع و هنرهای آبا و اجدادیمون کلی تلاش و کوشش کنم ، حتما حالا رییسشون که نه ؛ و لی خوب بالاخره یه کارشناسی ، نگهبانی ، نامه رسانی چیزی پیدا میشه که قدر من نخبه ی کارآفرین رو بدونه و حلوا حلوام کنه !!!!!😊

چه شبها و روزهایی با خودم خیال پلو نکردم که برام قالی قرمز میندازن ! شیرینی پخش میکنن ! روی دست بلندم میکنن و…………. هزار تا رویا و خیال شیرین و ترش و خلاصه از همه نوع !!!

القصه ؛ ما کارمون رو کردیم و در سال 1395 سالی که قرار بود برای کلفت کردن ریشه های اقتصاد مقاومتی دست به اقدام و عمل زده بشه ، ما ، هم دست زدیم ، هم اقدام کردیم و هم عمل !  و مثل برق و باد کارگاهمون رو اردیبهشت 95 راه انداختیم و اداره مربوطه هم رفتیم و دست از پا درازتر برگشتیم !! اونجا خدمتمون عارض شدن كه : ای بابا کار مهمی که نکردی یه کارگاه فسقلی راه انداختی ، یکی از مهترین هنرهای دستی این شهر رو داری احیا میکنی ،کار و شغل پایدار برای 30-40 نفر درست کردی ، خوب که چی؟! برو عمو ، خدا روزیتو جای دیگه ای بده !!! انگار شاخ شیر شکستی ، ما نفر داریم که تا حالا کلی پول خرجش کردیم و هیچی به هیچی ، والا !!😳

کارگاه رو راه انداختیم ؛ ولی کفگیرمون خورد به ته دیگ ! خوب از یه آدم یه لا قبا چه انتظار دیگه ای میره ؟ هرچند که اگر منم نورچشمی بودم باید از همون اول اول اول قضیه ، یعنی از همون جایی که این فکر مسخره ی تولید به مغز معیوبم خطور میکرد مورد توجه و عنایات خاص دست اندرکارن کلفت کردن ریشه های اقتصاد مقاومتی و کلا اقتصاد مملکتی قرار میگرفتیم و قبل از هر اقدامی بودجه ی قابل توجه ی برای فقط فکر کردن به اقدام در این راستا !!! بهمون تعلق میگرفت ! ولی چکنیم که بدبختانه نورچشمی که هیچ ، حتی نور یه لامپ 25 وات کوچولو هم نبودیم و ناچارا تمام هزینه های راه اندازی کسب و کار و اعتلای اقتصاد و فرهنگ و هنر و اشتغال و……. رو از جیب مبارکمون پرداختیم.

خوب ؛ کفگیرمون خورد به ته دیگ ، بنابراین رفتیم اداره مربوطه و عرضحال دادیم و اوضاع رو تشریح نمودیم و اداره ی مربوطه هم ما رو معرفی کردن خدمت صندوق کارآفرینی امید که هم صندوق پر از پول دارن ، هم کلی کارآفرین توی گوشه و کنار صندوقشون وول میخورن ❗️و هم گونی گونی امید دارن ‼️

 با خودمون فکر کردیم این بهترین گزینه ست چرا که هم ما خودمون کارآفرینیم هم امید لازم داریم و از همه مهمتر اون صندوقشون رو هم به شدت لازم داریم!!!

بنابراین دوباره دچار توهمات شیرین گشته و به واسطه ی نامه ی بسیار محکم اداره مربوطه ، که ما را بسیار قرص و محکم در شمار صنعتگران استان به شمار آورده و با کلی عزت و احترام به جناب صندوق معرفی نموده بود چنان اعتماد به نفسی دامنگیرمان شد که دوباره قالی قرمز و حلوا حلوا به سراغمان آمد!

کاخ رویاهایمان😂😂 دوماه بعد و توسط ریاست محترم شعبه ی صندوق و در هنگام گفتن این جمله که :

 “اصلا نه اعتبار داریم و نه اصلا میایم بازدید”

پودر شد و نامه ی اعتماد به نفسمان نیز دود❗️❗️😂

از آنجا که در صندوق امید بودیم و امیدوار ، برای ملاقات ریاست محترم کل صندوق اقدام ، و در ملاقات حضوری ، از لزوم احیای صنعت و هنر آبا و اجدادیمان-با توجه به همشهری !!! بودنمان با جناب رییس- به صورت جزیی و تقویت و کلفت نمودن پایه های اقتصاد مقاومتی به صورت کلی سخن راندیم و انتخاب نحوه ی کمک جزیی و یا کلی ! را بر اساس اصول دموکراسی به ایشان واگذار نمودیم ، ایشان نیز تعیین کمک جزیی یا کلی را به کارشناس محترم صندوق سپرده و ما را به ایشان حواله فرمودند .😐

خدمت كارشناس محترم رسیده و پس از ادای احترام و عرض ارادت و شنیدن جمله ی معرف “با شما تماس خواهیم گرفت”رهسپار خانه و کاشانه ی خود گشته و به خیالهای شیرین پرداختیم .

شرینی خیالها و رویاهایامان با گذشت تقریبا سه ماه و عملی نشدن “با شما تماس خواهیم گرفت”مجددا رنگ باخته و هر روز کمرنگ و کمرنگتر میشد . تا اینکه پس از سه ماه به یکباره و در هنگام تناول صبحانه در یك روز سرد اسفندی ! زنگ تلفنمان به صدا درآمد و نوای خوش “دیدی باهات تماس گرفتیم” ❗️😂 به آسمان برخواست و همای رحمت جناب کارشناس بر کارگاهمان نزول اجلال فرمودند ❗️

بازدیدی مختصر و نگاهی از جایگاه همایی بر مای سفیه تولیدگر و تمام❗️

دو ماه بعد و در میانه ی بهار زیبا ، نتیجه ی فرود ایشان بر سرمان 😂❗️ ابلاغ گردید :

همایمان؛با بخشندگی بسیار،مبلغ 10میلیون تومان را به جهت نمی دانیم چه ❗️ به ما اعطا فرموده بودند !!!!

خدمت ایشان رسیده و عرض نمودیم که آقاجان ، عزیز برتر از جان ، اولا که اینجانب به جهت فراهم آوردن مکان تقویت بنیه های اقتصاد مقاومتی مبلغ ده میلیون تومان ناقابل به عنوان ودیعه به صاحب مکان تقدیم نموده تا توانسته ام محل تقویت پایه ها را فراهم آورم !!😒😒😒

از سوی دیگر آخر جان من ، عزیز من ، صندوق من! اگر شما ما را عددی نمی بینی و احساس میفرمایید که عرضه ی اینکار را نداریم ، به چه دلیل 10 میلیون از اموال بیت المال را به ما میبخشی تا آن را میل بفرماییم ؟!نكند میل مباركتان بر آن است كه این بنده ی كمترین را زیر قرض و قوله مدفون نموده و به زندانمان افکنید؟!😒😒😒

ایشان ، پس از اندکی تامل ؛ ما را به اعتراض به این عمل ناصواب خودشان ‼️😳😳 😳برانگیخته و توصیه فرمودند : عرضحالی مجدد تقدیم نمایید تا بررسی فرماییم .

اینبار و پس از تقدیم اعتراض و واکاوی مجدد نمی دانم چه !!!! رای قبلی به 30 میلیون تومان ارتقا یافت!! 😳😁

البته برای ما مهم نبود که جناب کارشناس گرام پس از تقدیم اعتراض و بدون بازدید مجدد از مكان تقویت ❗️ چه به یادشان آمد که بار قبل دربازدید از مكان ، به چشم مباركشان نیامده بود و این بار با کمک سلولهای خاکستری ❗️به مغز مباركشان خطوركرد .😏

 آنچه كه برای ما مهم بود ؛  30 میلیون تومان پول بی زبانی بود كه با بخشندگی ایشان و صندوق از آن  بهره مند گشته و ما را از غلتیدن به ورطه ی شكایت طلبكاران و زندان و….. نجات می داد ! بنابراین مجددا امیدواری با حجم ! بسیار بزرگی به سراغمان آمد و خوشخیالانه با خود به خیال پلو پرداختیم كه به واسطه ی دریافت این مبلغ میتوانیم تا مدت دیگری از دست طلبكاران راحت شده و از سوراخ 🐀 خود بیرون خزیم!!

بار دیگر و این بار بسان کوه⛰ و به اتکای مصوبه ی کمیسیون استان بر سر ریاست محترم شعبه خراب شده و با اعتماد به نفسی همچون كوه آبیدر 🏔🏔 خواستار تشکیل پرونده و انجام امور اداری پرداخت 30 میلیون تومان اعطایی از سوی کمیسیون استان گردیدیم .ایشان نیز نگاهی عاقل اندر سفیه ❗️روانه ی چهره ی مباركمان فرموده و بدون حتی جوابی خشك و خالی به سلام و احوالپرسی گرم و 30 میلیون تومانیمان ‼️ ما را به كارشناس شعبه حواله فرمودند .

خدمت كارشناس شعبه رسیده و با امیدواری بسیار درخواست تشكیل پرونده و انجام امور اداری را به ایشان تقدیم نمودیم . پس از مطالعه ی كوتاهی فرمودند :

جنابعالی دارای بیمه تامین اجتماعی هستید و هیچگونه وامی به شما تعلق نمی گیرد ؛ به سلامت !!!!!!!!😳😳⁉️

اکنون ؛ ما در مرحله ی ” به سلامت ” به سر برده و “دست در کاسه و مشت در پیشانی”عاجزانه از خوانندگان گرامی می خواهیم كه اگر سوراخ 🐀🐀🐀 مطمئن و امن سراغ دارید به این کارآفرین متوهم و بیچاره  معرفی و اجر آن را در آن دنیا دریافت فرمایید!!!

پول است نه جان است که آسان بتوان داد!!!!

مهرزاد درافشانیان
رییس هیات مدیره

در کف شیر نر خونخواره ای بیشتر بخوانید »

قنات ها ، راهکاری برای مدیریت بحران آب

قنات ها ، راهکاری برای مدیریت بحران آب

هفته نامه سیروان
سال هفدهم-شماره 834
شنبه نهم خرداد 1394

دانش های باستانی

تعامل یا تقابل ؟

قنات ها یا کاریزها

تاریخچه قناتها

جغرافیای ایران

جغرافیای دشت سنندج

1-آبهای جاری و چشمه ها
2- چاهها
3- قنوات یا کاریزها

تاریخچه لوله کشی اب در ایران و سنندج

نتیجه گیری

مهرزاد درافشانیان
کارشناس ارشد مرمت و احیای بناها و بافتهای تاریخی

قنات ها ، راهکاری برای مدیریت بحران آب بیشتر بخوانید »

این یادداشت ادای احترامی است به همکاران و دوستانی که اکنون در میان ما نیستند 

این یادداشت ادای احترامی است به همکاران و دوستانی که اکنون در میان ما نیستند 

روزنامه روژان
سال نهم – شماره 470
شنبه 23 اسفند 1399

خانواده ی بزرگ و پرافتخار دانشگاه های آزاد اسلامی کردستان ، ثمره ی تلاش و کوشش و از خود گذشتگی اساتید و کارکنانی است که سالهای جوانی و عمر خود را در این راه صرف کرده و اکنون نظاره گر به ثمر  نشستن این درخت پربارند . درختی پرثمر که جوانان برومند و متخصصین ماهر و زیردستی را تقدیم جامعه ی کردستان نموده و نقش کوچکی در توسعه ی فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی در گوشه ای از میهن عزیزمان داشته است .

دانشگاه ازاد اسلامی یکی از ثمرات مبارک انقلاب اسلامی ایران است که خدمات فراوان و درخشانی را تاکنون به ملت و کشور عزیزمان ایران ارزانی داشته ، اما متاسفانه اکنون به دلایل متعددی که از حوصله ی این یادداشت خارج است دچار بحران هایی گشته است که بنیان این بزرگترین دانشگاه حضوری جهان اسلام را نشانه گرفته است و بیم ان میرود که با ادامه ی این روند مدیریتی ناصواب ، این ثمره ی مبارک انقلاب اسلامی نابود گردد و بسیاری از کارکنان و اساتید این دانشگاه که سالها ی بسیاری از عمر و زندگی خود را در راه توسعه و اعتلای این دانشگاه صرف نموده اند دچار سرگردانی و نابسامانی گردند .

دانشگاه ازاد اسلامی واحد سنندج از بدو تاسیس در سال 1362  تا سال 1391 تحت مدیریت و هدایت 5 تن از اساتید و بزرگان علمی ، همواره در حال توسعه و گسترش بود و با همکاری و همدلی کارکنان،اساتید و هدایت تیم مدیریتی و ریاست دانشگاه ، هر سال به جهت خدمات رسانی بیشتر و بهتر به مردم عزیز استان ، کمیت و کیفیت خود را ارتقا داده و امکانات سخت افزاری و نرم افزاری بیشتر و بهتری را برای خدمت به کردستان فراهم اورده و نقش بسزایی در اعتلای تحصیلات عالی استان کردستان ایفا نموده است . خانواده ی بزرگ دانشگاه های ازاد اسلامی کردستان پس از 37 سال فراز و نشیب ، اکنون حال خوبی نداشته و آینده ای پر ابهام پیش روی دارد . مرور و بازبینی سالیان گذشته و امور انجام گرفته در دوره های پیشین و گذشته ؛ سنت حسنه ای است که فایده های فراوان و مزایای بیشماری دارد.عموما پایان هر دوره از زندگی را باید با ترازوی عدل و انصاف  مرور ، و با دیدی نقادانه و موشکافانه بازبینی و بررسی کرد تا هم نقاط قوت و ضعف را دید و درک کرد و هم آینده ای روشن و پر از امید را با تقویت نقاط قدرت و رفع کاستی ها ساخت و از آن لذت برد و به آن افتخار کرد.

8 سال پیش و در راستای ارتقای کمیت و کیفیت واحد سنندج ؛ ریاست دانشگاه به فردی سپرده شد  که با توجه به سوابقش ، توانایی های ایشان در مدیریت دولتی و اداری محرز بود ، اما در توانایی ایشان برای مدیریت محیطهای آکادمیک و علمی شک و شبهه های فراوانی وجود داشت . اکنون و پس از گذشت سالها از مدیریت ایشان ، میتوان با بررسی وکنکاش دستاوردهای مدیریتی ایشان ، به این شک و شبهه ها پاسخ داد و یا مهر تاییدی بر آنها زد !!

 هر چند منصفانه نیست که نقش عوامل و وقایع خارج از محیط دانشگاه و اوضاع کلی و سایر مشکلات ناشی از آنها را بر کلیت آموزش عالی کشور و به تبع آن دانشگاه آزاد اسلامی سنندج نادیده گرفته شود اما از طرفی نیز آنچه که از سکاندار مجموعه ای آکادمیک انتظار میرود ، ایجاد آرامش ، امنیت ، ثبات و …. در مجموعه تحت مدیریت است تا از این رهگذر ، ارتقای کیفیت و کمیت حاصل گردد. در چنین دوره ی مهمی از حیات بزرگترین دانشگاه مناطق کردنشین ؛ مدیریت دانشگاه ، نه تنها اجازه ی تاثیر گذاری عوامل بیرونی در کاهش کیفیت و کمیت دانشگاه را داد ، بلکه با شوهای تبلیغاتی ، بر آوردن مدیران نالایق ، ایجاد محیط امنیتی در میان کارکنان و اساتید و فعالیت الی ماشاالله کمیته های انضباطی ، تاثیر اوضاع نابسامان آموزش عالی در سالهای اخیر را بر دانشگاه آزاد اسلامی سنندج بیش از بیش کرده و باعث پس رفت و کاهش کیفیت و حتی کمیت واحد سنندج گردید.

در همان ابتدا و همان جلسه ی اول معارفه در سال 91  و سخنرانی ایشان در ان جلسه ، امید به اصلاحات و بهتر شدن اوضاع دانشگاه ، از طریق اعمال مدیریت اداری- دولتی در محیطی دانشگاهی از سوی بسیاری از دوستان مطرح شد ، خاصه آنکه ریاست برگزیده ! هم در سخنرانی خود چنان نمایشی بی بدیل از ارایه ی وعده های پوچ و بی اساس ، سیاه نمایی اوضاع دانشگاه و تخریب رقبا و پیشینیان از خود به نمایش گذاشتند که ذره ای تردید در توانایی های مدیریت اداری-دولتی ! و غیر آکادمیک از خود به جای نگذاشتند . هنوز طنین صدای ایشان در اعلام با افتخار و عنقریب افتتاح یک عدد بیمارستان ! و دایر نمودن رشته های پزشکی و غیر پزشکی در گوشهایم است ، بگذریم از وعده های رفاه بیشتر کارکنان و گل و بوستان نمودن دانشگاه تا دستگیری و مجازات متخلفان و دزدان و اختلاسگران و اخلالگران خودساخته !

بازگو کردن ناگفته هایی از محیطهای دوستانه و بحثهای مشفقانه ؛ نحوه و شیوه ی مدیریت باری به هر جهت و کدخدا مابانه ی سالهای پیشین دانشگاه ، زیبنده ی محیطی دانشگاهی نیست و به ناچار باید گذشت و دم فروبست ؛ اما شاید دور از انصاف نباشد که اکنون و پس از گذشت این سالها ؛ از ایشان به عنوان سکاندار 5 ساله ی بزرگترین دانشگاه استان کردستان پرسید که جناب آقای دکتر ، دستاوردتان در این سالها برای بزرگترین دانشگاه استان چه بوده است؟بیمارستان ودرمانگاه ما کجاست؟چه مقدار بر فضای آموزشی ما افزوده اید؟کیفیت پژوهش ما را چه کرده اید؟فرهنگ ما را به چه اندازه ارتقا بخشیده اید؟چه کردید در این سالها؟!

به کجا رسیدیم پس از سالها سکانداری جنابعالی ، که نه تنها رشته های پزشکی و پیرا پزشکی در واحد دایر نشد بلکه تعدادی از دانشکده های خود را نیز منحل شده و ملغی شده میبینیم !! شما حتی نتوانستید آنچه را که تحویل گرفتید سالم و بدون کم کاست به مقصد برسانید !! وعده های رفاهی و ترسیم دورنمای گل و بلبل برای کارکنان و اعضای هیات علمی چه شد جناب دکتر؟! خبر دارید که با سومدیریت و غفلت شما ، تنها نمود رفاهی کارکنان و اعضای هیات علمی – شرکت تعاونی مصرف – در همان سال اول ریاستتان نابود شد و فروشنده ی بخت برگشته ی ان نیز آواره و دربدر  کشورهای دیگر ؟!  چه اهمیت دارد؟به جای آن بخت برگشته ؛ اعوان و انصارتان که در دانشگاه استخدام و از دربدری نجات یافتند !! این به آن در !!

این نیز بماند که مزایا و اضافه کار و پاداش و…..  نیز در این سالها دود شد و به برکت وجود مبارک ، ناپدید !!!  اما حداقل نشد در این سالهای متمادی ، یکبار پای صحبتهای شما بنشینیم و از شما نشنویم که ما برای پرداخت حقوق کارکنان و اعضای هیات علمی مشکل داریم !! انگار که لطف بزرگی به ما بخت برگشتگان میکنید که برای کار و زحمت و تلاشمان ؛ مزدمان را نیمه و ناتمام پرداخت میکنید ! شاهکاری بود خدا وکیل این سخنانتان !!

مدیریت غیر علمی ، کدخدا مآبانه و نمایشی ،  فعالیت بسزا و مستمر کمیته های انطباطی ، ارتقای افراد نالایق به پستهای کارشناسی و مدیریتی ؛ چنان بذری از ناامیدی و  یاس  را  در دل کارکنان و اساتید این دانشگاه به جوانه زدن واداشته است که قطعا برای ایجاد نشاط و پویایی و جبران ویرانی های گذشته ، کار سخت و طاقت فرسایی بر دوش  مدیریت جدید خواهد بود و خدا قوتی ویژه باید نثار  ایشان کرد و برایشان در جبران ویرانی سالهای پیشین آرزوی موفقیت و پیروزی نمود.

در چنین حال و هوایی و در میان دریایی از مشکلات ریز و درشت ناشی از سو مدیریت سالهای گذشته ، نقش و یاد دوستان و همکارانی که اکنون در میان ما نیستند و از آنان نامی نیک بر جای مانده است را نیز از یاد نخواهیم برد . نادر بابایی عزیز ، پهلوان سهراب منصور ، خواهر گرامیمان روناک فیض بخش ، دوست عزیزمان بهروز معظمی ، استاد دکترجلال زارعی ، استاد دکتر آرش ربانی ، استاد دکتر علی رخزادی ، هنرمند گرامی آقای پرویز معروفی ، آقای ولی آذری و بزرگ کارکنان دانشگاه آقای حسن دهزنی که فقدانشان دردی بزرگ و اندوهی جانکاه بود.

 همانگونه که در ابتدای مطلب آورده شد ، این یادداشت ادای احترامی است به انسانهای شریفی که سالهای بسیاری از عمر پر برکتشان را صرف توسعه و اعتلای فرهنگ و دانش در گوشه ای از سرزمینمان کردند .

مهرزاد درافشانیان.

این یادداشت ادای احترامی است به همکاران و دوستانی که اکنون در میان ما نیستند  بیشتر بخوانید »

تکامل موتوری !

پرواز در آسمانهای بی‌کران، همواره یکی از بزرگترین آرزو‌های بشر بر روی این کره خاکی بوده است؛ تاریخ انسانها سرشار از کوششهای موفق و ناموفقی است که به وسیله علاقه‌مندان به هوانوردی برای دستیابی به آسمان‌ها صورت گرفته و کم و بیش ردپایی از این تلاشها در کتابهای مهندسی و تاریخی باقیمانده است. مهمترین این موارد، تجربه و آزمایشی است که توسط برادران رایت در اوایل قرن بیستم – ۱۹۰۳ میلادی-  انجام گرفت و منجر به تولد صنعت هوانوردی گردید.

پس از اختراع موتورهای مکانیکی و تولد صنایع حمل و نقل دریایی و زمینی، و سال‌ها قبل از آزمایش موفق برادران رایت؛ پیشگام هوانوردی « اکتاو چانوت » در یک سخنرانی در سال ۱۸۹۰ میلادی، پیش‌بینی کرده بود که «هیچ فردی ممکن نیست خیال‌پردازی، تیزهوشی مکانیکی، توانایی ریاضیاتی و مهارت جذب سرمایه برای حل مسئله پرواز را به‌طور یکجا داشته باشد»!!

در بامداد هیجدهم دی‌ماه 1398 شمسی و در پایگاه عین‌الاسد عراق؛ اگر احتمالا و خدای‌ناکرده یکی از نوادگان « اکتاو چانوت » حضور داشت و قدرت، سرعت، دقت و ظرافت عمل پرنده‌های ایرانی را از نزدیک مشاهده میفرمود و البته اگر دچار ضربه‌ی مغزی اندکی خفیف هم نمی‌شد و همچنان پس از آن مشاهده، سالم می‌ماند و بر فرض احتمالا محال، اگر آنجناب با زبان شیرین فارسی هم آشنایی کمی داشت‌، آنگاه، شاید با خودش میگفت که : درخت گردکان به این بزرگی، درخت خربزه الله‌واکبر!!! و هرچه سریعتر و زودتر در پی پناهگاه و جان‌پناهی مستحکمتر می‌رفت تا خدای ناکرده در هجوم ماشین‌های زمینی ساخت مردمانی که چنین پرنده‌های خارق‌العاده‌ای را ساخته و به پرواز در‌آورده‌اند دچار ضربه مغزی شدید نشود و له و لورده به خانه و کاشانه و کشور خود مراجعه ننماید!! چرا که ملتی که توانسته‌اند چنین پرندگان خارق‌العاده‌ای را بسازند، قطعا ماشینهای زمینی بسیار پیشرفته‌ای را نیز ساخته و به‌کار گرفته‌اند!

و اما چنین اتفاقی نیافتاد و از ماشین‌های زمینی آن مردمان خبری نشد و نواده‌ی محترم مذکور هم احتمالا بعد از چند روزی بستری در درمانگاه برای رفع ضربه‌ی‌ اندکی خفیف مغزی ، به خانه و کاشانه و کشور خود عودت نمود. این البته در حالی‌است که همچنان در این‌ور مرز و در میان همان ملت سازنده‌ی آن پرندگان منتقم و دقیق و آتشین، دو خودروساز معظم آن‌سامان، با شدت و حدت هرچه تمامتر در حال تولید و « فرو  ش! » کردن به همان ملتند و عجب آنکه رقابتی است میان این معظمان برای فرو کردن محصولات خود، در جای بهتر و مرغوبتر ملت!!!

مجسمه عباس بن فرناس در بغداد
اثر : بدری فاضل السامرایی

برادران رایت پس از سال‌ها آزمایش در ۱۷ دسامبر ۱۹۰۳ میلادی و در کارولینای شمالی – آمریکا موفق شدند موتور کوچکی بر روی وسیله‌ی پروازی خود نصب کنند و آن را با به‌کارگیری نیروی مکانیکی موتور، در هوا به پرواز درآورند. آنچه که تجربه‌ی برادران رایت را از تمامی تلاشهای قبل، متفاوت کرده و به تبع آن نیز موجب موفقیت چشمگیر این آزمایش گردید استفاده و به کارگیری « پروانه » برای پرواز بود.

با اینکه پیش از برادران رایت موتورهای مکانیکی اختراع شده بود و تلاشهایی نیز برای به کارگیری این موتورها در به پرواز درآوردن وسیله‌ای پروازی انجام گرفته بود، اما ایده و فکر به کارگیری پروانه برای شکافتن هوا و پیش بردن وسیله‌ای پروازی در هوا، به اندیشه‌ی کسی خطور نکرده بود. تا قبل از تجربه‌ی برادران رایت تمامی مخترعان برای به پرواز درآوردن هواپیماها، کوشش کردند تا با تعبیه‌ی بال و به حرکت درآوردن آن بالها، عینا همانند پرندگان، وسیله‌ی خود را به پرواز درآورند. اما این کوشش‌ها راه بجایی نبرد و پس از آزمایش موفقیت آمیز برادران رایت، ثابت گردید که به‌کارگیری پروانه برای پیش بردن هواپیما در هوا، صحیح‌ترین اندیشه و ایده است و هواپیمای آن‌ها به عنوان نخستین « وسیله‌ی سنگین‌تر از هوا که پروازی قابل کنترل و پایدار توسط موتور خودش» را انجام داد در تاریخ ثبت گردید.

بعدها، برادران رایت، اوتو لیلیان‌تال را به عنوان الهام‌بخش خود معرفی کردند. و پس از آنان، کورتیس آمریکایی در سال ۱۹۰۸ میلادی، اختراع برادران رایت را تکمیل و با قراردادن چند چرخ کوچک در زیر هواپیما، مسئله‌ی برخاستن و فرود آمدن را حل و بدین ترتیب از همان سال به بعد، مخترعین دیگر در تکمیل این ماشین کوشیده و صنعت هوانوردی به تکامل کنونی خود رسید.

آنچه که «اکتاو چانوت» در سال ۱۸۹۰ به آن اشاره نمود و آن را ناممکن توصیف نمود مسئله‌ی پرواز انسان نبود بلکه آنچه که او آن را مسئله‌ای غیرقابل حل میدانست، پرواز با وسیله‌ای بود سنگین‌تر از هوا که انسان را با نیروی یک موتور مکانیکی به آسمان ببرد زیرا که پرواز با وسایل سبکتر از هوا تا قبل از تلاش برادران رایت به وقوع پیوسته بود و انسان با اختراع بالن هوای گرم و حتی اختراع زپلین که نوعی بالن با موتور مکانیکی بوده به اسمانها پرواز کرده بود.

برادران رایت با حل مسایل غامض و پیچیده‌ی پرواز و با اختراع یک وسیله‌ی موتوردار سنگین‌تر از هوا موفق شدند برای اولین بار درتاریخ بشر با چنین وسیله‌ای به پرواز درآیند و نام خود را بر تارک نام تمام انسانهایی که در طول تاریخ برای پرواز در آسمانها تلاش کرده‌اند حک نمایند. اکنون وسیله‌ی پروازی برادران رایت، در موزه هوافضای « اسمیتسونین » در شهر واشینگتن به نمایش عموم گذاشته شده است.

تجربه و آزمایشات برادران رایت در ادامه‌ی کارهای برادران «مون گل فیه» مخترعان بالن هوای گرم در قرن ۱۸ میلادی و «جرج کیلی و فردیناند زپلین» مخترعان گلایدر و نوعی بالن موتور دار در  قرن ۱۹ میلادی بوده است. اما آنچه که در تاریخ هوانوردی مسکوت مانده است تلاشهای دانشمندان شرقی و مسلمان است که در اکثر منابع هوانودری اشاره‌ای به این تلاشها نشده است.

عباس بن فرناس بن ورداس التاکرینی، (منسوب به «تاکرین» آبادی بزرگی در اندلس)، نخستین انسانی است که توانست با موفقیت در آسمان به پرواز درآید. او در سال «۱۹۴ هجری-۸۱۰میلادی» در شهر روندا به دنیا آمد و تقریبا 600 سال قبل از لئوناردو داوینچی و 1000 سال قبل از برادران رایت توانست با استفاده از علومی که بدانها تسلط داشت مسائل غامض پرواز را حل و با موفقیت در آسمانها به پرواز درآید و نام خود را به عنوان اولین انسان پرنده در تاریخ ثبت نماید.

او در ابتدا به فراگیری طب و داروسازی پرداخت سپس در علوم هیئت و ستاره‌شناسی، فیزیک و شیمی مهارت یافت. او همچنین موسیقیدانی بزرگ و استادی مسلم در ساخت ابزار آن بوده است به گونه‌ای که از او به عنوان یکی از عوامل اصلی راه‌یابی موسیقی شرقی به اسپانیا نام برده میشود ، عباس بن فرناس رسم فنی، هندسه و معماری را نیز به خوبی آموخته و از مجموعه‌ی این علوم برای ساخت ابزاری که با آن به پرواز درآمد استفاده برد. او در قرطبه (کوردوباـ مرکز درخشش تمدن اسلامی در اندلس )  بزرگ شد. او معاصر با حکم بن هشام ( ۱۸۰-۲۰۶ ه.ق )، عبدالرحمن بن الحکم ( ۲۰6-۲۳۸ ه.ق ) و محمد بن عبدالرحمن ( ۲۳8-۲۷۳ ه.ق ) بوده‌است.

آنچه که موجب ماندگاری نام برادران رایت و تولد صنعت هوانوردی گردید استفاده درست و به‌جا از موتورهای مکانیکی برای به پرواز درآوردن یک وسیله‌ی پروازی بود که تا قبل از آنان هیچ کس موفق به انجام آن نشده‌بود. موتورهای مکانیکی برای استفاده‌های مختلف، قرنها قبل از برادران رایت اختراع و مورد استفاده بشر قرار گرفته‌بود. بشر از این موتورها استفاده‌های فراوانی برد و تحولات و دستاوردهای بسیاری نیز در تمامی زمینه‌های زندگی بشر با استفاده از این موتورها به وقوع پیوست که انقلاب صنعتی یکی از این دستاوردهاست.

یک قرن و نیم قبل از اختراع هواپیما و در قرن هجدهم میلادی و با تکمیل و توسعه‌ی موتور بخار، قسمت اعظم نیروی صنایع مربوط به انقلاب صنعتی، از این نوع از موتورها بدست می‌آمد. انواع اصلی موتورها عبارتند از: ( موتور بخار – موتور بنزینی – موتور دیزل – موتور الکتریکی – موتور جت یا موتور موشک ). در هر یک از این موتورها، انرژی از سوختهایی چون زغال سنگ، بنزین و گازوئیل و… بدست می‌آید و این انرژی با استفاده از این موتورها به حرکت مکانیکی تبدیل میگردد. این موتورها به دو دسته‌ی اصلی درون‌سوز و برون‌سوز تقسیم میگردند. تقریبا اکثریت موتورهای مکانیکی از دسته‌ی موتورهای درون سوز هستند در اینگونه از موتورها فرآیند تبدیل سوخت به انرژی مکانیکی در درون موتور انجام می‌گیرد و سوخت در درون موتور میسوزد. موتور بخار، تنها موتور برون سوز است. که در آن ، ابتدا یک سیال عملیاتی مانند آب به وسیله‌ی سوزاندن یک ماده‌ی دیگر (ذغال‌سنگ، نفت یا …‌) گرم و داغ شده و این تغییر در حرارت سیال، منجر به ایجاد فشار، حرکت یا انرژی جنبشی می‌گردد.

ایده استفاده از بخار آب برای ایجاد نیروی حرکتی، پیشینه‌ای طولانی در حدود ۲۰۰۰ سال دارد. همانند سایر علوم، در اینجا نیز تقریبا کلیه‌ی تلاشهای دانشمندان شرقی نادیده انگاشته شده و در تاریخچه‌های متعدد و مختلف، نامی از این دانشمندان و مخترعان برده‌نشده‌است. به عنوان مثال میتوان از بدیع‌الزمان جزری دانشمند احتمالا کردزبان نام برد که در کتابش، شیوه‌ی ساخت و کاربردهای بیش از 50 دستگاه مکانیکی را با رسم شکل و توضیحات کافی، از خود به جای گذاشته است.

یکی از شاخه‌های مهم علم و فن‌آوری در تمدن اسلامی، « علم‌الحیل » است که دستاوردهای بی‌نظیرمسلمانان در این عرصه، مبنای بسیاری از فن‌آوریهای بشری قرارگرفته‌است. در میان اندیشمندان علم‌الحیل، بدیع‌الزمان جزری، شخصیت علمی و هنری والایی دارد و در کتاب خود تحت عنوان « الجامع بین‌العلم و العمل النافع فی صناعت‌الحیل»، شرح و تفسیر 50 دستگاه خودکار که خود ابداع نموده و یا ابداعات پیشینیان را تکامل بخشیده و به مرحله ساخت رسانیده است را به شیوه‌های دقیق ثبت کرده و برای شرح و تکمیل متون خود، از مصورسازی و حتی نقاشی‌های هنری نیز استفاده کرده است. این کتاب آنچنان اهمیت دارد که در دوره‌ها و حکومتهای مختلف، بارها و بارها نسخه‌برداری شده؛ چنان‌که امروزه حداقل 20 نسخه از آن در موزه‌های دنیا نگهداری میشوند. این کتاب آنچنان که خود بدیع‌الزمان در مقدمه‌ی کتابش بیان کرده‌است، به درخواست ناصرالدین محمود ارتقی، احتمالا بین سالهای 597 تا 602 ه.ق تألیف شده است.

شیوه‌ای که او در توضیح دستگاهها به‌کار برده، تا حدی به روش طراحان صنعتی امروزی شباهت دارد؛ او به صورت دقیق، دستگاه را شرح داده و برخی از قطعات اصلی آن را جداگانه ترسیم کرده است. همچنین درباره ابعاد، مواد، مصالح و شیوه اتصالات آنها توضیحات کافی داده است. او حتی به مکانیزمها و طرز کار محصول هم اشاره کرده و از کاربر دستگاه نیز غافل نشده و به ارگونومی و همخوانی ابعاد و ویژگیهای دستگاه با کاربر پرداخته و در آخر، طرح محصول را با رسم شکل دقیق، به نمایش گذاشته و برای نمایش برخی از بخشها و قطعات دستگاهها نیز، از مصورسازی‌های مهندسی و حتی هنری بهره جسته است.

موضوع علم الحیل یا حیل ( جمع حیله )، بررسی ساختار و ساختن اسباب شگفت‌انگیز و ماشينهای کاربردی بوده است. اين علم در طبقه‌بندی علوم در ميان مسلمانان، معمولا در يكی از شاخه‌های علوم رياضی جای می‌گرفته است. در اين علم، از انواع ماشينها، دستگاههای خودكار ابتكاری، دستگاههای بالابرنده آب، تلمبه‌ها و دستگاههای مكش آب، فواره‌ها، آسيابهای آبی و بادی و انواع ساعتهای مكانيكی و آبی و ظروف و مکانیسمهای ساخته‌شده برای تفريح و سرگرمی پادشاهان و … بحث میشده‌است. از نظرفارابی، ریاضیات، دانش پایه‌ی علم حیل است و هدف این علم، آن است که مفاهیمی که با دانش ریاضی درذهن شکل گرفته، براجسام طبیعی منطبق شوند. به عبارت دیگر، اشیای طبیعی بدانگونه که مفاهیم ریاضی حکم کرده، شکل یابند.

در آرای دانشمندان مسلمان که در حوزه علم‌الحیل قلم زده‌اند، دو مفهوم را میتوان تشخیص داد؛ نخست « علم‌الحیل» و دوم « صناعت‌الحیل» هر چند در آثار حکمای قدیم بین این دو مفهوم، تفکیک دقیق صورت نگرفته و موردپذیرش و استفاده عمومی واقع نشده است، ولی در مجموع میتوان علم‌الحیل را بیشترناظر به دانش تدابیر فنی و صنعتی دانست و صناعت‌الحیل را معطوف به صنعت و تکنیک فرض کرد. « مهندسی مکانیک »،  « فیزیک و مکانیک »، « دانش دستگاههای پیچیده » و « فن‌آوری » از جمله‌ی ترجمه‌هایی هستند که برابر با « علم‌الحیل و صناعت‌الحیل » دانسته‌شده‌اند

بدیع‌الزمان ابوالعز بن اسماعیل بن رزاز الجزری، ازدانشمندان احتمالا کردزبان قرن ششم هجری در تمدن اسلامی بوده که احتمالا در سال 602 هجری قمری دار فانی را وداع گفته است. از آنجایی که تمام اطلاعات ما درباره وی، از مقدمه کتاب علم‌الحیل او به دست ‌آمده، میتوانیم بگوییم که وی احتمالا سه دهه پایانی عمر خود را در منطقه « دیاربکر » و شهر باستانی « آمد » در ترکیه امروزی و در زمان سه حاکم از سلسله آل ارتق به نامهای نورالدین محمد ارسلان، قطب‌الدین سکمان بن محمد و ناصرالدین محمود به سربرده است. در مقدمه نسخه‌های خطی کتاب الجزری، از او با لقب « رئیس‌العمال » به معنی رئیس مهندسان یاد کرده‌اند که نشاندهنده جایگاه علمی والای او است. او یک مخترع بوده و شرح ابداعات خود و توسعه ابداعات پیشینیان را به شیوه‌های مهندسی در کتاب خود نگاشته است.

تا حدود ۳۰۰ سال پیش، دستگاه‌های بخار، تولیدکنندگان مهمی در حوزه‌ی نیروی مکانیکی نبودند؛ ثروت حاصل از غارت و چپاول مستعمرات به وسیله‌ی بعضی از کشورهای جنایتکار اروپایی خصوصاً انگلستان، افزایش تولیدات صنعتی، نیاز به بازار فروش محصولات، توسعه معادن زغال سنگ، افزایش دستمزد کارگران و سایر عوامل مرتبط، باعث شد تا دانشمندان اروپایی انگیزه کافی را برای تکمیل و توسعه موتور بخار به صورت کاربردی و تجاری پیدا کنند.

«دنی پاپن» در سال ۱۶۹۰ میلادی، «توماس ساوری» در سال ۱۶۹۷ میلادی و «توماس نیوکامن» در سال ۱۷۱۲ میلادی، نمونه‌های قابل استفاده‌ای از موتورهای بخار را اختراع کرده و به بهره‌برداری رساندند. اما توسعه‌ی استفاده از بخارهای پر فشار و تبدیل انرژی آنها به نیروهای خطی و دورانی که قادر به ایجاد نیروی مکانیکی مورد نیاز برای به حرکت درآوردن ماشین‌های مختلف باشند، توسط «جمیز وات» در سال ۱۷۶۵ میلادی انجام گرفت و او را میتوان مخترع موتور بخار تجاری و کاربردی دانست که استفاده از آن در ماشین‌آلات مختلف، موجب انقلاب صنعتی گردید.

دستگاه‌هایی با موتور بخار، در هر جایی که آب و سوخت‌های همچون زغال سنگ یا چوب فراهم باشد قابل استفاده هستند. ماشین‌های بخار، ساخت و استفاده از وسایل حمل و نقل اولیه چون تراکتورهای بخار و لوکوموتیوهای بخار را ممکن ساختند. موتورهای بخار پس از اختراع سایر انواع موتورها، به دلایلی همچون وزن و حجم بالای موتور، سرعت و نیروی کم، نیاز به آب فراوان و… بیشتر به عنوان موتورهای درجا کاربرد داشته‌اند و کمتر در وسایل نقلیه و به منظور حمل و نقل بار و مسافر به کار رفته‌اند. امروزه توربین‌های بخار مدرن، بخش بزرگی از برق تولیدی در جهان را بوسیله‌ی سوزاندن سوخت‌های متفاوت تولید می‌کنند.

بر خلاف موتورهای بخار، موتورهای درون‌سوز عموما در دستگاه‌های متحرک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نوع از موتورها عموما شامل موتورهای «رفت و برگشتی»، موتورهای «وانکل» و طرح‌های مشابه است که احتراق به شکل ناپیوسته در آن‌ها صورت می‌گیرد. این موتورها تقریبا در تمام خودروها، موتورسیکلت‌ها، قایق‌ها و حتی هواپیما و لوکوموتیوها استفاده می‌شوند. به عنوان مهمترین دلایل استفاده گسترده از این موتورها میتوان به سه مورد ذیل اشاره نمود : مصرف سوخت معقول؛ اندازه، حجم و وزن مناسب؛ و در نهایت بهره‌وری مناسب و به صرفه‌ در تبدیل سوخت به انرژی مکانیکی و حرکت.

در این موتورها آمیزه ای از سوخت و یک گاز (معمولاً هوا یا اکسیژن) در درون محفظه ای بسته‌ای به نام محفظه احتراق با هم مخلوط و سپس با جرقه‌ی ناشی از شمع و یا وسیله‌ی دیگری این مخلوط قابل اشتعال، آتش گرفته و انفجار کوچکی ایجاد مینماید. بر اثر این احتراق و انفجار در یک محفظه‌ی کوچک و بسته، گازهای داغ با دما و فشار بالا حاصل می‌شوند و پس از این مرحله و با انبساط این گازها، پیستون‌های موجود در محفظه‌ی بسته به حرکت درآمده و در نهایت کار مورد نظر انجام می‌گیرد. هرچند غالباً منظور از به‌کار بردن اصطلاح موتورهای درون‌سوز، موتورهای معمول در خودروها و سایر وسایل نقلیه‌‌ی زمینی و یا دریایی است، با این حال موتورهای موشک و انواع موتورهای جت نیز در تعریف موتورهای درون‌سوز جای دارند. در واقع بدون بهره‌گیری از موتورهای درون‌سوز، اختراع و ساخت هواپیماها ممکن نبود و تا پیش از پرواز نخستین هواپیمای جت در سال ۱۹۳۹، نیروی محرکه تمام هواپیماها توسط موتورهای درون‌سوز تأمین می‌شده‌است.

نخستین قدم مهم برای توسعه موتورهای درون‌سوز و چهارزمانه در اواسط قرن نوزدهم میلادی انجام گرفت و یک مهندس فرانسوی به نام « بودور شا » چهار اصل اساسی برای کار کردن موتورهای احتراقی را منتشر کرد و توسعه این اصول و بکارگیری آن‌ها، باعث ساخته شدن موتورهای چهارزمانه گردید. این اصول از این قرارند: محفظه احتراق باید کوچکترین نسبت سطح به حجم ممکن را داشته باشد ( مرحله مکش ) – فرایند انبساط باید تا حد ممکن سریع انجام شود ( مرحله تراکم ) – تراکم در ابتدای مرحله انبساط باید تا حد امکان زیاد باشد (مرحله توان ) – کورس انبساط می‌بایست تا حد امکان زیاد باشد (مرحله تخلیه ).

پس از تلاش‌های فراوانی که برای محقق کردن این اصول در ساخت موتورها انجام گرفت، در سال ۱۸۷۶ میلادی، یک مهندس آلمانی به نام « نیکلاوس گاوست اتو » توانست موتوری را به ثبت برساند که همان چرخه چهارزمانه را به کار می‌بست و در بیشتر موتورهای امروزی نیز به‌کار می‌روند.

سیر تکامل این گونه از موتورها در منابع مختلف اندکی با هم تفاوت دارد؛ سال ۱۶۷۳ میلادی «کریستین هیوجنس»، سال ۱۷۸۰ میلادی «الساندرو ولتا»، سال ۱۷۹۴ میلادی «رابرت استریت»، سال ۱۸۰۶ میلادی دانشمند سوئیسی «فرانکو ایزاک دو ریواز »، سال ۱۸۲۳ میلادی‌ «ساموئل برون »، سال ۱۸۲۴ میلادی فیزیکدان فرانسوی «نیکلا لئونار کارنو »، سال ۱۸۶۲ میلادی «نیکولاس اتو» و در  سال ۱۸۷۰ میلادی «سیگفرید مارکوس» برای توسعه و تکامل این موتورها تلاشهایی را به انجام رسانیدند، تا اینکه در سال ۱۸۷۵ میلادی « نیکولاس گاوست اتو » با همکاری «گوتلیب دایملر» و « ویلهلم میبک»  اولین موتور چهار زمانه‌ی عملیاتی را (چرخه‌ی اتو) عرضه کردند.

سپس در سال ۱۸۷۹ میلادی «کارل بنز » به تنهایی اولین موتور درون‌سوز دو مرحله‌ای را بر اساس چرخه‌ی اتو طراحی کرد. کارل بنز در ادامه، موتور چهار مرحله‌‌ای خود را اختراع و در ماشین‌های خود استفاده نمود. این خودروها اولین نسل از خودروهایی بودند که به تولید انبوه رسیدند. سال ۱۸۹۲ میلادی «رادولف دیزل» موتوری بر اساس چرخه‌ی کارنو طراحی نمود که با سوزاندن ذرات پودری زغال‌سنگ کار می‌کرد و در سال ۱۸۹۳ میلادی آن‌را به نام خود ثبت کرد. سال ۱۸۹۶ میلادی کارل بنز موتوری طراحی کرد که در آن پیستون‌های متناظر به صورت هم‌زمان به مرحله‌ی نهایی می‌رسیدند و در سال ۱۹۰۰ میلادی رادولف دیزل اولین موتور دیزلی با سوختی از روغن بادام‌زمینی را به نمایش گذاشت.

بررسی پیشینه‌ی موتورهای مکانیکی ساخت بشر برای استفاده در صنعت حمل و نقل و جابجایی بار، مسافر و… روشن میسازد که نقل و انتقال بار و مسافر به وسیله‌ی موتورهای مکانیکی برای اولین بار بر روی دریا و پس از آن بر روی زمین و در آخرین مرحله در آسمان و هوا صورت گرفته است و تنها پس از موفقیت انسان در به کار بردن موتورهای مکانیکی برای حمل و نقل بر روی دریا و زمین، نوابغ و مخترعان به فکر استفاده از این نیروی جدید ( موتورهای مکانیکی ) برای پرواز در آسمانها افتادند و تلاشها و کوششهای آنها پس از گذشت تقریبا یک قرن به بار نشست و اولین وسیله‌ی پروازی تاریخ بشر با نیروی موتور مکانیکی، در اوایل قرن بیستم و در سال 1903 به وسیله‌ی برادران رایت با موفقیت به پرواز درآمد.

این موضوع نیز توجیه بسیار ساده‌ای دارد؛ قطعا به حرکت درآوردن یک وسیله‌ی مکانیکی بر روی زمین صاف خدا !! بسیار آسانتر و ساده‌تر از به حرکت درآوردن همان وسیله‌ در هواست، بنابراین منطقی است که انسان ابتدا موتورهای مکانیکی را برای استفاده بر روی زمین صاف خدا !! توسعه داد و بهینه کرد و ماشین ساخت و به مبارکی و میمنت، باهاش روی زمین طی طریق کرد و بعد به فکر این افتاد که با همین موتور بره هوا !!

متاسفانه بر خلاف همه‌ی جهانیان! آنچه که در مملکت ما میگذرد بسیار عجیب و غریب‌تر است از آنچه که در طول قرنها، بر مخترعان و مبدعان موتورها و وسایل دریایی و زمینی و هوایی گذشته‌است!! ما در مملکتمان توانسته‌ایم وسیله‌ای پروازی بسازیم که با نهایت دقت، سرعت و ظرافت، هزاران کیلومتر راه را در هوا طی کرده و دقیقا همانجا که ما میخواهیم فرود آید، همزمان اما، در همین مملکت، از ساختن چهارچرخه‌ای عاجزیم که بر روی زمین صاف خدا !! طی طریق نماید و هموطنانمان را سالم و سلامت به مقصد برساند،!!!

 در کشور کره جنوبی و در سال ( 1955 م/ 1334 ه.ش ) یک موتور جیپ تغییریافته و بومی‌شده بر روی بدنه‌ای ساخته شده از ورق‌های آهن ضایعاتی، سوار شده و خودرویی با نام سیبال ساخته شد ! تقریبا به طور همزمان در ایران، جیب در سال ( 1338 ه.ش ) ، فیات 1100 در سال ( 1339 ه.ش ) ، لندرور در سال ( 1342 ه.ش ) و پیکان در سال ( 1345 ه.ش ) در کارخانه های داخلی تولید و به بازار عرضه شد. در حال حاضر و در سال ( 2022 م/ 1401ه.ش) صنعت خودروسازی کشور کره جنوبی دارای مقام ششم در تولید خودرو و مقام پنجم در صادرات خودرو در سطح جهان است و ما هنوز درگیر بازشدن و یا بازنشدن ایربگ‌های چهارچرخه‌هایمان !!!!

برادران معظم و معزز خودروساز !! « برادری به جا، بزغاله یکی هفت صنار » چرا بعد از گذشت نیم قرن، اونها اونجان و ما اینجا ؟!!!!

مهرزاد درافشانیان

تکامل موتوری ! بیشتر بخوانید »

سکوت دانشگاه آزاد کردستان!

http://kurdtoday.ir/news/40565/

سه شنبه 8 تیر 1400 | 00:12

سکوت دانشگاه آزاد کردستان! بیشتر بخوانید »

بافته‌های هفت رنگ سنه

بافته‌های هفت رنگ سنه

هفته نامه سیروان

شماره 1179

شنبه-31 اردیبهشت 1401

یکی از مرغوب‌ترین و زیباترین بافته‌های داری شهر « سنه »، بافته‌های هفت رنگ در این گوشه از کردستان زیباست؛ مردمان این شهر، با استفاده از مواد اولیة مرغوب و محلی، و تکنیک‌های خاص عمل‌آوری و بافت، خالق یک اثری هنری شده‌اند که در زندگی روزمره هم از آن استفاده‌های فراوان برده‌اند. قالی‌ها و گلیم‌های ریزبافت « سنه »، از جملة هنر ـ صنعت‌های فاخر این شهرند.
آنچه که تحت عنوان بافته‌های هفت رنگ شهر « سنه »، شناخته میشود؛ بافته‌هایی از این شهرند که در چله‌کشی آنها، از پشم‌های رنگرزی شده و رنگی استفاده شده باشد. به‌طور معمول در بافته‌های داری ایرانی، نخ‌های چله‌کشی سفید انتخاب شده و هنرمندان طراح فرش، هنر خود را از طریق بافت گره و پودهای رنگارنگ و چشم‌نواز بر این بوم سفید و یکدست خلق میکرده‌اند. در این بافته‌های منحصر به فرد و زیبا، برخلاف تقریبا تمامی بافته‌های داری، چله‌کشی با استفاده از نخ‌های دستریس پشمی با رنگرزی گیاهی و سنتی انجام میگرفته‌است.

استفاده از پشم برای بافت تار و پود و ایجاد یکدستی در مواد به کار رفته برای بافت؛ نرمی و لطافت خاصی را برای این بافته‌ها به ارمغان آورده‌است که در کنار طرح و نقشه‌های دلنشین « سنه »، محصولی را پدید آورده که مالکیت هر قطعه از آن، آرزوی هر هنردوست و صاحب ذ‌وقی است.

فرشها و گلیمهای ریزبافت شهر « سنه »، محصولات شناخته شده‌ای در سطح ایران و جهانند؛ سادگی تولید، مواد اولیة ارزان و بازار مناسب، فرش و گلیم‌های سنتی سنندج را به محصولی تبدیل کرده که میتوان با تولید و عرضة اصولی آن، سودآوری مناسبی را انتظار داشت.

گستردگی و بزرگی بخشهای مرتبط با تولید و تجارت دستبافته‌های سنتی و مرغوب کردی « سنه »، این قابلیت را ایجاد نموده است که بتوان به طور میانگین برای تولید و فروش هر مترمربع  از این بافته های زیبا و سحرانگیز، حداقل  5  شغل پایدار ثابت و جانبی پیش‌بینی نمود.

ایجاد کار و شغل پایدار برای بخشهای بسیار بزرگی از جامعة شهری و روستایی را میتوان با ایجاد کارگاه‌های متمرکز و نیمه‌متمرکز تولیدی، تحقق بخشید . تولید دستبافته‌های کردی « سنه »، طیف بسیار گسترده‌ای از جوامع و اصناف کاری را درگیر نموده و از این طریق به ایجاد شغل و درامد برای آنان منجر خواهد شد. دامداران از طریق تولید پشم، ریسندگان پشم، رنگرزان، طراحان، بافندگان خانگی، بخشهای بسیاری از بازار سنتی درگیر با تولید و پخش مواد اولیه و در نهایت بازار تجارت این دستبافته‌های زیبا و خیال‌انگیز.

یکی از مهمترین موانعی که در سالهای پیشین طرح‌های تولیدی در زمینة فرش و گلیم ایرانی را به ورطه نابودی و شکست کشانیده است، کمبود تقاضا و به تبع آن پایین آمدن فروش است. برای یک تولید موفق و راه‌اندازی تجارتی مطمئن، قبل از هز چیز، باید دست به تجزیه و تحلیل بازار زد و موانع و مشکلات موجود را به خوبی شناخت.

اساسی‌ترین مشکل، پایین آمدن کیفیت تولید است، چه آنجا که تولید کننده با استفاده از مواد اولیة نامرغوب و طرح و نقشهای ناهمگون، محصولی با کیفیت پایین تولید مینماید و چه آنجا که خیل عظیم دلالان شاغل در این صنعت ، باعث بالا رفتن غیر منطقی قیمت و سرخوردگی علاقه‌مندان میشوند.بنابراین سعی در بالا بردن کیفیت، و دوری از غلطیدن در ورطة دلالی و عرضة مستقیم محصول با ابزارهای سنتی و مدرن، میتواند به سادگی موجب پدید آمدن بازاری مناسب در کوتاه ترین زمان ممکن شود.

طرح های ایرانی با پیشینه‌ای تاریخی و فرهنگی به درازای تاریخ این مرز و بوم؛ لطافت، دلنشینی، هماهنگی، زیبایی و خصوصیات متعالی فرهنگی این مردمان را در دل خود حفظ کرده و با وجود تغییرات فرهنگی گستردة عصر حاضر، همچنان دوستداران بسیاری دارند.

لازم است به چهار مسئله‌ی مهم در تولید موفق یک هنرـ صنعت دستی که به سادگی میتواند منبع بی‌پایانی از اشتغال را در جامعه فراهم کند و باعث ایجاد چرخه‌های تجاری موفق در بازارهای داخلی و جهانی گردد، توجه خاص گردد، چراکه برای تولید موفق یک هنر دستی و تبدیل آن به یک هنرـ صنعت و تجارتی مطمئن، شناخت و تحلیل هر چهار مقولة مهم، دارای اهمیتی یکسان و برابرند.


1- نیروی انسانی ماهر

در حال حاضر دهها مرکز، به صورت نمایندگی، در حال تولید غیر متمرکز تابلو فرش در سطح شهرستان سنندج و شهرکهای تابعه هستند . جمع کثیری از نیروی انسانی ماهر، تحت نظر این مراکز و با دستمزدهای بسیار پایین و بدون هیچگونه آیندة شغلی، در حال کار و بافت تابلو فرشهایی با طرح های اروپایی و شیوة بافت تبریزی هستند . مراکز مذکور با بکارگیری غیراصولی نیروی انسانی موجود و با پرداخت دستمزدهای بسیار پایین، جدای از اتلاف بخش مهمی از نیروی انسانی شاغل در این بخش، موجبات نابودی و اضمحلال فرش و گلیم بافی سنتی و محلی را نیز فراهم اورده‌اند .در کنار مضرات ذکر شده برای فعالیت این گونه مراکز در سطح شهر و استان، رونق تقریبی بافت تابلو فرشها نشان از وجود تعداد بسیاری نیروی انسانی دارد که از این راه ارتزاق کرده و بافندگی را به عنوان یک شغل برگزیده اند.

2- مواد اولیه ی مرغوب

متاسفانه یکی از مهمترین دلایل از دست رفتن بازارهای سنتی برای بافته های سنندج در سالهای پیشین، استفاده از مواد اولیة نامرغوب در تولید این بافته ها بوده است . سجاده‌های سنندج به طور سنتی با استفاده از خامه‌های دست ریس‌تابیدة خاص مناطق سنندج و بیجار و با استفاده از رنگرزی سنتی  و محلی این مناطق بافته میشده‌اند . شوربختانه در حال حاضر، هم این نوع از خامه و هم رنگرزی سنتی و محلی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد و استفاده از آنها، تقریبا منسوخ گردیده است .

3- طرح و نقشه ی اصیل و سنتی

  یکی از مهمترین عوامل عدم سوددهی مناسب کارگاه‌های فرش و گلیم ، فقدان طراحان ماهر به عنوان همکار کارگاه است. تنوع در تولید که یکی از اساسی‌ترین عوامل موفقیت در یک تجارت است در کارگاه‌های تولید فرش و گلیم ، وظیفة مستقیم طراح است.کارگاه هایی که بدون در اختیار داشتن طراح فرش اقدام به تولید مینمایند، چاره‌ای جز تولید یکسان و یا کپی‌برداری و استفاده از طرح‌های سایر طراحان ندارند که هر کدام از این دو روش قطعا منجر به شکست و ضرر‌دهی کارگاه تولیدی خواهد شد.

4- بازار فروش

مشکل سالهای اخیر در فروش قالی و گلیم‌های ایرانی، تولید با کیفیت پایین و استفادة طراحان از طرح های بدون پیشینة ایرانی است. محصولی که در طول هزاران سال، دارای طرفداران بسیار و سینه چاکی بوده است ، اگر با همان کیفیت و خصوصیات پیشین و سنتی تولید گردد، قطعا بازار مناسبی برای فروش خواهد داشت.
دو جنبة کاملا متفاوت که در کنار هم و در این محصولات شکل گرفته اند، تبدیل به نقطه‌قوتی دیگر برای بازاریابی آنها شده است. این محصولات هم یک اثر هنری و هم یک وسیلة کاربردی در زندگی روزمرة مردمان این دیار بوده‌اند. این دو جنبة متفاوت که هر کدام از آنها به نوبة خود از نقاط قوت این بافته‌ها هستند، در کنار هم، جنبة بازرگانی و تجاری این محصول زیبا و معروف شهر سنندج را تقویت و تقاضا را برای آن در بازار افزایش میدهند. به دیگر سخن، محصولات تولیدی را میتوان هم به عنوان یک اثر هنری و در نمایشگاه‌های آثار هنری ، عرضه و به فروش رسانید و هم به عنوان یک محصول کاربردی و یکی از ضروریات خانة کردی و ایرانی قلمداد و به عنوان یک کالای تجاری عرضه و به فروش رسانید .
در این میان استفاده ی درست و بجا از رسانه ها و ایزارهای مولتی مدیا در کنار شبکه های مجازی و اینترنت؛ میتواند به طور جدی بازاریابی اینگونه از طرح‌ها را با موفقیت بیشتری روبرو کند.

مهرزاد درافشانیان

رییس هیات مدیره

هفته نامه سیروان

شماره 1179

شنبه-31 اردیبهشت 1401

بافته‌های هفت رنگ سنه بیشتر بخوانید »

تخلفات اداری که در کردستان زیر سبیلی نادیده گرفته می شوند

لینک در «کردتودی»

مهرزاد درافشانیان

تخلفات اداری که در کردستان زیر سبیلی نادیده گرفته می شوند بیشتر بخوانید »

error: Content is protected !!
پیمایش به بالا