
| ما ترک سر بگفتيم، تا دردسر نباشد | غير از خيال جانان، در جان و سر نباشد |
| در روي هر سپيدي، خالي سياه ديدم | بالاتر از سياهي، رنگي دگر نباشد |
| رنگ قبول مردان، سبز و سفيد باشد | نقش خيال رويش، در هر پسر نباشد |
| چشم وصال بينان، چشميست بر هدايت | سري که باشد او را، در هر بصر نباش |
| در خشک و تر بگشتم، مثلت دگر نديدم | مثل تو خوبرويي، در خشک و تر نباشد |
| شرحت کسي نداند، وصفت کسي نخواند | همچون تو ماه سيما، در بحر و بر نباشد |
| سعدي به هيچ معني، چشم از تو برنگيرد | تا از نظر چه خيزد، کاندر نظر نباشد |
مشرف الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. وی احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده است. در جوانی به مدرسهٔ نظامیهٔ بغداد رفت و به تحصیل ادب و تفسیر و فقه و کلام و حکمت پرداخت. سپس به شام و مراکش و حبشه و حجاز سفر کرد و پس از بازگشت به شیراز، به تألیف شاهکارهای خود دست یازید. وی در سال ۶۵۵ ه.ق سعدینامه یا بوستان را به نظم درآورد و در سال بعد (۶۵۶ ه.ق) گلستان را تألیف کرد. علاوه بر اینها قصاید، غزلیات، قطعات، ترجیع بند، رباعیات و مقالات و قصاید عربی نیز دارد که همه را در کلیات وی جمع کردهاند. وی بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری قمری در شیراز درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.
منبع: سایت گنجور